خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:34کد خبر29588

ساعت هفت و نیم صبح، همراه خانواده به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. عازم سفر به سوریه هستیم. مصاحبه کوتاهى در توضیح اهداف سفر نمودم. مراسم بدرقه رسمى بود. عفت، فاطى، فائزه، سعید [لاهوتی]، فرشته و نوه ها، همراه مان بودند. یاسر، مهدى، اعظم و محسن نیامدند. آقایان

ساعت هفت و نیم صبح، همراه خانواده به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. عازم سفر به سوریه هستیم. مصاحبه کوتاهى در توضیح اهداف سفر نمودم. مراسم بدرقه رسمى بود. عفت، فاطى، فائزه، سعید [لاهوتی]، فرشته و نوه ها، همراه مان بودند. یاسر، مهدى، اعظم و محسن نیامدند. آقایان دکتر روحانى، دکتر ولایتى، آقازاده، [وزیر نفت] و وهاجی، [وزیر بازرگانی] نیز همراهند.

در راه، در هواپیما مذاکراتى داشتیم. در فضاى ترکیه، هواپیماهاى جنگى به عنوان احترام، ما را اسکورت کردند و پیام دوستى براى آقای [تورگوت] اوزال، [نخست وزیر ترکیه] مخابره کردیم.

سروقت در فرودگاه دمشق فرود آمدیم. استقبال گرمى انجام دادند. مصاحبه کوتاهى توسط من و آقای حافظ اسد انجام شد . [خانم انیسه مخلوف]، همسر حافظ اسد هم از خانم هاى همراه استقبال نمود. در مسیر، حافظ اسد دربارة وضع سوریه و دمشق و جولان توضیحاتى داد و به سئوالاتم پاسخ گفت.

در خیابان کنار سفارت ما، جمعى از ایرانیان و اعراب براى استقبال جمع شده بودند. لحظه اى توقف کردیم. براى جواب احساسات، از ماشین پایین آمدم. خیلى شلوغ کردند و دور من جمع شدند. براى ملاحظه حال حافظ اسد، زود به ماشین برگشتیم. به قصر «تشرین» در دامنة کوه قاسیون که در غرب دمشق امتداد دارد، رفتیم. قصر جالبى است. مدتى طولانى در سالن قصر با حافظ اسد مذاکرات معمولى داشتیم. همراهان هم بودند. همة اعضای دولت سوریه به استقبال آمده بودند.

براى استراحت به اتاق ها رفتیم. وزرا با ما در این قصر هستند. آقاى [عبدالحسین] وهاجى، رییس کمیسیون مشترک آمد. توضیح مذاکراتش دربارة کیفیت وصول طلب هاى ما از سوریه را داد. با آقاى [محمدکاظم]خوانسارى، [مدیرکل اداره شرق عربی و شمال آفریقای وزارت امور خارجه]، دربارة برنامه ها و آقاى [محمدحسن]اخترى، [سفیر ایران در سوریه]، در همین موضوع صحبت شد. ناهار را با اعضاى خانواده خوردیم. خدمه، همه خانم بودند؛ معمولاً بى حجاب یا بدحجاب، ولى مودب.

بعد از استراحت کوتاهى، براى مراسم اداى احترام به شهداى سورى در جنگ با اسراییل رفتیم و فاتحه خواندیم و تاج گل گذاشتیم؛ دو هزار شهید، عمدتاً از جنگ اکتبر 1967 در آنجا دفن شده است. از مسئول جایگاه [المنیها]، توضیح مختصرى گرفتم. در مسیر، از منطقه زینبیّه عبور کردیم. مردم دو طرف خیابان اجتماع کرده بودند.

براى مذاکرات به دفتر اسد رفتیم. آقایان [علی اکبر]ولایتى، [وزیر امور خارجه]، [حسن]روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] و مترجم،[جواد]ترک آبادى و فاروق الشرع، [وزیر امورخارجه سوریه] بودند. از ساعت پنج و نیم تا نُه شب مذاکره کردیم؛ به جز یک ربع ساعت براى خواندن نماز مغرب و عشا.

مذاکرات خیلى دوستانه و صمیمى بود. بیشتر دربارة وضع عراق و بحران خلیج فارس صحبت کردیم. آقای اسد معتقد است، آمریکا خواهان حذف صدام است، ولى نمى خواهد حکومت آیندة عراق، اسلامى و تحت تأثیر ایران باشد؛ به همین

جهت با حاکمیت معارضین فعلى موافق نیست و دنبال کودتاى نظامى است که رژیمى متمایل به آمریکا را بیاورد.

سورى ها از مذاکره سران کردها با صدام ناراضى بودند، چون بدون اطلاع آنها انجام شده بود. بیشتر وارد بحث مسأله فلسطین و هدف [جیمز] بیکر، وزیر امورخارجه آمریکا از مذاکرت شدیم که به جلسه بعد موکول شد. برای مهمانی شام با هم به قصرالقاعه رفتیم؛ قصر جالبى است. با معمارى سورى تزئین شده و سالن و اتاق تشریفات زیبایى دارند. نطق هاى دو طرف گرم و دوستانه بود. جمع زیادى از شخصیت هاى سورى دعوت داشتند.

مجمع علماى لبنان از اهل سنت و شیعه، [شامل هیات علمای جبل عامل، هیات علمای بقاع، تجمع علمای مسلمین و لقاءالعلمای بیروت] آمدند، وضع شان را پرسیدم. شعرى در مداحى و خوشامد خواندند و از خدمت هاى انقلاب ایران براى اسلام، در جهان و لبنان تشکر کردند.

آقای احمد جبرئیل، [دبیرکل جبهه خلق برای آزادی فلسطین] و یارانش آمدند. از وضع خودشان اظهار نگرانی کردند. در بحران خلیج فارس به نفع صدام حرف زده اند و باعث خشم و قهر سورى ها شده اند. نگران آینده خود و فلسطین هستند؛ به حافظ اسد گفتم، قرار شد به آنها محبت کند.

مسئولان جبهه القائه فلسطین آمدند. از آینده فلسطینى ها اظهار نگرانی کردند و براى تشکیل جبهه کامل از همه فلسطینى ها و حفظ سازمان آزادیبخش، تقاضای کمک کردند. به آنها اطمینان حمایت دادم؛ راضى رفتند.

شیخ سعید شعبان، [رهبر جنبش توحید اسلامی] آمد. از مواضعی که در بحران خلیج فارس، به نفع صدام گرفته شرمنده است و از عکس العمل سورى ها که به او فشار آورده اند، شکایت داشت. نزد اسد شفاعت کردم؛ پذیرفت. آقای شیخ مهدى شمس الدین، [رییس مجلس اعلای شیعیان لبنان] آمد؛ او هم از مواضع خود در مقابل سیاست ما در لبنان، شرمنده است. ابراز وفادارى کرد و خواستار کمک به حل مسأله گروگان ها شد و از جریان جارى در لبنان ابراز رضایت کرد.

کاردارمان در لبنان آمد. پیام رییس جمهور لبنان را آورد که خواسته است مستقیم با او کار کنیم؛ قبول کردیم. آقاى [محمدحسین]رضایى مسئول سازمان حج آمد. از عربستان آمده است. از پیشرفت کار راضى است. ملک فهد قول داده که جاى مناسبى براى انجام مراسم برائت[از مشرکین] بدهد.

نماز جماعت را با کارکنان سفارت خواندیم و برایشان صحبت کوتاهى کردم. با آنها در سفره شام شرکت کردم، ولى شام نخوردم، چون قرار بود با حافظ اسد شام کارى داشته باشیم.

مطابق معمول سورى ها، شام خیلى طول کشید: تا ساعت دوازده و نیم شب. ضمن صرف شام، مذاکرات خصوصى خوبى با حافظ اسد داشتیم. دربارة کم و کیف کمک کشورهاى نفتى خلیج فارس به سوریه در جریان بحران خلیج فارس، مدعى بود که على رغم شایعات، کمک ها کم است. تعهدات قبلى خود را در مورد کمک به کشورهاى خط مقدم با اسراییل که در جریان جنگ ایران و عراق قطع شده، تکمیل کرده اند و مبالغ کمى هم اخیراً داده اند، ولى قرار گذاشته اند که در آینده بیشتر بدهند.گفتم چرا شایعات را تکذیب نمى کنند. گفت شاید در آینده جبران کنند. گفتم شاید آمریکا مانع مى شود؛ منتفى ندانست.

به مقر برگشتیم. عفت هم آمده بود. آنها هم از مهمانى خانم اسد راضى بودند. اخوى محمود آمد. یک رادیوی کامپیوترى آورده بود، استفاده شود که بالاخره نتوانستیم رادیو ایران را بگیریم. دو کانال تلویزیون سوریه را گرفتیم. اهمیت زیادى به سفر ما داده اند و بیشتر برنامه ها در این خصوص بود. دیر وقت خوابیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا