آقایان [غلامعلی]شهرکى و [امیر] میر، نمایندگان زابل و زاهدان آمدند. از وضع مجلس انتقاد کردند که بى محتوا و همراه با دعوا و نزاع و مشاجره و باندبازى شده است. براى عمران زابل و تقویت شیعه در استان سیستان و بلوچستان استمداد نمودند. آقاى [مرتضی]الویرى، [رییس
آقایان [غلامعلی]شهرکى و [امیر] میر، نمایندگان زابل و زاهدان آمدند. از وضع مجلس انتقاد کردند که بى محتوا و همراه با دعوا و نزاع و مشاجره و باندبازى شده است. براى عمران زابل و تقویت شیعه در استان سیستان و بلوچستان استمداد نمودند. آقاى [مرتضی]الویرى، [رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس]آمد. راجع به متمم بودجه و سیاست ارزى صحبت شد. از موفقیت سیاست ارزى دولت قدردانى کرد و از اختلافات جارى اظهار نگرانى نمود و گفت که در جهت تضعیف نیروهاى رادیکال است و استمداد نمود.
[آقای غلامرضا معتمدی نیا]، نماینده کهنوج، همراه آقاى [محمد] شهسوارى، اسیر آزاد شده آمدند. او هنگام اسارت، در مقابل دوربین تلویزیون هاى غربى، علیه صدام شعار داد و فیلم آن در آن موقع پخش شد و تأثیر زیادى داشت. جریان اقدام خودش را تعریف کرد. گفت او را بین اجساد شهدا خوابانده بودند و خارجی ها فیلمبردارى مى کردند و او در یک لحظه تصمیم گرفت که شعارهاى انقلاب را بدهد و اطمینان به شهادت داشت و نمى دانست که دوربین ها مربوط به تلویزیون های خارجى است؛ خیال مى کرد تلویزیون عراق است. وقتی شعار داده، او را خاموش کرده اند. تحسینش کردم و هدیه به او دادم .
آقاى احمد جلالى آمد. از اقدامات خودش در مراکز علمى غرب گفت و براى ادامة کار مشورت کرد. آقاى [محمد]غرضى آمد. تذکراتى دربارة وزارت کشور و خط اصفهان و مسایل سیاسى داشت. عصر آقاى محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] آمد. از احتمال استیضاح خود در مجلس، به خاطر مسایل خطى و همچنین ماجرای درگیرى با معاون خود در مجلس، اظهار نگرانى کرد.
شوراى اقتصاد جلسه داشت. تا ساعت هشت شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم. بعد از شام، فیلم تماشا کردم و پس از نوشتن خاطرات، خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام