خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:13کد خبر29740

ساعت بیست دقیقه به هشت صبح، به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم. به سوى اصفهان پرواز کردیم. مهدى هم با من بود. در فرودگاه اصفهان، هلی کوپترها آماده بودند. [آیت الله سید جلال الدین طاهری]، امام جمعه و [آقای سید محمدرضا واقفی]، استاندار اصفهان آمده بودند.

ساعت بیست دقیقه به هشت صبح، به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم. به سوى اصفهان پرواز کردیم. مهدى هم با من بود. در فرودگاه اصفهان، هلی کوپترها آماده بودند. [آیت الله سید جلال الدین طاهری]، امام جمعه و [آقای سید محمدرضا واقفی]، استاندار اصفهان آمده بودند. بلافاصله به سوى مجتمع فولاد مبارکه پرواز کردیم.

[آقای حسین محلوجی]، وزیر معادن و فلزات و [آقای سراج الدین کازرونی]، وزیر مسکن و شهرسازی و بعضى از مشاوران و معاونان و نمایندگان مجلس هم بودند. در راه آقایان [واقفی]، استاندار و [محمدحسن]عرفانیان، مدیرعامل مجتمع توضیحات دادند.

هلی کوپتر در اطراف کارخانه چند دور زد و آقاى محلوجى، واحدهاى مجتمع را معرفى کرد. ساعت هشت و نیم نشستیم و مدیران معرفى شدند. از لوح مربوط پرده بردارى کردیم. سپس به سالن بزرگ ذوب رفتیم. مدیران ایتالیایى و وزیر تجارت شان آمده بودند. به آنها خوش آمد گفتم. از عملکرد ذوب و تخلیه یک کوره دویست تنى بازدید کردیم؛ فعلاً آهن قراضه مصرف مى شود و بعداً سنگ آهن با 20درصد آهن قراضه.

با اتومبیل از واحدهاى احیای مستقیم، نیروگاه، انبارها، واحد گُندُله سازى و تولید گاز بازدید کردیم. سپس نَوَرد گرم را دیدیم که در بخشى از آن با استفاده از کلاف هاى وارداتى مشغول کار بودند. به واحد ریخته گرى برگشتیم که محصول همان کورة مورد بازدید را به صورت اسلب هاى ده مترى در مى آورد. شیوه بُرش اسلب را دیدیم و توضیح شنیدیم. در اتاق هاى کنترل، یک ایرانى و یک ایتالیایى بر ساخت و راه اندازى نظارت دارند. کوره دوم هم از فردا شروع به عمل آزمایشى مى کند.

این کارخانه هشت کوره دارد که ظرفیت مجموع آنها بیش از 3 میلیون تن ذوب است و با هزینه کمى مى تواند ظرفیت آن دو برابر شود. همچنین چهار ریخته گرى وجود دارد که هر یک مذاب دو کوره را مصرف مى کند و ظرفیت عمل آنها هم تا دو مقابل ظرفیت ذوب است.

به سالن مراسم رفتیم. ایرانى ها و ایتالیایی ها جمع بودند. مدیر مجتمع، وزیر تجارت خارجی ایتالیا، مدیر صنایع ایتالیا و وزیر معادن و فلزات ایران صحبت کردند و گزارش دادند. من هم صحبت کوتاهى نمودم و از همکارى ایتالیا و تلاش مدیران تشکر کردم و لوح هاى تقدیر را به مدیران دادم.

ناهار را با مدیران و مهمانان خوردیم. بعد از نماز و استراحت، بازدید را ادامه دادیم. وضعیت داخل کوره ها و اصلاحات جدید آنها را دیدیم که با آب خنک می شوند، تا در مصرف آجرنسوز و تعمیر اساسی صرفه جویى بشود. از نورد سرد هم که از نورد گرم پیشرفته تر و مهم تر است، بازدید کردیم. این بخش بعداً راه اندازى مى شود. از غرفه همه بخش ها بازدید کردیم. با خبرنگاران دربارة مجتمع فولاد مبارکه، مصاحبه اى انجام دادم.

با ماشین به سوى شهر جدیدالاحداث «مجلسى» در شش کیلومترى شرق کارخانه رفتیم. وزیر مسکن و شهرسازی و مدیران توضیحات دادند. این شهر براى اسکان صد هزار نفر آماده مى شود . نیازها را گفتند. فعلاً هر متر زمین را هزار تومان و هر

متر ساختمان را ده هزار تومان مى فروشند. از لوح مربوط پرده برداشتیم. با هلی کوپتر به فرودگاه اصفهان و از آنجا به سوى تهران پرواز کردیم. ساعت بیست دقیقه به هشت شب، در تهران فرود آمدیم.

اولین باران پاییزى باریده و هوا مطبوع است. به خانه آمدم. فائزه و یاسر هم بودند. عفت هم حالش بهتر است. بعد از نماز و شام استراحت کردم؛ خسته بودم.

در گزارش ها آمده بودکه مردم بردسیر علیه طرح انتقال آب شرب به رفسنجان تظاهرات کرده اند. ماشین هاى طرح را به آتش کشیده اند. [آقای سیدحسین مرعشی]، استاندار کرمان براى حل غائله استمداد کرده بود. رفسنجانی ها چند چاه آب خریده اند که آب را از منطقه پُرآب بردسیر به کم آب رفسنجان منتقل کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا