ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. [آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد. براى تحویل گرفتن سازمان تأمین اجتماعى و حضور در هیأت مدیره بانک رفاه[کارگران] و همچنین پرداخت ارزِ بُن هاى کارگرى استمداد کرد و در خصوص نحوه کار «خانه کارگر» مشورت نمود.
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. [آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد. براى تحویل گرفتن سازمان تأمین اجتماعى و حضور در هیأت مدیره بانک رفاه[کارگران] و همچنین پرداخت ارزِ بُن هاى کارگرى استمداد کرد و در خصوص نحوه کار «خانه کارگر» مشورت نمود.
تلفنى با رهبرى مذاکره کردیم.آقاى [محمدمحمدی]رى شهرى، [نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی]آمد. گزارشی از نحوة برگزارى حج داد. از رییس سازمان اوقاف، به خاطر دخالت ها و مخارج غیر لازم انتقاد داشت. مسئولان و اعضای شوراى[عالی] دانشگاه بین المللى[امام خمینی(ره) و مسئولان شهر قزوین]آمدند. گزارش وضع دادند و براى حُسن اجراى کار، کمک خواستند. تردیدهایى در مورد زمین مورد نظر در قزوین به خاطر کمى آب پیدا شده است. سپس آقایان [هادی]باریک بین، [امام جمعه] و [احمد عزیزی و سیدعبدالله هجرتی]، نمایندگان قزوین، از تلاش هم در ارتباط با تعویض فرماندار قزوین شکایت کردند.
عصر آقاى محسن رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران]آمد. گزارش سفر به پاکستان و قرار همکارى در صنایع نظامی را داد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری و معاونان و [آقای سیدمنصور رضوی]، رییس سازمان امور استخدامى آمدند و گزارش برگزارى اولین دوره آموزش مدیریت استراتژیک را دادند.
نزدیک غروب به خانه آمدم. عفت به قم رفته است. شام حاضرى خوردم و خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام