خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 21:31کد خبر29845

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت و نیم کار کردم. آقای [یعقوب] انتصاری آمد. طراح و مبتکر ساخت هواپیماهای کوچک کمپوزیت است که با همکاری نهاجا[=نیروی هوایی ارتش] می سازد. مدعی است تا چند ماه دیگر پرواز خواهد کرد و می خواهد کمک کنیم که خودشان بسازند؛ موافقت

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت و نیم کار کردم. آقای [یعقوب] انتصاری آمد. طراح و مبتکر ساخت هواپیماهای کوچک کمپوزیت است که با همکاری نهاجا[=نیروی هوایی ارتش] می سازد. مدعی است تا چند ماه دیگر پرواز خواهد کرد و می خواهد کمک کنیم که خودشان بسازند؛ موافقت اصولی و ارز می خواهند.

آقای مصطفی خروّبی، عضو شورای فرماندهی لیبی آمد. پیام آقای [سرهنگ معمر] قذافی را آورد. مطابق سران دیگر لیبی، یک ساعت حرف زد؛ از آمریکا و انگلیس و فرانسه به خاطر اتهام اسقاط هواپیماهای مسافری آمریکا و فرانسه ترسیده اند و از ما برای جلوگیری از تصویب [قطعنامه] شورای امنیت[سازمان ملل] علیه لیبی کمک می خواهند؛ حق هم دارند. اطلاعات مختلف، گویای وجود خطر جدی است. البته مطالب دیگری هم در مورد الجزایر و سودان گفت که فرعی بود.

مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. مشکلات وزارت مسکن و شهرسازی در دستور بود که ناتمام ماند. ظهر با اعضای هیأت رییسه مجلس خبرگان جلسه داشتیم. دربارة اجلاسیه آینده خبرگان و ساخت مرکز مجلس خبرگان در قم و مذاکره دربارة شرایط جدید در جمهوری های مسلمان نشین شوروی بحث شد.

تا ساعت چهار و نیم کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. در راه به باشگاه نهاد ریاست جمهوری رفتیم و مقداری در استخر باشگاه شنا کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا