خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:16کد خبر29389

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه صبح کارهاى عقب مانده را انجام دادم.آقاى [احمد]زمانیان، نماینده نهاوند آمد. ماجراى درگیری هاى مجلس، پس از نطق پیش از دستورش را تعریف کرد و استمداد نمود. آقاى [سیدجلیل]سیدزاده، نماینده باختران[= کرمانشاه]آمد. وضع

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه صبح کارهاى عقب مانده را انجام دادم.آقاى [احمد]زمانیان، نماینده نهاوند آمد. ماجراى درگیری هاى مجلس، پس از نطق پیش از دستورش را تعریف کرد و استمداد نمود.

آقاى [سیدجلیل]سیدزاده، نماینده باختران[= کرمانشاه]آمد. وضع استان را گفت. از نتایج انتخابات مجلس خبرگان اظهار رضایت کرد و براى امور ورزش و فرهنگى استان کمک خواست. [آقای منوچهر کلیمی نیکروز]، نماینده کلیمیان، همراه با خاخام یهودیان آمدند. براى تسهیلات سفر خارجی یهودى ها و تعطیلى روز شنبه و مدرسه کلیمى ها استمداد کردند و کمکى براى زلزله آورده بودند.

آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو]، براى مسایل آب آمد. دکتر هاشمى[گلپایگانی] براى برنامه شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. آقاى عباسى آمد و سوغات سفر، یک رادیوى دیجیتالی کوچک آورد. ظهر و عصر کارهاى عقب افتاده دو روز گذشته را به روز رساندم.

دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه]، تلفنى اجازه گرفت که آقاى [محمدکاظم] خوانسارى به عنوان سفیر ایران در عراق باشد و نه کاردار موقت. آقاى [عطاءالله]مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور]آمد. پیشنهاد کرد که براى کم شدن اختلافات، از آقاى کروبى در ارتباط با انتخابات مجلس خبرگان دلجویى شود.

عصر، شورای اقتصاد جلسه داشت. قیمت مس را بالا بردیم؛ فوق العاده ارزان است که باعث رواج قاچاق آن به خارج شده است. همچنین قیمت تضمینى خرید زیتون و قیمت کامیون هاى تولیدى تعیین شد. شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا