خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:30کد خبر29411

از نماز صبح و صبحانه و وضع زندگى ام در خانه فیلمبردارى شد. مصاحبة کوتاهى هم کردم. به دفترم رفتم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]مجدآرا، نماینده [بابلسر و]بندپى آمد. از وضع مجلس اظهار ناراحتى کرد و دربارة نحوة برخورد با تندروی بعضى از نمایندگان در مقابل رهبرى

از نماز صبح و صبحانه و وضع زندگى ام در خانه فیلمبردارى شد. مصاحبة کوتاهى هم کردم. به دفترم رفتم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]مجدآرا، نماینده [بابلسر و]بندپى آمد.

از وضع مجلس اظهار ناراحتى کرد و دربارة نحوة برخورد با تندروی بعضى از نمایندگان در مقابل رهبرى مشورت کرد؛ گفتم مدارا شود. براى عمران آب مازندران استمداد نمود.

آقاى [صادق]خلخالى، [ نماینده قم]آمد و از من و آقاى خامنه اى به خاطر عدم حمایت از او در جریان انتخابات مجلس خبرگان گلایه کرد و براى مدرسه علمیه اش، [واقع در آستانه حضرت عبدالعظیم]، از آقاى [محمدی]ری شهرى گله نمود و استمداد کرد؛ تذکراتی دادم.

آقاى [محمدجواد]راستى، نماینده لار آمد. از اقدامات عمرانى و خدماتی اش در لارستان گفت؛ مدعى است حدود سه میلیارد تومان از کمک هاى مردمى را جمع و خرج کرده که بیشتر آن را از ایرانی هاى مهاجر به کشورهاى جنوب خلیج فارس به دست آورده است. او ضمن تشکر از سیاست هاى اقتصادى و سیاست خارجى دولت، براى طرح هاى مهم آنجا استمداد کرد.

دکتر [حسن]روحانى آمد و در مورد اوضاع مجلس و اختلافات مشورت کرد. دکتر [محمدعلی]هادى، [سفیر ایران در امارات]آمد. راجع به جزایر سه گانه[ تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی] و وصول مطالبات ایران از شارجه، پیشنهادهایی داشت. آقایان روحانى و هادى، ناهار پیش من ماندند.

عصر شوراى اقتصاد جلسه داشت. دربارة قیمت کامیون ها و برق بحث و تصمیم گیرى کردیم. قرار شد کامیون ها، فعلاً به نرخ ارز دولتى داده شود. تا ساعت هشت شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم؛ بچه ها جمع بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا