خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:17کد خبر29748

اخبار و گزارش هاى داخلى و خارجى را بررسى کردم. اوج گرفتن بحران یوگسلاوى با کودتاى سیاسى مورد توجه است. به خاطر مه گرفتگى هوا، هلی کوپترها نمى توانستند پرواز کنند. با اتومبیل به محل سد میل مغان رفتیم. سد انحرافى که با همکارى ایران و شوروى ساخته شده و

اخبار و گزارش هاى داخلى و خارجى را بررسى کردم. اوج گرفتن بحران یوگسلاوى با کودتاى سیاسى مورد توجه است. به خاطر مه گرفتگى هوا، هلی کوپترها نمى توانستند پرواز کنند. با اتومبیل به محل سد میل مغان رفتیم. سد انحرافى که با همکارى ایران و شوروى ساخته شده و مشترکاً مورد بهره بردارى است. با مأموران ایران و روسیه صحبت کردم. خود سد، پلى بر روى ارس شده که امکان عبور و مرور بین دو کشور را فراهم ساخته است.

آذربایجانى ها خواسته اند که از طریق این پل با پل آستارا، روزانه پنجاه کامیون امکانات از طریق ایران به نخجوان برسانند و ما موافقت کرده ایم. چون ارامنه مانع ارتباط بین دو بخش آذربایجان شده اند. دستور دادم که آنجا بتواند نقش گمرگ را ایفا کند. آقای [مرتضی] محمدخان، رییس کل گمرک که از همراهان است، دستور اجرایى را داد.

هلی کوپترها هم رسیدند. امام جمعه و معتمدان اصلاندوز که در کنار سد واقع است، آمدند و درخواست کمک براى آسفالت اصلاندوز و جاده را دارند. با هلی کوپتر به سوى محل سد خداآفرین و سد انحرافى قز قلعه سی[= قلعة دختر] رفتیم و در مسیر که از کنار ارس بود، داخل خاک آذربایجان شوروى را تماشا کردیم. روستاهاى پراکنده اى است. معمورتر از این قسمت، به نظر می رسد.

جاده مرزى و خط راه آهن. وضع آب آن طرف بهتر است. مجموعاً گفتند. 50 یا 58 درصد آب ارس از شوروى و 16 درصد از ایران و 26 درصد از ترکیه مى آید. سد خداآفرین با همکارى ایران و شوروى ساخته مى شود. در بالادست محل دو پل بسیار قدیمى قرار دارد که روى ارس صدها سال پیش ساخته شده و از آثار باستانى است.

یکى از آنها قابل استفاده و نیمى از دیگرى خراب شده است؛ بنا بوده سد خاکى در این محل زده شود که شوروى ها ترجیح داده اند، براى حفظ این آثار، کمى بالاتر برود و تبدیل به سد بتونى شود که ما هم پذیرفتیم و چون وضع قدرت بتون ریزى ما بهتر از شوروى است، قرار شده ایران مجرى ساخت بدنه باشد.

در حال حاضر دو طرف در یک زون مشترک مشغول تجهیز کارگاه و آماده سازى مقدمات کار و احداث راه و سپس انحراف آب اند. 14 روستا از شوروى و 4 روستا از ایران زیر آب خواهد رفت و این سد 7/1 میلیارد متر مکعب آب را ذخیره و 5/4 میلیارد را تنظیم مى کندکه تمامى نیاز مصرفى ما را تأمین خواهد کرد و تمامى اراضى قابل کشت منطقه را آبیاری می کند و اضافه براى صنعت و دیگر مصارف هم خواهد بود.

در محل کارگاه، رییس سازمان آب منطقه توضیحات داد. مردم منطقه جمع شدند، نیازهاى خود را گفتند: مدرسه، راه، بهداشت و عوض روستاهایی که زیر آب می روند و تقویت امکانات فرهنگى. مردمى باوفا، متدین و محروم اند.

با هلی کوپتر به سوى بیله سوار پرواز کردیم. از فضا دو طرف ارس و عمق طرف خودمان را مشاهده کردیم: مراتع و دامدارى های سنتى و مراکز ناآباد عشایر در کنار عمران مطلوب و پیشرفته اراضى کشت و صنعت مغان. این شرکت تأثیر زیادى بر عمران منطقه گذاشته و وضع رو به بهبودى است. وضع جاده ها خوب نیست.

بیله سوار شهرکوچک مرزى است و گمرک منطقه آنجا است. تقریباً همه مردم در استقبال شرکت کرده بودند و خیلى دوستانه و پرشور ابراز احساسات مى کردند. امام جمعه خیر مقدم گفت و فرماندار نیازها را مطرح کرد و من صحبت تشویق آمیزى کردم. چون گفته شد، جمعى از مردم آذربایجان شوروى هم در میدان در میان مردم حضور دارند، تشویق به همکارى بیشتر بین مردم دو طرف کردم.

از آنجا به گِرمى ، [مرکز منطقه مغان] پرواز کردیم؛ شهر کوهستانى و با مشکلات شهرى است. خیابان هاى باریک دارد و با صفا است. مشکل آب دارند. استقبال با شکوه و جمعیت خیلى زیاد و پرشور بود. در ورزشگاه نیمه تمام و خاکى در اجتماع مردم شرکت کردیم. مطابق معمول امام جمعه و فرماندار حرف زدند و من سخنرانی کردم. از آنجا به سوى خلخال پرواز کردیم. روحانیون در گِرمى زیاد بودند و تقاضاى وقت ملاقات جداگانه داشتند که فرصت نشد. یک ساعت و نیم از برنامه عقب بودیم.

با یک ساعت پرواز، ساعت دو ونیم بعد از ظهر به خلخال رسیدیم. در مسیر در ارتفاعات باران مى بارید. در خیابان های خلخال، ازدحام فوق العاده مردم، عبور و مرور را مشکل کرده بود و ماشین ها خیلى کُند پیش مى رفتند. مردم سرحال و پرشور و قوى جثه و با محبت اند. بعد از نماز و ناهار و کمى استراحت در محل فرماندارى، به استادیوم رفتیم؛ جمعیت انبوه و عظیمى از مردم اجتماع کرده بودند. نم نم باران هم بود. به همین جهت، بهانه کوتاه کردن برنامه را داشتم که به خاطر تأخیر از برنامه ها و خستگى فوق العاده خود من، فرصت خوبى بود.

نماینده شهر و فرماندار خیرمقدم گفتند و نیازهای زیادی مطرح کردند. من صحبت کوتاهى کردم و توضیح دادم. با تکمیل جاده هاى پنج گانة در دست احداث و ارتباط خلخال به شهرها و جاده هاى اطراف، این منطقه تبدیل به منطقه مرفه و برخوردار خواهد شد. شرایط، طبیعى و خوب است، ولى آب ها مهار نشده و جاده ها نیمه تمام است.

به سوی اردبیل پرواز کردیم و نزدیک ساعت پنج بعد از ظهر رسیدیم. در خیابان ها مواجه با استقبال گرم مردم بودیم. کف مى زدند و شعار مى دادند. در محل استادیوم با صفاى شهر، در اجتماع عظیم و بى سابقه مردم شرکت کردم. امام جمعه و فرماندار صحبت کردند. مردم با شعار و پلاکارد، خواستار استان شدن اردبیل بودند. برایشان سخنرانى و تشویق و تکریم از مردم آذربایجان کردم.

به مقرمان در محل فرماندارى رفتیم. بعد از نماز مغرب، استراحت و استماع اخبار، در جمع روحانیون منطقه شرکت کردم. در این جلسه صحبت هاى آقاى [بیوک خلیل زاده]مروّج، [امام جمعه اردبیل] و نصایح من و توصیه به تلاش بیشتر در شناخت و ترویج اسلام و کمک فرهنگى به مسلمانان آذربایجان شوروى مطرح شد. جمعى از سران شهر آمدند که گروه پیگیر مسایل شهرند و خواستار موافقت با استان شدن اردبیل و یا اداره کل شدن ادارات شهر شدند.

شام را دسته جمعى خوردیم. سپس در اجتماع شوراى ادارى استان شرکت کردم. [آقای اکبر پرهیزکار]، استاندار [آذربایجان شرقی] و فرماندار اردبیل، گزارش وضع استان و شهرستان را دادند و نیازها را گفتند. من هم اوضاع کشور را و سیاست هاى جهانى و منطقه اى را گفتم و توصیه به وحدت و کار بیشتر نمودم. با خستگى خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا