خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:40کد خبر29435

ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. ساعت هشت به جلسه هیأت دولت رفتم. بررسى تبصره هاى بودجه در دستور بود؛ جلسة فوق العاده گذاشته ایم. براى ملاقات فرماندهان نیروى دریایى ارتش، به دفترم برگشتم. آقاى [علی]شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی]، دربارة برنامه هاى

ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. ساعت هشت به جلسه هیأت دولت رفتم. بررسى تبصره هاى بودجه در دستور بود؛ جلسة فوق العاده گذاشته ایم. براى ملاقات فرماندهان نیروى دریایى ارتش، به دفترم برگشتم. آقاى [علی]شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی]، دربارة برنامه هاى نیرو و مسایل منطقه مطالبى داشت. من هم صحبت کردم . آقاى [محمدرضا]موحدى قمى، مسئول عقیدتى سیاسى نیروی دریایی هم، جداگانه آمد و براى تقویت عقیدتى سیاسى استمداد کرد.

به جلسه هیأت دولت برگشتم؛ تا ظهر تبصره ها را تمام کردیم و پس از صرف ناهار به دفترم رفتم. عصر [آقای ولادیمیر پتروفسکی]، فرستاده ویژه آقای[میخائیل]گورباچف،

[صدر هیأت رییسه اتحاد جماهیر شوروی]آمد . گفت بناست یک ماه و نیم دیگر به عراق مهلت داده شود که اگر از کویت بیرون نرفت، از زور استفاده شود. گفت در سفر طارق عزیز، [وزیر امورخارجه عراق] به مسکو، او هیچ مطلبی که نشانة آمادگى برای تخلیه کویت باشد، ارائه نداد و گفت در صورت عقب نشینى عراق هم، باید در جهت کم کردن نیروهاى نظامى در منطقه گام برداریم و در صورت سقوط صدام، ایجاد سیستم امنیتى در منطقه را در نظر داشته باشیم. نظر ما را خواست؛ گفتم اگر عراق مطمئن شود که از نیروى نظامى استفاده مى شود، احتمال عقب نشینى زیاد است و ما باید در جریان برنامه بعد از سقوط دولت عراق قرار گیریم.

در راه خانه، براى اصلاح دندانم توسط دکتر سعید لاهوتى، [همسر فاطی]، به بیمارستان اختر رفتم. شب [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت اطلاع داد که چاه سوم نفت دهلران که مى سوخت، خاموش شده است. از سه چاه دچار حریق، آخرین چاه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا