خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:43کد خبر29445

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. تا ساعت نُه ونیم صبح، پیش نویس سخنرانى تهیه شده را اصلاح کردم. آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]آمد. با هم به مجلس رفتیم. سخنرانى حدود دو ساعت طول کشید . نمایندگان را تحت تأثیر قرار داد. آقاى کروبى،

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. تا ساعت نُه ونیم صبح، پیش نویس سخنرانى تهیه شده را اصلاح کردم. آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]آمد. با هم به مجلس رفتیم. سخنرانى حدود دو ساعت طول کشید . نمایندگان را تحت تأثیر قرار داد. آقاى کروبى، هنگام گفتن خیرمقدم، اشتباهى به جاى رییس جمهور، رییس مجلس گفت.

به دفترم برگشتم. نماز و ناهار و مقدارى کار دفترى و سپس استراحت، وقت را گرفت. به خاطر انباشته شدن کارها به جلسه دولت نرفتم. تا شب کار کردم و مقدارى هم به تنظیم کتابخانه پرداختم.

سرشب آقایان ولایتى، [وزیر امورخارجه]، [محسن]نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [رضا]امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمدند. راجع به اختلافات مالى با فرانسه مذاکره شد. در محاسبات ابتدایى، به نظر رسید که حدود یک میلیارد و نیم، طلب ما خواهد بود که فرانسوى ها آن را خیلى کمتر مى گویند. قرار شد تا فردا رقم روشن ترى مشخص شود که به پاریس اعلان کنیم. [آقای فرانسوا میتران]، رییس جمهور فرانسه گفته، دو وزیر خارجه با هم توافق کنند.

شب با آیت الله خامنه اى جلسه داشتیم. درباره مسأله توافق با فرانسه و مبادلات پیشنهادى تسلیحاتى و نفتى با کره شمالى، وضع بودجه فرماندهى دو نیروى دریایى ارتش و سپاه توسط آقاى [علی]شمخانى و همچنین دربارة شرکت آقاى خامنه اى در مانور نیروى دریایى و مسایل جارى کشور، مذاکره و تصمیم گیرى کردیم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] خبر داد که رییس جمهور الجزایر، مى خواهد آخر هفته به ایران بیاید؛ موافقت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا