اکبر هاشمی رفسنجانی

خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۸۲

در شورای‌ حکام آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، افتضاح دیگری به بار آمد و با فشار آمریکا، کشورهاي عربی قطعنامه‌ای‌ را که برای وادار کردن اسراییل به پيوستن به ان پی تی داده بودند، پس‌گرفتند و در مقابل، یک بیانیه‌ آبكی صادر شد/ ادواردكندي، برادر رییس‌ جمهور اسبق آمریکا و سناتور ایالت ماساچوست حمله تُندی به سیاست جنگ‌طلبانه بوش كرده و گفته، آبروي‌ آمریکا را برده و اعتبار آمریکا را مخدوش‌ کرده است

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۸۲

جرج بوش، دستور تهیه طرح برای مجازات اقتصادی ایران را صادر کرده است / برای بازديد راه‌آهن در دست‌ ساخت بافق- مشهد-که در زمان سازندگی شروع‌ شده بود- رفتیم. از یک ايستگاه و تونل دوهزار و 400 متری ارتفاعات خماری، نزدیک تربت‌ حيدريه بازدید کردیم. قرار است تا آخر سال‌ آینده، طرح به بهره‌برداری برسد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۸

صبح ساعت یازده به دفتر كوشك رفتيم. جراید و بولتن‌ها را خواندم. از مسایل داخلي، انعكاس وسيع استيضاح آقاي [عطاءالله] مهاجراني، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] و حمله‌ شديد نمايندگان در نطق‌هاي پيش از دستور به عملكرد ریيس‌جمهور، مهم است.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۸۲

امروز با حمله به خط راه‌آهن در عراق، هنگام عبور قطار حامل نظامیان‌ آمریکایی، فصل جدیدی از مبارزه با اشغالگران روی‌ داد و عملیات متعددی علیه‌ آنها انجام شد. در شورای امینت سازمان ملل، آمریکا با دخالت، قطعنامه پیشنهادی عرب‌ها درباره جلوگیری از اخراج یاسر عرفات، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین را وتو کرد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۸

ديروز دولت [آتال بیهاری] واجپایی در هندوستان، باكم آوردن يك رأي سقوط كرد. آقاي [غلامرضا] آقازاده، [رییس سازمان انرژی اتمی] خبر داد كه زحمات طولاني در راه به ثمر رساندن يكي از اهداف انرژي هسته‌اي به ثمر رسيده و اولين محصول آن به‌ دست آمده است.

ادامه مطلب
۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۸۲

بحث قطعنامه شورای حکام [آژانس بین‌الملی انرژی اتمی] علیه ایران، در رسانه‌های داخلي و خارجی داغ است. [کالین]پاول، [وزیر امورخارجه آمریکا] و [محمد] البرادعی، [مدیرکل آژانس] گفته‌اند، اگر ایران نپذیرد، مسأله به شورای امنیت [سازمان ملل] خواهد رفت.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۸۲

در دفتر رهبری، جلسه مشورتی برای راهکار در برابر قطعنامه شورای حکام با همان افراد جلسات قبل بود. احتمال پذیرش قطعنامه يا رد کامل‌ آن مورد بحث قرار گرفت و راه‌حل میانه‌ای انتخاب شد که به قطعنامه اعتراض شود و در حد ان پی تی همکاری شود و مذاکرات ادامه یابد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۸۲

بعد از چند روز بحث در وین، امشب اعلان شد که شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، قطعنامه پیشنهادی ژاپن، استرالیا و کانادا را به صورت اجماع و بدون رأي‌گیری، تصویب‌ کرده است. نماینده ايران، آقای علی‌اکبر صالحی، به عنوان اعتراض، اجلاس را ترک‌ کرده و در مصاحبه‌ای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۷۸

[آقایان حسن حبیبی، سیدرضا زواره‌ای، محمدرضا عباسی‌فرد، احمد علیزاده، محمدرضا علیزاده و علی‌آراد]، حقوقدانان شوراي نگهبان آمدند و گفتند، مردم جاي خالي شما را در مديريت كشور حس مي‌كنند و خواستند كه در مسایل مهم كشور، بيشتر حضور داشته باشم. 

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۸

آقاي دكتر [فریدون] قاسم‌زاده، [مدیرعامل شرکت افرانت] آمد. توضيحاتي دربارة انواع كاربردهاي ارتباطي اينترنت داد و نقشي كه در سرعت عمل در بازرگاني، مسایل علمي و تحقيقات، كم‌شدن هزينه‌هاي بازرگاني و مناقصه‌ها و مزايده‌ها، حذف كاغذ و مركب و منشي و پست و تلفن و ارتباطات دارد. 

ادامه مطلب
در آژانس‌ بين‌المللی انرژی هسته‌ای، بحث در مورد ایران ادامه داشت و آقای علی‌ اکبر صالحی، نماینده ایران، تهدید کرد که اگر سختگیری بی‌مورد شود، ممکن است نتیجه برعكس باشد و آژانس از همکاری ایران محروم شود. آفريقاي جنوبی، قطعنامه‌ای ارایه داده که از ایران خواسته است، سریع‌تر پروتکل الحاقي را بپذیرد و برنامه‌های هسته‌ای خود را شفاف نماید. آمریکا هم درصدد [تصویب] چنین قطعنامه‌ای است.

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۸۲

در آژانس‌ بين‌المللی انرژی هسته‌ای، بحث در مورد ایران ادامه داشت و آقای علی‌ اکبر صالحی، نماینده ایران، تهدید کرد که اگر سختگیری بی‌مورد شود، ممکن است نتیجه برعكس باشد و آژانس از همکاری ایران محروم شود. آفريقاي جنوبی، قطعنامه‌ای ارایه داده  که از ایران خواسته است، سریع‌تر 

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۸۲

در وین، در شورای حکام آژانس بین‌ المللی انرژی هسته‌ای، بحث در مورد برنامه هسته‌ای ایران داغ است وآمریکا تلاش دارد، حداقل یک قطعنامه علیه ایران صادر شود؛ گرچه از ارجاع مسأله ایران به شورای امنیت، به خاطر مخالفت غیرمتعهدها منصرف شدند. دکتر حسن روحانی می‌گوید 

ادامه مطلب
 شیخ اکبر به او میگوید خودش رسیدگی میکند! و از بررسی نتیجه او هم خبری نیست.

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۸۲

در عراق، آمریکاییان پذیرفته‌اند که امنیت شهر نجف به عهده سپاه بدر باشد. مسئولیت اصلي هم درکربلا و نجف به نیروهاي لهستانی واگذارشده‌ که‌ آمریکا درگیر نباشد. در فرودگاه بغداد، کمی قبل از حضور دونالد رامسفیلد، وزیر دفاع‌آمریکا، دو موشک به سوی یک هواپیمای ترابری نظامی‌ که درحال برخاستن بود، شليك شد، ولی اصابت نکرد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۸۲

صبح برای افتتاح برنامه مسابقات قرآنی‌که در سراسر نیروی زمینی سپاه برگزارشده است، از منزل به ستاد سپاه پاسداران رفتم. 10 هزار نفر شرکت‌ کرده‌اند و 600  نفر به فینال رسیده‌اند. سردار [عزیز] جعفری، [فرمانده نیروی زمینی سپاه] خیرمقدم گفت

ادامه مطلب
 بخشی از روزنوشت اکبر هاشمی رفسنجانی در يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۸۲

در عراق، هنوز حرم حضرت علی (ع) بعد از انفجار بسته است. ديشب هم در اطراف حرم تیراندازی شده و مواد منفجره‌ کشف‌ کرده‌اند. در اطراف حرم‌کاظمین هم تیراندازی شده و به مسجدی در شمال شرق بغداد هم حمله شده است. به نظر می‌رسد، شیاطین توطئه جنگ شيعه و سنی را فراهم می‌کنند

ادامه مطلب
بخشی مهم از روزنوشت اکبر هاشمی رفسنجانی در شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۸۲

ترور ناموفق‌آقای سیدعلی واعظ، نماینده آیت‌الله سیستانی در کاظمين، آن‌هم با برنامه‌ای وسیع‌ که از سه طرف تیراندازی شده و كشف تعدادی نارنجک و سلاح در حرم‌ کاظمين نشان می‌دهد كه برنامه وسیعی برای حذف علمای شیعه تدارک ديده‌شده و می‌تواند مقدمه‌ای برای جنگ داخلی و درگیری‌های مذهبی و قومی باشد.

ادامه مطلب
akbar-hashemi-september

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۸۲

در تهران، افراد ناشناسی پنج‌گلوله به ساختمان سفارت انگلیس شلیک‌کردند و سفارت موقتاً تعطیل شد. همزمان روزنامه‌كیهان در سرمقاله خود پیش‌بینی‌ کرده‌ که اگر مسئولان سیاست خارجی در مقابل‌گستاخی انگلیس، عکس‌العمل مناسبی نشان ندهند، خود مردم 

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۷۸

به دفترم رفتيم. چند گروه از مديران كشور، براي ديدن عيد نوروز آمدند. با آقاي [مرتضی] محمدخان، [معاون اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام]، دربارة طرح نيشكر اهواز و با آقاي [حسین] كمالي، [وزیر کار و امور اجتماعی] دربارة مشكل اشتغال و با آقاي [جلیل] بشارتي، [رییس دفتر امور مناطق محروم ریاست‌جمهوری]، دربارة طرح‌هاي مناطق‌محروم صحبت‌كردم.

ادامه مطلب
 بخشی از روزنوشت اکبر هاشمی رفسنجانی در يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۸۲

خبردادند که آقای خاتمی، رییس‌جمهور یک پیشنهاد ده بندی ارایه داده؛ پس از طرح در دولت، به عنوان ضرورت و نياز ادامه‌ کارش‌ که سه بند از آن مشكل دارد. رهبری همچنان بر مخالفت با امضای پروتکل الحاقی باقی اند و از ضعف عملکرد وزارت امورخارجه در مقابل

ادامه مطلب
آقای بهروزخان درود این موضوع بارها توسط خود مرحوم آیت‌الله منتظری و دفتر و بیت ایشان تکذیب شده

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۸۲

نواری از صدام در بعضی از شبکه‌های خبری پخش‌شده که منکر دست‌داشتن طرفدارانش در انفجار نجف شده و از آنها خواسته که حملات خود را علیه اشغالگران به کارگیرند. / اسامی کابينه مصوب شورای حکومتی عراق منتشر شد: ۱۳ شيعه، پنج كرد، پنج سُنی، يك تركمن و يك مسيحی.

ادامه مطلب
در اطراف بصره، مردم عراق شش نظامی انگلیسی را کشته و هفت نفر را مجروح‌ کردند. علت، اعتراض به تعرض‌ آنها به خانواده‌ها بوده؛ این خبر زلزله‌ای در انگلیس به پا کرده است

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۸۲

در مقابل مزرعه شخصی جرج بوش، تظاهراتی در مخالفت با ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق انجام شده و در یک افکارسنجی مجله نیوزویک، 69 درصد مردم آمریکا، عراق را باتلاق آمریکا دانسته‌‌اند و اکثریت مردم با تجدید انتخاب بوش به ریاست‌جمهوری آمریکا، مخالفت کرده‌اند

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۸۲

مسأله انفجار دفتر سازمان ملل در عراق، هنوز مورد توجه رسانه‌ها و محافل سیاسی است . کوفی‌عنان، دبیرکل سازمان از بی‌توجهی‌ آمریکا به امنیت در عراق و آن دفتر انتقاد کرده و گفته، آمریکا و انگلیس، به وظیفه خود عمل نکرده‌اند. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سابق سازمان ملل هم آمریکا را محکوم‌ کرده است. بعضی رسانه‌ها هم خود آمریکا را متهم‌ کرده‌اند

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۸۲

اعلان شد، طه ياسين رمضان، معاون اول صدام هم بازداشت‌شده است / دکتر ایرج یزدان‌بخش، پزشک ایرانی ساکن شهر هایزنبرگ‌آلمان گفت، بسیاری از ايرانيان خارج، منجمله اردشیر زاهدی، وزیر امورخارجه دوره پهلوی مایل‌اند برای ایران در جهت رفع مشکلات‌ جهانی‌ کمک‌ کنند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۸۲

جمعی از آزادگان و مسئولان ستاد رسیدگی به امور آزادگان آمدند. آقای عباسعلی وكيلي، رییس ستاد گزارش‌ کار داد. من هم درباره صبر آزادگان و سرنوشت ظالمان‌ که امروز در عراق جریان دارد، صحبت‌ کردم. یکی از آزادگان، از رفتار آقای محمد حسن ابوترابی‌ که به‌عنوان جانشین نماینده رهبری، با استفاده از موقعیت برادر مرحومش عمل می‌کند، انتقاد کرد....

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۸۲

آمریکا رسماً شورای مقاومت منافقین [= سازمان مجاهدین خلق] را تروريستی و غیرقانونی اعلام و حساب‌های آنها را مسدود وکمک به آنها را ممنوع کرده است؛ شاید به خاطر عدم توجيه سیاست یک بام و دو هوايی است‌که در مورد تروریست‌ها از آمریکا پذیرفته نیست؛گرچه مماشات با آنها

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ١٣٨١

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مرداد ۱۳۸۲

شورای امنیت سازمان ملل، دیشب در قطعنامه ۱۵۰۰ از تشکیل شوراي حکومتی در عراق استقبال‌کرد، ولی از پیشنهاد آمریکا که خواسته بود به رسميت بشناسند، امتناع کرد و نیز از تشکیل هیأت نمایندگی سازمان ملل در عراق هم استقبال‌ کرد. فقط سوریه رأی ممتنع داد و اعلان کرد، اعضای دیگر تحت فشارآمریکایی‌ها رأی داده‌اند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۷

نزدیک صبح بیدار شدم. با شیر و خرما سحری خوردم. صبح زود به مجلس رفتم. دیشب برف باریده و خیابان ها لغزنده بود. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. قرار بود جلسه رسمی غیر علنی داشته باشیم. جلسه تشکیل شد، ولی چون دستور جلسه دیر توزیع شده بود، جلسه را تعطیل و به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح همراه آیت الله خامنه ای، خدمت امام رفتیم. دکترها انگشتان شصت پاهایشان را پانسمان می کردند؛ چون ناخن در گوشت فرو می رفته، درآورده اند. درد هم دارند و مسکن مصرف می کنند. آقای خامنه ای، پیش نویس سیاست های مصوب شورای عالی بازسازی را به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده صبح در جلسه علنی بودم. به دفترم برگشتم. [آقای حسن رضایی دوبنداری] نماینده اندیمشک آمد و گفت می خواهند از وزیر کشور درباره مسائل خوزستان سئوال کنند. آقای احمد ناطق نوری [نماینده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۷

با تأخیر به مجلس رسیدم. آقای رمضانی دادستان اصفهان آمد. گزارشی از وضع اصفهان در خصوص اختلاف علما، عدم حضور امام جمعه، عدم توجهات کافی سیاسی، وجود ابهامات و ناهماهنگی مسئولان و نهادها داد. خواست که سفری به اصفهان کنم؛ راهنمایی هایی نمودم. مدیران بانک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. درباره ساختارهای نظامی بعضی از کشورها مطالعه کردم. عقد ازدواج یکی از کارمندان سفارتمان در لندن را بستم. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی رئیس سازمان هلال احمر] آمد. راجع به اسرای ایرانی و عراقی مذاکره کرد و پیشنهاد داشت در آزادی اسرا تسریع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به ستاد [کل فرماندهی نیروهای مسلح] رسیدم. آقای [علی] شهبازی آمد. درباره امور ارتش نظراتی داد. آقای [محمد] فروزنده آمد. درباره محل فرماندهی مهندسی و اعتبارات استمداد کرد. گفتم برای احداث اسکله ای در ساحل بهمن شیر مطالعه کند. آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده و نیم در مجلس ماندم. ساعت یازده [آقای کارلوس آندرس پرز] رئیس جمهور ونزوئلا به ملاقات آمد. در حیاط مجلس از آنها استقبال کردم. مذاکرات درباره تقویت و هماهنگی اوپک به منظور بالا بردن قیمت نفت بود. مدعی است

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۷

صبح زود به طرف مجلس حرکت کردیم. دیشب برف زیادی آمده بود. یک ساعت و چهل دقیقه در راه بودم. ساعت هشت با رهبران مجاهدین افغانی وقت ملاقات گذاشته بودیم؛ با چهل دقیقه تاخیر به مجلس رسیدم. آنها منتظر بودند. دکتر ولایتی گزارش سمینار و مذاکرات خصوصی را داد. سپس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح برای جلسه شورای بازسازی به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. آقای رهبری آمد و درباره مصوبات قبلی نظراتی داشت که بررسی شد. آقای خامنه ای مزاحمت مأموران وزارت کشور در خراسان، نسبت به موقوفات آستان قدس رضوی و آقای [واعظ] طبسی را مطرح کردند؛ آنها

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۷

ساعت پنج بامداد پاسدارها بیدارم کردند. سحری خوردم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت صبح کارها را انجام دادم. آقای [مرتضی] الویری آمد. درباره اصلاحیه بودجه مذاکره کردیم. قبل از شروع جلسه با نمایندگان درباره نظر وزرای اقتصاد و برنامه و بودجه، مبنی بر لزوم سری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۷

دیشب برف سنگینی باریده بود و امروز هم بارش برف ادامه دارد. به خاطر برف، ماشین ها دیر رسیدند و با تأخیر حرکت کردیم و خیلی آهسته حرکت می شد. ساعت یازده به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم که جلسه تمام شده بود. وزیر خارجه آمد. درباره مسائل لبنان مذاکره کردیم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه ها مطالعه کردم. به خاطر سرما و خیس بودن زمین، خطبه ها را کوتاه ایراد کردم . از خوزستان آقایان [غلامحسین] جمی [امام جمعه آبادان] و جزایری [امام جمعه اهواز] درباره حوادث اخیر به طور متضاد تماس گرفتند. آقای جزایری از معترضان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۷

دیشب برف زیادی باریده بود. مدارس تهران را تعطیل کردند. ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. آقایان [علی] سعیدی و [علی] یونسی [از سازمان قضائی نیروهای مسلح] آمدند. درباره سوء استفاده بعضی ها در معاملات خارجی و گرفتن کمیسیون گفتند. قرار شد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت ونیم به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر را انجام دادم. در گزارش ها درگیری نیروهای سازمان امل و حزب الله در لبنان مورد توجه است . تا ساعت ده ونیم در جلسه علنی بودم. ظهر [ابراهیم] اصغرزاده آمد. درباره شیوه برخورد با تقاضاهای تشکیل حزب و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به سمینار عقیدتی سیاسی وزارت دفاع رفتم. بعد از مراسم، برای آنها در خصوص ضرورت تفاهم و هماهنگی بخش ها و مدیریت ها سخنرانی کردم . آقای [اکبر] ترکان همراه من در ماشین به مجلس آمد. درباره تشکیل مجمع عمومی برای صنایع نظامی ارتش و سپاه و برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به دفتر رئیس جمهور رفتم. در شورای بازسازی، سیاست های آب و معادن تصویب شد. به دفترم رفتم. کارهای دفتر انجام شد و گزارش ها را دیدم. عصر آقایان امامی [کاشانی]، ربانی و کریمی آمدند. آنها پیشنهادهایی در جهت آزادی تجارت و میدان دادن به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۷

ساعت پنج و ربع بیدار شدم. با شیر و خرما سحری خوردم و تا ساعت هشت صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. در گزارش ها کنفرانس [بین المللی ممنوعیت کاربرد سلاح های شیمیایی در] پاریس در صدر است و نامه امام به گورباچف هم مورد بحث است. تا ساعت ده و نیم در جلسه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مقر ریاست جمهوری رفتم. قبل از تشکیل شورای بازسازی، درباره مسئله تمرکز اطلاعات مذاکره کردیم و در مسائل مورد نظر به تفاهم رسیدیم. در شورا با حضور وزیر مسکن، در خصوص سیاست شهرسازی مواردی را تصویب کردیم و با حضور وزرای نفت و نیرو، سیاست تأمین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. هوا سرد بود، از حیاط منزل استفاده نکردم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. شب محسن آمد. به قم رفته بود که به [زمین های] البرز سری بزند. درباره سازمان صنایع موشکی صبحت شد. گفت مدیران موشکی سپاه، نظرشان این است که کل صنایع موشکی به صورت متمرکز در یک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل رفتم. تیمسار سپهر آمد. از مدیریت ستاد و از عدم توجه به خودش گله داشت. آقای [علی] یونسی آمد. اوضاع حفاظت و کشف یک شبکه سوء استفاده از مهمات ارتش را گفت و در امور ارتش و ساحفاجا [= سازمان حفاظت اطلاعات] مشورت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۷

مطابق معمول قبل از رفتن به جلسه علنی گزارش ها را خواندم و صبحانه خوردم. در جلسه علنی تا آخر وقت ماندم. طرح تسهیلات برای رزمندگان در دستور بود. در تنفس برای کارکنان مجتمع صنعتی گوشت فارس [و جمعی از اهالی مرودشت] که پانصد هزار تومان برای جنگ آورده بودند و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. آقای هادی غفاری آمد. از مقاله روزنامه رسالت سخت ناراحت است و گفت تا اعاده حیثیت به مجلس نخواهد آمد و اصل تهمت ها را دروغ می داند. سفیر ایتالیا آمد. ضمن اعلان تشکیل گروه دوستی ایران در پارلمان ایتالیا،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای بازسازی به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. سیاست های کشاورزی را با حضور وزیر کشاورزی تصویب کردیم. سیاست های تنظیم و تفرقه جمعیت هم با حضور وزیر مسکن و شهرسازی بررسی شد و ادامه کار را به روز شنبه موکول کردیم. ساعت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح با زنگ تلفن بیدار شدم. سحری، شیر و خرما خوردم. نماز خواندم و خوابیدم. شب گذشته خوب نخوابیده بودم و نیاز به خواب داشتم. در گزارش ها و اخبار صبح، مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره نامه امام به مجمع تشخیص مصلحت صحبت کردم .

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به محل حفاظت اطلاعات سپاه در محل سفارت سابق آمریکا رفتم. نمایشگاه، کارها و برنامه ها را به مدت یک ساعت بازدید کردم. سپس در جمع مسئولان حفاظت که سمینار دارند، برایشان صحبت کردم . ساعت یک و نیم ظهر به مجلس رفتم. عصر آقایان بهزاد نبوی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. بیشتر به استراحت و مطالعه کتاب درباره مسائل بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. کوفتگی و نقاهت کمردرد وکسالت دو سه روز گذشته باقی است. آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و گزارش کار بنیاد تاریخ را داد. همشیره زاده محمد و دامادش

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] در محل ستاد کل رفتم. قرار گذاشته ام هفته ای یک روز به آنجا بروم. آقای نواب مسئول دانشکده تربیت مربی سپاه در قم آمد و خواستار تقویت آن و اجازه تأسیس دوره فوق لیسانس شد. از فرمانده سپاه شکایت داشت. آقای شمخانی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۷

حالم بهتر بود. به مجلس رفتم. پس از شروع جلسه علنی به دفترم برگشتم وکارهای عقب مانده را انجام دادم. آقای [علی محمد] بشارتی [قائم مقام وزیر امور خارجه] آمد. درباره سپاه و دانشگاه مطالبی داشت. [آقای فاروق الشرع] وزیر خارجه سوریه آمد. او خواستار همکاری برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۷

تبم تخفیف یافته بود. نزدیک ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. هیأت کره شمالی آمدند. توسعه روابط و کمک ما در امور اکتشاف و پالایش نفت و وحدت دو کره را خواستند . آقای [سید محمد باقر] حکیم آمد. درباره مدیریت سپاه بدر و امکانات و تسهیلات اداری برای عراقیان صحبت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. شورای سیاستگذاری [بازسازی] جلسه داشت. سیاست واگذاری کارخانه های دولتی به بخش خصوصی با حق اولویت کارگران تصویب شد. بعد از ناهار درباره احزاب و شوراها مذاکره کردیم. سپس به مجلس رفتم. عصر عقد ازدواج معلم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. مبتلا به کمر درد شده ام. قبل از دستور میلاد حضرت مسیح (س) را تبریک گفتم. ساعت ده ونیم دستورها تمام شد و جلسه را ختم کردیم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد. در خصوص پیشرفت انرژی هسته ای توضیحاتی داد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. بالاخره اعلان شد که هواپیمای ساقط شده آمریکایی در اثر فرسودگی دچار سانحه شده و خرابکاری نبوده است. آقای [احمد] زرگر آمد و گزارش [عملکرد] دادگاه [مبارزه با مفاسد و] منکرات را داد. آقای جواد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه نمودم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . ظهر بستگان مهمانمان بودند. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی] نیازهای وارداتی و ساخت ابزار مورد نیاز جانبازان را گفت و استمداد کرد. گروه موشکی سپاه آمدند و گزارش

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل [نیروهای مسلح] رفتم. [دریادار ملک زادگان] فرمانده نداجا [= نیروی دریایی ارتش] آمد. او برای تکمیل اسکله چابهار استمداد کرد. گروهی از مفسران عکس هوایی آمدند و خواستار عکسبرداری کامل از کشور برای تهیه نقشه جدید

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح بیدار شدم. آقا ماشاءالله پاسدار برایم شیر و خرما آورد. سحری خوردم و سپس تا ساعت هشت کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. قبل از دستور فوت پدر آقای ری شهری را [که در اثر تصادف فوت کرده اند]، تسلیت گفتم. ساعت ده ونیم به دفترم آمدم. ظهر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم کارهای دفتر انجام شد. دکتر روحانی آمد. درباره بودجه دفاعی سال آینده و وضع جبهه ها صحبت شد. آقای [محسن] قرائتی [نماینده امام در نهضت سواد آموزی] همراه همکارانش در نهضت سواد آموزی آمدند. از عدم پیشرفت کار و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به دفتر رئیس جمهور رسیدم. جلسه شورای بازسازی بود. سیاست های بازسازی مناطق آسیب دیده جنگ و سیاست تأمین منابع ارز خارجی تصویب شد. بحث درباره واگذاری کارخانجات دولتی به بخش خصوصی ناتمام ماند. آقای [عبدالحسین] وهاجی [وزیر بازرگانی] آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر را انجام دادم. تا آخر وقت در جلسه علنی بودم. در تنفس با دو نفر از جانبازان قطع نخاعی و فرماندهان سپاه لرستان مذاکره کردم. ظهر محسن آمد. فیلمی از برنامه پرتاب دو موشک زمین به زمین یکصد و شصت کیلومتری ساخت سپاه آورد که

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۶۷

دیشب و امروز هم باران خوبی بارید؛ مایه خوشحالی است. به دانشگاه شهید بهشتی رفتم. باران می بارید. در سالن ورزشگاه، اجتماع عظیمی از دانشجویان و اساتید بود. به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه سخنرانی کردم و جواب سئوالات را دادم و جوایز را اهدا کردم که تا ظهر طول

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به استماع اخبار، مطالعه و قدم زدن در حیاط منزل گذشت. عفت از رفسنجان تلفن کرد؛ از برنامه هایش راضی است. محمد علی حسینی کارگرمان از نوق آمد. فرزندش در عملیات بیت المقدس 7 مفقود شده است. مقداری درباره روحیه فرزندش گفت. از احوال مردم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۶۷

دیشب باران مفصلی باریده. تاکنون باران امسال خیلی کم بوده و نگرانی از خشکسالی ها داشتیم. اگر این باران همه جا باشد، خطر را رفع کرده. به تالار وحدت رفتیم تا در مراسم روز پرستار شرکت کنیم. برایشان صحبت کردم و جوایز را دادم. گروهی از دختر بچه های

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۷

عفت ساعت شش بیدار شد که برای سفر به رفسنجان، فرودگاه برود. بعد از نماز، دعای سفر خواندم و رفت. من هم به مجلس رفتم. از فرودگاه تلفنی گفت شماره پرواز و ساعت پرواز با هم نمی خواند. لابد بلیت فروش بد نوشته است. به دفترم گفتم مشکل را رفع کند. بعداً معلوم شد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به مجلس رسیدم. محسن صانعی [فرزند آیت الله حسن صانعی] آمد. توضیحاتی درباره تحصیل و کارش داد. ظهر عفت، فاطی و سارا به مجلس آمدند. ناهار هم در مجلس بودند. جمعی از نمایندگان عضو کمیسیون آموزش عالی آمدند . وضع دانشگاه ها و نیازها را گفتند و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۶۷

ساعت چهار و نیم صبح با زنگ محافظان بیدار شدم. سحری خوردم: شیر و خرما. ماه رمضان به جبهه رفته بودم. هفت روز روزه قضا دارم. بعد از نماز صبح برای بدرقه رئیس مجلس لهستان فرودگاه رفتم. مصاحبه کوتاهی انجام شد و بدرقه شدند و رفتند. سفرای بلوک شرق هم آمده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۷

سحر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت درباره مدارک اصل ولایت فقیه مطالعه کردم. قبل از دستور در جلسه علنی در مورد تهاجم اسرائیل به لبنان و زلزله شوروی صحبت کوتاهی کردم . تا تنفس در جلسه ماندم. به دفترم رفتم. آقای [عیسی] ولائی [نماینده تهران] آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. هیأت لهستانی هم همان موقع رسید. ملاقاتمان یک ساعت و نیم طول کشید. بازدید کوتاهی از پارلمان داشتند و به ملاقات رئیس جمهور رفتند. فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش مانورشان را داد. آقای [موسوی] جزایری امام جمعه اهواز

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه رفتم. در اخبار آمده که اسرائیل به جنوب بیروت حمله کرده و در جاده ساحلی نیرو پیاده کرده است و بمباران شدید می نماید. عصر برای استقبال از [رومان مالینوسکی] رئیس مجلس لهستان که به دعوت من به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. تا ساعت نه ونیم گزارش ها را خواندم . آقای [سید کاظم] خوانساری سفیرمان در لیبی آمد. پیام آقای قذافی را آورده بوده که خواسته به او هواپیمای سوخت رسان در فضا بدهیم و در صنعت شیمیایی کمکش کنیم؛ موکول به مشورت شد. رئیس بانک ملی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. از هشت و ربع تا یک بعد از ظهر، یکسره در جلسه علنی بودم. اصلاحیه بودجه در دستور بود. برای بازسازی حدود پنج میلیارد تومان و حدود سیصد و چهل میلیون دلار تصویب شد. نماز و ناهار و استراحت. جلسه ای بنا بود با کمیسیون دفاع داشته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مرکز جهاد سازندگی نزدیک مجلس رفتم. در سمینار مسئولان جهاد سخنرانی کردم و برای کارهای آینده جهاد مخصوصاً شیلات و صنایع روستایی نظراتی ارائه کردم . به دفترم رفتم. کارهای دفترم را انجام دادم. سعیدالذاکرین [مسئول روابط عمومی مجلس] آمد؛ برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. شورای سیاستگداری [بازسازی] جلسه داشت. گروه جدیدی از کالاها برای اعلان آزادی واردات انتخاب شد. آقای [عبدالحسین] وهاجی [سرپرست وزارت بازرگانی] نوسان قیمت ارزها را بعد از اعلان آزادی واردات گزارش کرد .

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۷

تا ده و نیم در جلسه بودم. سپس ویدئوی اعترافات یک منافق را که اخیراً دستگیر شده دیدم. اطلاعات مهمی داده. از عراق برای تماس با منابع منافقین آمده است. ظهر اعضای کمیسیون [شوراها و] امور داخلی مجلس آمدند . درباره تقویت کمیسیون استمداد کردند و برای کار در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به دانشکده پلیس رفتم. مراسم انجام شد. رژه رفتند. برای آنها صحبت کردم و جوایز افراد اول و دوم و سوم فارغ التحصیلان را دادم و از غرفه کشفیات آگاهی بازدید کردم. توضیحاتی درباره شیوه کشف جرم و شناخت مجرم و ابزار جعلیات دادند. سپس از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای عقب مانده مجلس را که به خانه آورده بودم، انجام دادم. آقای [محمدحسن] زورق آمد. گزارش سفر به هند، مالزی و پاکستان را داد و درباره تبلیغات بحث شد. آقای [سید علی اکبر] محتشمی [وزیر کشور] تلفنی اطلاع داد که قاتل دکتر [کاظم] سامی را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تظاهرات وسیع مردم آذربایجان شوروی و شعارهای اسلامی جلب توجه می کند . رفته رفته کنار مرز ما می آیند. رسانه های شوروی هم در این خصوص به زبان آمده اند. مدیرکل های وزارت اطلاعات آمدند؛ سمینار دارند. برای آنها در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسئله مهم، مخالفت آمریکا با سفر یاسر عرفات به آمریکا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل است که فشار زیادی بر آمریکا وارد می آید . تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس برای بسیجیان شرکت راه آهن و پایگاه مالک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به مجلس رفتم. دکتر روحانی آمد. درباره مسائل ارتش و سپاه و دولت و ریاست جمهوری آینده و خریدهای تسلیحاتی مذاکره کردیم. آقای [محمد جواد] لاریجانی آمد و گزارش نتایج مذاکرات با [هانس دیتریش گنشر] وزیر خارجه آلمان [غربی] را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای بازسازی به مقر رئیس جمهور رفتم. نخست وزیر نبود. او به گرگان رفته است. مقداری درباره وضع دولت و سیاست های جاری و چاره اندیشی ها مذاکره شد. سپس با حضور آقای [عبدالحسین] وهاجی [سرپرست وزارت بازرگانی] درباره ورود

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا هشت کارهای دفتر انجام شد. در جلسه علنی قبل از دستور مرگ دکتر [کاظم] سامی را تسلیت گفتم . در مطبش توسط شخص ناشناسی با چاقو ترور شده و پس از انتقال به بیمارستان و کارگر واقع نشدن معالجات فوت کرده است. رسانه های خارجی با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسائل اوپک و شورش های آذربایجان شوروی در صدر است. فرماندهان و جمعی از پرسنل نیروی دریایی ارتش آمدند. برای آنها صحبت کردم . آقای [احمد] گرانمایه مدیر عامل بیمه [ایران] آمد. شرح خدمات بیمه را داد و برای تصویب لایحه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلمی از تلویزیون تماشا کردم. جمعی از بستگان آمدند. معمولاً بستگان نامه های مردم را که مشکل دارند، می آورند. شب دکتر ولایتی آمد و گزارش سفر به ایتالیا و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. متن فارسی خطبه عربی را نوشتم و برای ترجمه دادم. قبل از دستور درباره سالگرد بسیج حرف زدم . تا ساعت یازده و نیم یکسره جلسه داشتیم. مجلس نظر داد که جلسات علنی در هفته دو جلسه باشد: روزهای یکشنبه و چهارشنبه. ظهر آقای سیروس ناصری آمد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. [آقای کاسپادنیون ایوانف] سفیر بلغارستان آمد. نامه [آقای تئودور ژیوکف] رئیس جمهورشان را آورد که خواستار اجرای قراردادهای منعقده با ارتش و سپاه شده بود و برای سفر من به بلغارستان تأکید نمود و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۷

در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی مجلس ماندم. پیشنهاد نمایندگان مطرح شد که به جای سه جلسه علنی، در هفته دو جلسه باشد. دستور کار هم داریم. آقای مجید انصاری به دفترم آمد و درباره مسائل دولت و مسائل جاری دیگر صحبت شد. ظهر آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. در شورای بازسازی لیست کالاهای جایزالورود با ارز آزاد بررسی و تصویب شد. قرار است فردا اعلام کنند. ظهر دکتر ولایتی آمد. درباره مذاکرات ژنو و مسائل لبنان و افغانستان مذاکره شد. در مورد جواب به نامه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. تا ظهر در جلسه علنی بودم. در تنفس به دفترم آمدم و دکتر روحانی گزارش مذاکرات ژنو را داد. ظهر عفت به مجلس آمد. دکتر جزائری هم آمد و دواهای او را که دکترهای دیگر داده بودند، آورد. نوجوان گلپایگانی که

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۶۷

بعد از نماز استحمامی شد. خواستم حوله را روی بخاری برقی خشک کنم که در چمدان بگذارم، مقداری از آن سوخت. بعد از صبحانه به فرودگاه رفتیم و مصاحبه ای انجام دادم . با هلی کوپتر به بید بلند پرواز کردیم. پالایشگاه، تصفیه گاز ترش آغاجاری است که با بمباران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۶۷

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. نماز و استماع اخبار و یادداشت خاطرات و خواندن نامه ها انجام شد. ساعت هشت صبح به گلف رفتیم و تا ظهر با فرماندهان سپاه درباره وضع خطوط دفاعی جنوب و نیازهای یگان ها مذاکره کردیم. کمبود سوخت و وسائل مهندسی، نامه ها انجام شد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۶۷

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، اخبار بی بی سی و رادیو [صدای] آمریکا را گرفتم. انتخابات پاکستان در رأس اخبار است. به نظر می رسد [خانم بی نظیر بوتو، رهبر] حزب مردم برنده است و این اخبار تحول عمده ای در پاکستان و منطقه می تواند باشد. رادیو

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۷

ساعت هشت و ربع به فرودگاه رسیدم و بلافاصله سوار هواپیما شدم. نمایندگان خوزستان و رؤسای دو دفتر [ریاست مجلس شورای اسلامی و دفتر فرماندهی کل قوا] هم بودند. در فرودگاه گفتند که رئیس جمهور کنیا مایل است ملاقات دومی با من داشته باشد و یا تلفنی صحبت کند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. آقای دکتر روحانی برای گزارش مذاکرات ژنو آمد. [آقای دانیل آراپ مویی] رئیس جمهور کنیا برای ملاقات آمد . در حیاط مجلس به استقبالش رفتم. بازدید کوتاهی از مجلس کرد و سپس به مذاکره نشستیم. جلسه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. قبل از تشکیل جلسه شورای بازسازی، درباره ریاست جمهوری آینده مذاکره کردیم. آقای خامنه ای راه را منحصر به نامزد شدن من می دانند. قرار شد قبلاً با امام صحبت شود. در شورای بازسازی تا ظهر عناوین سیاست های مورد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. گزارش ها مسئله تازه مهمی نداشت. تا نه و نیم در جلسه علنی بودم. به شورای بازسازی رفتم. درباره مسئله افغانستان و سیاست های کشاورزی و صنعتی بحث شد. برای ملاقات با [آقای صاحب زاده یعقوب خان] وزیر خارجه پاکستان به مجلس برگشتم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح با هلی کوپتر به پرندک رفتیم. در پادگان شهید مصطفی خمینی برای پرسنل کمیته انقلاب سخنرانی کردم و نظام جمع و نمایش ها را دیدم. ساعت ده و نیم به شهر برگشتیم. برای جلسه شورای بازسازی به دفتر رئیس جمهور رفتم. آخر جلسه درباره بنیاد جانبازان و دولت و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی از مجلس آورده بودم که تمام وقتم را گرفت و تمام نشد. ظهر عفت و فاطی، مهمان بستگان بودند. عصر فیلمی به نام «زنگ ها» تماشا کردم که محتوای مفیدی نداشت . گزارش ها را آوردند، خواندم. مطلب مهمی نداشت. استاندار کرمان آمد. از ناامنی های ناشی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده در جلسه علنی بودم. دستورمان تمام شد. تا ظهر در دفترم کار کردم. ظهر برای ملاقات آقای [واعظ] طبسی به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. درباره مسائل آستان قدس، دولت و جنگ و سپاه مذاکره کردیم. به دفترم برگشتم. کارگران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها آمده که جرج بوش به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شده است. آقای مجتهدی عضو مجلس خبرگان و امام جمعه بهبهان آمد. برای ساخت بیمارستان در بهبهان کمک خواست. آقای ری شهری [وزیر اطلاعات] آمد. در مورد عدم همکاری من

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۷

اول وقت به مجلس رفتم و تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. قبل از دستور درباره نامه دیروز امام در پاسخ آقای [محمدعلی] انصاری صحبت کردم . بعد از تنفس به دفترم آمدم. جمعی از نمایندگان آمدند. از خشونت دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی انتقاد داشتند. آشیخ قدرت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل مطالعه کردم. به دفتر آقای خامنه ای رفتم. شورای بازسازی جلسه داشت. [آقای عبدالحسین وهاجی] سرپرست وزارت بازرگانی آمد. طرح آزاد کردن چند قلم کالای وارداتی را توضیح داد. قرار شد در کمیته مربوطه مشورتی بررسی شود و در جلسه بعدی بیاورد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسأله مهمی نبود. مذاکرات ژنو هنوز به جایی نرسیده است. تا آخر در جلسه علنی ماندم. [آقایان مهدی کروبی و حسین هاشمیان] دو نایب رئیس غایب بودند. در تنفس با جانبازان آسایشگاه امام خمینی قیطریه ملاقات کردم. خواستار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در خانه کار کردم. به مجلس رفتم. سعیدالذاکرین [مسئول روابط عمومی مجلس] آمد. درباره تعاونی مسکن کارکنان مجلس و کارهای روابط عمومی مذاکره داشت. آقای [علی اصغر] گرانمایه پور استاندار چهار محال و بختیاری آمد. او را عزل کرده اند و از اعمال

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۷

در منزل بودم. تا ساعت ده و نیم برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلم نامادری را تماشا کردم؛ جالب است. سرشب خانم دکتر منصوریان آمد. از کانادا برگشته است. او از گرانی و مشکلات زندگی در خارج برای ایرانی های مهاجر گفت.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۷

اول وقت خبر دادند دیشب در فرودگاه، افراد سپاه با مأموران گمرک درگیر شده و آنها را کتک زده اند. دستور رسیدگی فوری دادم. ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم و تا هشت گزارش ها را خواندم. در مذاکرات ژنو پیشرفتی به چشم نمی خورد. به جلسه مجلس رفتم. تا ساعت یازده در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل کار کردم. برای انجام کارهای نظامی به دفتر فرماندهی رفتم. آقای دکتر [حسن] فیروز آبادی [مشاور نظامی نخست وزیر] برای مشورت و نظرخواهی مسائل زیادی داشت. حدود دو ساعت کار داشت. آقای [علی] جنتی هم جداگانه مسائل دفتری را مطرح کرد. بعد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. هشت به جلسه علنی رفتم و تا ساعت نه و نیم در جلسه ماندم. به جلسه شورای بازسازی رفتم. درباره کیفیت اعمال سیاست شورا مذاکره شد که به گونه ای انجام شود تا روال کار موجود نظام را به هم نزند. ناهار را در دفتر آقای خامنه ای خوردیم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. تا نه و نیم گزارش ها را خواندم. آقای شیخ سعید شعبان از لبنان آمد. درباره حمایت ایران از نهضت های اسلامی تأکید داشت و خواست که با سوریه برای مبارزه با فالانژها و اسرائیل و حامیانش در لبنان همکاری کنیم. آقای سیدزاده از کارکنان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آبان ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. ساعت هشت به جلسه علنی رفتم. تسلیتی در مورد وفات آقای [سید روح الله] خاتمی پیش از دستور دادم . طرح 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی تصویب شد. در تنفس برای خانواده های شهدای اهواز و اصفهان صحبت کردم. کاروان زینب و ستاد جذب کمک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آبان ۱۳۶۷

در منزل بودم. بستگان به قصد شرکت در مراسم ملاقات امام آمدند که لغو شده بود. آقای [عبدالمجید] معادیخواه برای امور بنیاد تاریخ آمد. شب دکتر ولایتی آمد. گزارش سفر سوریه را داد و برای مذاکرات ژنو مشورت کرد. با سوری ها قرار گذاشته اند که در لبنان همکاری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۶۷

مهدی صبح زود بنا به درخواست مسئولان آنجا به استان سیستان و بلوچستان رفت. در منزل بودم. وقتم به مطالعه درباره وضع جهان اسلام گذشت. دفتر امام اعلام کرد، ملاقات امام به خاطر فوت آقای [سید روح الله] خاتمی امام جمعه یزد لغو شده است . عصر عفت و بچه ها به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. دو فوریت طرح نامگذاری روز 13 آبان به «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» تصویب شد؛ یک اقدام کاملاً سیاسی است . جمعی از جانبازان و خانواده های شهدای شیراز آمدند . جانبازان خواستار جدایی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود . آقای [علی محمد] بشارتی [قائم مقام وزیر امور خارجه] آمد. راجع به مطالب نخست وزیر مجارستان که بنا بود به ملاقات بیاید، گزارش داد و خواست که یکی از زندانیان انگلیس در ایران آزاد شوند. گفتم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح برای سخنرانی در مراسم افتتاح کنگره وحدت مسلمین به دانشگاه تهران رفتم؛ پیشنهادهایی برای همکاری و اتحاد عملی مسلمین ارائه دادم . به مجلس رفتم. بعد از تنفس برای اداره مجلس رفتم. تا ظهر در جلسه بودم. ظهر آقای [مهدی] مهدی زاده نماینده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۶۷

در منزل بودم. بیشتر وقت را به مطالعه درباره طرح ها و پیشنهادهای وحدت جهانی اسلام گذراندم. پیش از ظهر احمدآقا آمد. درباره شورای بازسازی و مسائل جاری کشور مذاکره شد . عصر هم کارها را از مجلس آوردند. تا ساعت یازده شب کار کردم تا تمام شد. در گزارش ها هم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. جلسه اوپک به نتیجه درستی نرسیده است. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. در تنفس برای جمعی از طلاب مربی و معلم عقیدتی سیاسی سپاه صحبت کردم . ظهر آقای [غلامحسین] جمی امام جمعه آبادان آمد. درباره بازسازی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۶۷

نزدیک ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. قرار بود نماینده ای از طرف حافظ اسد برای مذاکرات خصوصی بیاید که اطلاع دادند به تأخیر افتاده است. در گزارش ها حمله هوایی اسرائیل به مراکز فلسطینی ها و حزب الله در لبنان در رأس اخبار است . [سرتیپ جلالی] وزیر دفاع آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به مطالعه گزارش ها و تاریخ بازسازی[اروپای] بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. ظهر محسن و بعضی بچه ها آمدند. سرشب نصرت همشیره زاده برای رفع گرفتاری غیبت فرزندش وحید از سربازی - که در اثر فوت پدرش چند روز غیبت داشته - آمد و چند نامه از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. گزارش ها را دیدم. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. دستورات مهمی در مجلس نداریم. در تنفس برای خانواده های شهدای خراسان و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت صحبت کردم . دکتر روحانی آمد و گزارش سفر داد؛ خوش بین است. درباره خرید نیازها از چین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح برای شرکت در سمینار نیروی زمینی ارتش به محل دافوس رفتم. سخنرانی مفصلی برای آنها انجام دادم . ساعت ده برای شرکت در شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. پیش از ظهر به دفترم رسیدم. تا عصر کارهای دفتر را انجام دادم. هیأت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح گزارش ها را خواندم. بحران لبنان و احتمال تجزیه و مسئله اوپک زیاد مطرح است و شورای همکاری خلیج فارس گفته اند سهم [صادرات نفت] عراق به اندازه ایران باشد . در جلسه علنی تا ساعت نه ونیم ماندم. برای شرکت در شورای بازسازی، جلسه را ترک کردم. جمعی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۷

پس از نماز با هلی کوپتر به سوی ارکواز مرکز ایل های ملکشاهی و شوهان رفتیم. مردم استقبال گرم و وسیعی کردند. اشعاری به مناسبت ورود من خواندند و من هم تشویق آمیز برای آنها صحبت کردم و بلافاصله با هلی کوپترها به سوی اسلام آباد حرکت کردیم.چهار هلی کوپتر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۶۷

قرار بود در محل هوانیروز باختران با ارتشی ها جلسه داشته باشیم و سپس با هلی کوپتر به ایلام برویم. دیشب رعد و برق و تگرگ زیادی بود. امروز هوا بارانی است و هلی کوپترها نمی توانند پرواز کنند. ناچار برنامه های باختران را حذف کردیم و با اتومبیل به سوی ایلام

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح به فرودگاه مهرآباد رفتیم و سپس همراه نمایندگان استان باختران[=کرمانشاه] و ایلام با شاهین به باختران پرواز کردیم. در فرودگاه استقبال رسمی بود. باران شدیدی هم می بارید. به محل استانداری رفتیم. مسئولان شهر و ائمه جمعه و جماعات جمع شدند. برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه [تهران] رفتیم . عفت برای تشییع جنازه خانم علم الهدی رفت، که امروز مرحوم شده است . دکتر ولایتی برای تذکر مطالبی راجع به سیاست خارجی تلفن کرد که در جهت تلطیف روابط

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۷

ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدم. پس از نماز برای بدرقه رئیس مجلس سیرالئون به فرودگاه رفتم. او بیانیه ای قرائت کرد و مصاحبه کوتاهی با هر دو نفرمان انجام شد. تا صحن فرودگاه بدرقه کردم. با هما پرواز کردند. به مجلس رفتم و تا ساعت هشت صبح گزارش ها را خواندم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. به محوطه دانشکده افسری در جوار مجلس رفتم. با چهار هلی کوپتر همراه با جمعی از سپاهیان و ارتشیان به اطراف کرج برای بازدید از مراکز موشکی و هلی کوپتری سپاه در سایت آموزشی موشک چینی زمین به هوا رفتم. از کلاس های آموزشی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۷

به مجلس رفتیم. تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. پس از افتتاح جلسه علنی، برای شرکت در جلسه بررسی سیاست بازسازی به دفتر ریاست جمهوری رفتم که تا ظهر طول کشید. تصویب شد که ساخت مسکن در شهرهای مخروبه تقدم داشته باشد و در مورد قصرشیرین و مهران، برای اسکان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. بیشتر وقتم به مطالعه درباره بازسازی های [اروپا] پس از جنگ جهانی دوم گذشت.به آقای شمخانی در مورد مذاکره با چینی ها تذکری دادم و آقای حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] برای نصب دو فرمانده برای لشکرها و تیپ ها، تلفنی اجازه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل درباره نقش مصلحت در احکام فقهی مطالعه کردم. برای مراسم شروع سال تحصیلی و دادن جوایز دانشجویان ممتاز و نفرهای اول به دانشگاه تهران رفتم. تا ظهر طول کشید. سخنرانی داشتم . تیمسار [منصور] ستاری [فرمانده نیروی هوایی] برای گرفتن اجازه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۷

به آیت الله خامنه ای پیشنهاد کردم که در مورد مصوبه مجمع تشخیص مصلحت در خصوص جلوگیری از رفتن کودکان بدون همراهی والدین به خارج از کشور، تذکری به مجریان بدهند که مانع رفتن کودکان همراه والدین نشوند، گرچه روادید مستقل داشته باشند. ساعت هشت و نیم به مجلس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۶۷

ساعت چهار صبح، [آقای ویلیام کنته] رئیس مجلس سیرالئون وارد تهران شد. مهمان من است، ولی چون بعد از نیمه شب وارد شده، معمول نیست استقبال رسمی شود. خودم نرفتم. وزارت خارجه هم نظرش همین است. وقتم به استراحت و مطالعه درباره فقه حکومتی گذشت. عصر خانم عباسی آمد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر از پیشرفت مختصری در مذاکرات صلح در نیویورک بود. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. با نمایندگان ایلام و باختران قرار سفر به دو استان گذاشته شد. در تنفس با مسئولان تدارکات سپاه، ملاقات و صحبت کردم. هیأت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. آقایان [محمد جواد] لاریجانی و [سیروس] ناصری آمدند. شرح مذاکرات با انگلیس را دادند و راجع به متن بیانیه مشترک مشورت کردند؛ انگلیس از ایران و انقلاب به نحوی تحسین کند و از قطع روابط از سوی طرفین اظهار ناخشنودی نماید. راجع به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. پیش از دستور درباره پیام امام صحبت کردم؛ مضمون پیام برای مسائل جاری و اختلافات فکری آرام بخش است . ساعت ده و نیم به دفترم آمدم. ظهر [آقای سید عبدالله حسینی] نماینده بندرلنگه، همراه شخصی از اهالی جزیره کیش آمد. از فشارهای سازمان عمران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۷

در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. دکتر [عباسعلی] زالی آمد. در مورد کار آینده و برنامه هایش در گذشته صحبت کرد و خواست که تا آخر سال در منزل [سازمانی] مجلس بماند. آقای محمد رضا بهشتی آمد و برای کار تاریخ خاورمیانه استمداد کرد. از مقالات اخیر روزنامه جمهوری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۶۷

بعد از نماز و کمی ورزش، گزارش ها را خواندم . رادیو فارسی صدای آمریکا خبر داد که مذاکرات ایران و عراق در نیویورک بعد از چند ساعت به دوشنبه موکول شد و علامتی از پیشرفت دیده نشده است. به دفتر رئیس جمهور رفتم و از ساعت هفت تا هشت و نیم، ضمن صرف صبحانه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم گزارش ها را دیدم. آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] آمد. درباره سیاست بازسازی مذاکره کردیم. از دولت و عملکرد آنها ناراضی است و با افراطی ها مخالفت دارد. او بر سیاست بازتر اقتصادی و رفاهی تأکید دارد. آقای رئیس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۷

بعد از نماز و صبحانه به مجلس رفتم. عفت هم به مجلس آمد؛ چون نقاش در منزل کار می کند و منزل کثیف است و خودش هم کسالت دارد. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. این روزها دستور مهمی نداریم و مجلس کم رونق است. آقای [محسن] رفیق دوست آمد و درباره شغل مشاورت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۷

در منزل ماندم. گفته بودند که عفت ساعت نه ونیم صبح می رسد. بعداً معلوم شد که ساعت نه و نیم شب می آید. نقاش برای رنگ کردن در ها آمده بود. وقتم با مطالعه و قدم زدن در حیاط گذشت. عصر آقای محسن رضائی آمد و درباره پادگان سازی برای سپاه و تقویت نیروی هوایی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در خبرها و گزارش ها مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. دستور مهمی نداشتیم. انتخاب دو نامزد برای کمیسیون احزاب داشتیم که [آقای ابراهیم اصغرزاده] یکی از کاندیداهای تندروها با اکثریت نسبی ضعیف رأی آورد: 94

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۷

در منزل بودم. مهدی به دانشگاه و یاسر به مدرسه رفتند و من تنها ماندم. محسن برای امور موشکی و کارها آمد. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. ظهر عفت از سوریه تلفن کرد. حال خودش و همراهانش خوب است؛ گفت چهارشنبه می آید. شب احمدآقا آمد. درباره بازسازی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، در دفتر کارهای دیروز را انجام دادم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. در تنفس برای گردان جعفر طیّار از خوزستان که به مجلس آمده بودند، صحبت کردم . ظهر آقای [محی الدین] فاضل هرندی [نماینده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. اعضای خانه کارگر و شوراهای کارگری آمدند. برای آنها سخنرانی کردم و به سئوالاتشان جواب دادم . ساعت نه صبح به سوی قم حرکت کردیم و ساعت یک ربع به یازده رسیدیم. در مرکز آموزش عالی مربی [عقیدتی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۷

برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. در گزارش ها، تصویب محدودیت هایی در رابطه آمریکا علیه عراق در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، همچنین فتنه در لبنان با تمام شدن دوره ریاست جمهوری [امین] جمیّل و عدم قدرت انتخاب رئیس جمهور جدید و کشته شدن سران امل

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر انجام شد. تا ساعت ده در جلسه علنی بودم. با جمعی از جانبازان انقلاب که از سفر به جبهه برگشته بودند، در مجلس ملاقات کردم و برای آنها صحبت نمودم . ظهر آقای [سید علی اکبر] محتشمی [وزیر کشور] ، برای کسب اجازه در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۷

پیش از ظهر به مرکز فرماندهی [نیروهای مسلح] در ستاد مشترک رفتم. دفترم را تجهیز کرده اند. با اعضای دفتر و آقایان [علی] فلاحیان و تیمسار شهبازی مذاکره کردم. ظهر به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. درباره مزایای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها مسئله مهمی نیست. از ساعت هشت صبح تا یک و نیم بعد از ظهر در جلسه علنی بودم. فقط برای نماز و ناهار تنفس دادیم. شش وزیر در دستور بودند که به جز [آقای سید مجید هدایت زاده] برای وزارت بازرگانی، بقیه رأی اعتماد گرفتند. بیشترین رأی را آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. مشغله زیادی جز مطالعه نداشتم. عفت همراه خانواده های نقاش و مطهری و عراقی برای سفر سوریه به فرودگاه رفتند. خبر دادند آقای علی هاشمی، ابوالزوجه محسن به علت سکته در بخش سی سی یو بیمارستان رفسنجان بستری شده است. عصر آقای سیروس ناصری [سفیر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در جلسه علنی تا ده و نیم ماندم. چند مصوبه ساده داشتیم. با آقایان [مهدی] کروبی و [سید محمد] خاتمی درباره اعلان رقم شهدا مذاکره کردیم. دنیا تعداد شهدای ما را خیلی بیشتر از عدد واقعی تصور می کنند. ظهر نمایندگان خوزستان آمدند و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها خوانده شد. آقای صیاد شیرازی آمد. او خواست مأمور تهیه طرح سازمان نیروهای مسلح شود که گفتم رسماً لازم نیست؛ اگر نظری دارد بیاورد. [آقای محمد رئیسی] نماینده شهرکرد آمد. درباره فعال کردن مجلس صحبت شد و از عدم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای دفتر را آورده بودم، انجام دادم. آقای دکتر ولایتی آمد. گزارش کامل مذاکرات ژنو را داد؛ چیزی بیشتر از آنچه می دانستم نداشت. احتمالاً درباره کنف شدن عراق در مذاکرات اغراق می کنند. درباره سیاست بازسازی و لزوم انجام اقدامات چشمگیر هم مطالبی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت کار کردم. به جلسه علنی رفتم. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. دستور کار تمام و جلسه ختم شد. پیش از ظهر اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس آمدند . خواستار تأیید و حمایت بیشتر بودند. بعد از ناهار رئیس بانک مرکزی آمد. وضع بد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۷

در اخبار صبح رسانه های جهانی، فشار بر عراق سنگین است و از ما به خوبی یاد می شود. عراق شرط هایی برای رفتن به نیویورک گذاشته که مهم نیست. در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. فاطی و سعید و سارا برای سفر به کره جنوبی به فرودگاه رفتند. مهدی با صورت باندپیچی برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. در گزارش ها فشار دنیای غرب بر عراق محسوس است. در جلسه علنی شرکت کردم. نتایج استخراج آراء کابینه در مجلس قرائت شد. بعضی ها می خواستند در مورد دکتر [علیرضا] مرندی [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] تشکیک کنند. حرف حسابی نداشتند. از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم به مجلس رفتم. ساعت هفت و نیم جلسه علنی آغاز شد . بحث در کابینه بود. وزرا دفاع کردند. این کار تا ساعت دو و ربع بعد از ظهر طول کشید. رأی گیری کردیم و به دفترم آمدم. بعد از استراحت خبر دادند که آقایان [محسن] رفیق دوست وزیر سپاه و [عباسعلی]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۷

اول وقت مهدی با دعای بدرقه مادر [برای انجام جراحی بینی] به بیمارستان امیراعلم رفت. من به مجلس رفتم. در گزارش ها فشار همه جانبه غربی ها بر عراق به خاطر کشتار کردهای شمال عراق، محسوس است . عفت هم به مجلس آمد. صبحانه را با هم خوردیم. به جلسه علنی رفتم. بحث

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۶۷

در اخبار صبح محکومیت عراق به خاطر کاربرد خیلی وسیع سلاح شیمیایی علیه کردهای عراقی آمد و مهم تر از آن تصویب لایحه در مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر قطع اعتبارات و کمک های آمریکا به عراق و جلوگیری از اعتبارات بین المللی؛ حرکت آمریکا علیه عراق، جدی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. دکتر روحانی آمد. از ژنو برگشته است. او خلاصه ای از مذاکرات و سرگذشت کار را گفت. فکر می کند هیأت ما تحت تاثیر نظرات حقوقدانان سرسختی نشان داده است. امکان حل را در صورت برخورد بهتر در اول کار منتفی نمی داند، ولی فعلاً مذاکرات به بن بست رسیده،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها موضع عراق سخت تر شده است. شخص صدام حرف می زند و مدعی حاکمیت بر اروند رود و بی اعتباری قرارداد الجزایر است. ساعت ده و نیم به مجلس رسیدم. کارم زیاد شده است؛ هم کارهای دفتر ریاست مجلس و هم کارهای دفتر فرماندهی نیروهای مسلح را دارم. آشیخ حسین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۶۷

در اخبار صبح، خبر پس گرفتن استعفاء از طرف نخست وزیر و اظهار اطاعت پخش شد . ظهر کارهای دفتر را انجام دادم. عصر هیأت رئیسه جلسه داشت. امور اداری و پارلمان و مسائل دیگر بحث شد. آقای [حمید] میرزاده آمد و توضیحاتی درباره موفقیت های تعزیرات حکومتی داد و استمداد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۶۷

اول وقت خواستم با نخست وزیر تماس بگیرم، گفتند از منزل بیرون رفته و به جای نامعلومی رفته که کسی از ایشان خبر ندارد. از آقای [حمید] میرزاده معاون اجرایی [نخست وزیر] پرسیدم. ایشان هم اظهار بی اطلاعی کرد. با احمدآقا و آقایان خامنه ای و موسوی اردبیلی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. مقداری هم به تنظیم کتابخانه ام پرداختم. عصر کارها را از مجلس آوردند، انجام دادم. با [آقای غلامرضا آقازاده] وزیر نفت درباره بستن سرچاه نفت آتش گرفته در مرز عراق در منطقه دهلران صحبت کردم. قرار شد با میانجی های

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم به جلسه علنی رفتم. اولین جلسه بعد از تعطیلات تابستانی و اعزام نمایندگان به جبهه بود. قبل از دستور صحبت کوتاهی کردم . چند مصوبه داشتیم. حال و هوای مجلس به خاطر احتمال تحولات سیاسی و اقتصادی خیلی سیاسی است. مراجعه هم زیاد است.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. گزارش ها را دیدم . [سرتیپ جلالی] وزیر دفاع آمد و از ادغام وزارت سپاه و دفاع ابراز نگرانی کرد. او گفت لایحه دولت را امضاء نخواهد کرد. عدم امضای او مشکلی به خاطر قانون اساسی به وجود خواهد آورد. [سرتیپ حسنی سعدی، سرتیپ ستاری و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها صحبت از مشکل در مذاکرات ژنو است. تا ساعت ده و نیم برای خطبه های جمعه کار کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم . عصر آقای لاریجانی و آقای محلاتی آمدند و گزارش پیشرفت کار ژنو را دادند. دبیرکل رفته و[یان] الیاسون سوئدی را به عنوان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح بعد از ادای نماز، همراه محافظان و آقایان [علی] شمخانی، [ابراهیم] سنجقی، [محمد] فروزنده، مهدی، [علیرضا] افشار و [حسن] دانایی فر به طرف خرمشهر و آبادان رفتیم. در راه از کانال پانصد متر عرضی که برای دفاع از اهواز در کیلومتر 46 جاده اهواز -

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ شهریور ۱۳۶۷

آقای جواد لاریجانی که از ژنو آمده است، اطلاع داد که موضع عراق در مذاکرات ضعیف است و حمایت جهانی از ماست و به نتایج مذاکرات خوشبین است؛ گر چه هنوز پیشرفتی مشاهده نشده و در مراجعت او در فرودگاه لندن، مقامات وزارت خارجه انگلیس اظهار علاقه به حل مشکل و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها خبری از تصمیم جدید دبیرکل سازمان ملل که آقای محلاتی گفته بود به زودی اعلان می شود، نبود. با آیت الله خامنه ای در ادامه مذاکرات دیشب، مقداری مذاکره کردیم و پس از صبحانه، ایشان خدمت امام رفتند. در هفته دولت، مطابق معمول با کابینه خدمت امام می

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ شهریور ۱۳۶۷

گزارش ها خبر از به مشکل برخوردن مذاکرات ژنو می دهد و عراق اعلان کرده قرارداد سال 1975 الجزایر را قبول ندارد. به آقای محسن رضائی گفتم به نیروها اعلان کنند که هوشیار باشند. به مجلس رفتم. ساعت ده [آقای محمد جواد ایروانی] وزیر اقتصاد آمد. از وضع مالیات و در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ شهریور ۱۳۶۷

ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. کارهای اداری را انجام دادم. ساعت ده نمایندگان امام در نیروهای مسلح آمدند. از نصب آقای [احمد[جنتی به عنوان مسئول امور فرهنگی]ستاد فرماندهی کل قوا] گله داشتند. با برنامه های ایشان، به نظر می رسد آب اینها در یک جوی نرود. آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش های صبح، نوعی خوشبینی در روند مذاکرات ژنو دیده می شود . شورای امنیت کاربرد سلاح شیمیایی علیه ایران را محکوم کرده، گر چه صریحاً اسمی از عراق نبرده ولی هدف روشن است و نقطه مثبتی در شرایط سیاسی خارجی است. ساعت نه صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. با آیت الله خامنه ای که دیروز از خوزستان برگشته، تلفنی صحبت کردم. درباره مطالب نماز جمعه امروز ایشان و کمیسیون اسرا و مطالب جاری دیگر صحبت شد. در اخبار بی ثمر بودن مذاکرات دیشب ایران و عراق در ژنو آمده است. عصر آقایان [محمد جواد[لاریجانی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۶۷

در خبرها تأیید کارشناسان اعزامی سازمان ملل در خصوص استفاده عراق از سلاح شیمیایی در بمباران دو سه هفته پیش اشنویه برجسته شده و یک نوع موضع گیری مثبت غربی ها نسبت به ایران تلقی می شود. ساعت نه ونیم به مجلس رسیدم. کارهای اداری را انجام دادم. آقای

ادامه مطلب
بدون فیلتر، در کست‌باکس عبدی مدیا بشنوید

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. [امروز عاشورا است[. آقای]سید عباس[کوثری آمد و برایمان روضه خواند. زیاد گریه کردم و تا ظهر به شدت مغموم بودم.]آقای کوثری[برای]آسفالت] جاده روستای اشنویه به قم استمداد کرد. مقداری از وقت به مطالعه و مقداری به استراحت گذشت. یاسر که دیشب تا صبح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۶۷

امروز در منزل بودم. با توقف جنگ، کارهای روزهای تعطیل کم شده است. برای محل استقرار ناظران آتش بس در تهران، چند تلفن رد و بدل شد. آنها در هتل به سر می برند که جای مناسبی نیست. ورزشگاهی پیشنهاد شده که تخلیه آن مشکلاتی به بار می آورد. در خصوص کمیته اسراء هم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۶۷

در اخبار مطلب مهمی نیست. آتش بس اجرا شده است. ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. آقای مهندس نجف زاده آمد؛ نظراتی درباره طرح ساخت موشک داشت. پیشنهاد داشت سیاست استفاده از کارخانه ها را به جای سرمایه گذاری برای ساخت هر قطعه داشته باشیم و از کارخانه ماشین سازی خودش

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح براساس زمان بندی دبیرکل سازمان ملل، به طور رسمی آتش بس درجنگ ایران و عراق بر قرار شد. فکر نمی کنم مشکلی پیش آید؛ جز مسئله دو کشتی عراقی که اعلان شده از تنگه هرمز عبور می کنند و ما هم اعلان کرده ایم می خواهیم کنترل کنیم. ساعت نه و نیم صبح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم در خانه برای خطبه های جمعه کار کردم. نخست وزیر درباره استعفای آقای شمخانی تلفنی سئوال کرد. گفتم من هم استعفا را دیده ام، ولی قبول نمی کنم. با خود آقای شمخانی صحبت کردم و گفتم از استعفا منصرف شود. قرار شد بعداً درباره علل آن صحبت کنیم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به مجلس رفتم. تا ده گزارش ها خوانده شد . آقای [سیروس] ناصری از وزارت خارجه آمد و در مورد مسائل آتش بس مشورت کرد. احتمال تاخیر در عقب نشینی عراق با عجله ای که عراق در استفاده از شط العرب دارد، می تواند توازن ایجاد کند. معاون وزیر خارجه چین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. کارهای باقیمانده دیروز را انجام دادم. عصر نخست وزیر و اعضای غیر نظامی ستاد کل برای مذاکره درباره مشکلات کارشان آمدند. عمدتاً از سپاه گله داشتند و مدعی اند که سپاه اهمیت لازم را به ستاد نمی دهد و از من هم گله داشتند که در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل مطالعه کردم. به دکتر مشیری گفتم، معالجه عفت را تا نتیجه قطعی پیگیری کند. ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. آقایان [سید محمد باقر[حکیم و]سید محمود[هاشمی شاهرودی و]احمد] سالک آمدند. در خصوص آینده عراقی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رفتم. کارهای جاری را انجام دادم . آقای [غلامحسین[نادی نماینده سابق نجف آباد آمد و برای حفظ مصالح ایران در صحنه های بین المللی توجه داد و اینکه با استفاده از مذاکرات صلح، روابط با آمریکا را عادی کنیم تا اهرم های قدرت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۷

آقای دکتر ولایتی تلفنی خواست که تقاضای ملاقات با وزیر خارجه عمان را بپذیریم؛ چون آیت الله خامنه ای هم در تهران نیست که ملاقات به ایشان بدهد. به مجلس رفتیم. تا ساعت ده صبح گزارش ها را خواندم. خانواده رهنما آمدند. پدرشان چند روز پیش سکته کرده و مرده است. به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مرداد ۱۳۶۷

در اخبار خارجی، مسئله مهم، مذاکره مأموران ایران در لندن با اسقف کلیسای کانتربری درباره گروگان ها است. دکتر ولایتی و [سیروس] ناصری آمدند. آنها درباره سازمانی که برای اجرای قطعنامه 598 در نظر گرفته اند، توضیح دادند و برای سیاست کار مشورت کردند. قرار شد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۶۷

آقای شمخانی، گزارشی در مورد کیفیت کار گروه ناظران سازمان ملل برآتش بس و تدارک آنها فرستاده بود؛ تأیید کردم که زیر نظر ستاد کل عمل کنند و به نخست وزیر هم گفتم تأیید کند. نخست وزیر برای پذیرش سمت وزیر مشاور استمداد کرد. قرار شد در مجلس مطرح کنیم و اطلاع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مرداد ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. کارهای عقب مانده دیروز را انجام دادم. حکم مسئولیت آقای عبدالله نوری برای تهیه طرح سازمان نیروهای مسلح را نوشتم و حکم قائم مقامی آقای شمخانی برای فرماندهی سپاه را تأیید کردم. آقای [سید محمد] کیاوش آمد و حکمی برای بازرسی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. در اخبار آمد که قرار است امشب تاریخ آتش بس توسط دبیرکل اعلام شود. مهدی اطلاع داد که نیروها به شمال غرب منتقل شده اند و خواست که بداند آیا عملیاتی داریم یا نداریم که اگر نداریم، برگردد. یاسر گفت که گردانش عازم خط است و اعتراض داشت که اگر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. در راه به دیدن رئیس جمهور که دیشب از جبهه برگشته اند، رفتم. ساعتی مذاکره کردیم. ایشان اوضاع جبهه را گفتند و من اوضاع اینجا را و درباره ارتش و سپاه و ستاد کل مذاکره شد. به مجلس رفتم. [آقای کوریاما] معاون وزیر خارجه ژاپن آمد. نامه ای از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مرداد ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. در گزارش ها پیشرفتی در روند صلح دیده می شود. عراقی ها زمزمه پذیرش را آغاز کرده اند، ولی تحت فشار حامیان. ساعت ده صبح هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. درباره شروع کار مجلس مذاکره کردیم. در نتیجه نظر این شد که اگر کار مجلس شروع شود، توجه مردم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. به استراحت و مطالعه گذشت. دو سه مراجعه امور شخصی از بستگان داشتم. گزارش ها را آوردند، خواندم. پیشرفتی در مسئله آتش بس به چشم نمی خورد. مهدی از جبهه تلفن کرد و از کمبود وسایل نقلیه برای نیروها گفت و آقای محسن رضائی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۶۷

عفت اطلاع داد که یاسر تلفن کرده و گفته عازم خط مقدم است. در اخبار کندی پیشرفت در امور اجرای قطعنامه و آتش بس به چشم می خورد. به مجلس رفتم. آقای حسنی سعدی آمد. گزارش دفاع گونه ای از جریانات اخیر داد و گفت در عملیات مرصاد شرکت داشته اند و گفته نشده. ظهر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مرداد ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. بهانه تراشی عراق ادامه دارد. انتشار جنایات جنگی عراق در کاربرد اسلحه شیمیایی، موضع سیاسی ما را تقویت کرده است. گزارش تیم تحقیقاتی خود آمریکا مبنی بر درست کار کردن دستگاه های رزمناو وینسنس و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مرداد ۱۳۶۷

به رادیوهای انگلیس و آمریکا گوش دادم . به نظر می رسد که دبیرکل [سازمان ملل] تصمیم گرفته در آینده نزدیک اعلان آتش بس کند. انتشار گزارش مثبت بررسی استفاده از سلاح شیمیایی و نظر دبیرکل که به ضرر عراق و به نفع ما است، اثر خوبی دارد. نظر داده اند عراق

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدیم. در گزارش ها بیشتر توجه به سازمان ملل و قطعنامه شورای امنیت است . فشار جهانی بر عراق آمده است و برای اولین بار بعد از انقلاب، احساس همدردی جهانی نسبت به موضع ایران دیده می شود و زمزمه محکومیت عراق به خاطر استفاده از سلاح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۶۷

دکتر روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم؛ وحدت نظر داشتیم. بنا شد بیشتر بحث شود. آقای محسن رضایی اطلاع داد که دشمن در غرب، تقریبا همه جا به مرزها برگشته است. اجازه عملیات انهدامی خواست که موافقت نکردم. آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم و کارهای چند روز سفر را انجام دادم. آقای [مرتضی[کتیرائی برای امور مجلس آمد. آقای صیاد شیرازی برای عملیات مرصاد آمد و درباره جمع بندی و نقد کار نظراتی ابراز کرد؛ راضی است. آقای]محسن]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۶۷

آقای [ابراهیم[سنجقی و آقای]علی[فلاحیان گزارش وضع منطقه را دادند. نیروهای ما کرند را هم گرفته اند. آنها در هفت کیلومتر اطراف کرند، راه را بسته اند و منافقین در حال فرار را منهدم می کنند. تلفات زیادی در آنجا به آنها وارد کرده اند. به نخست وزیر گفتم که با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۶۷

اول وقت آقای سنجقی و آقای [نورعلی[شوشتری فرمانده قرارگاه نجف اطلاع دادند که از دیشب از چهار محور به منافقین حمله شده، از تنگه چهار زبر و گردنه حسن آباد و سه راهی اسلام آباد و داخل شهر اسلام آباد و در همه محورها به پیش رفته ایم و پیشرفت ادامه دارد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۷

آقای سنجقی با تلفن بیدارم کرد و گفت: نیروهای ما در سه راهی شرق اسلام آباد هستند و در طرف باختران به جای دیروز برگشته اند و شب مقداری جلو رفته بودند. معلوم می شود منافقین نیروی تازه وارد کرده اند. نیروی زیادی برای این اقدام خود به داخل ایران آورده اند و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۶۷

ساعت یک و نیم بامداد، آقای سنجقی تلفنی بیدارم کرد و گفت منافقین در جاده اسلام آباد - باختران حضور جدی دارند و خواست محل اقامت را تغییر دهم. دستور دادم نیروها برای تارومار کردن آنها اقدام جدی کنند. دیشب با آقای محسن رضایی قرار گذاشته بودیم که امروز صبح در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۶۷

با آقای خامنه ای ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدیم. نماز خواندیم و آخرین صحبت ها را با هم کردیم. ایشان ماندند و من با محافظان با اتومبیل به سوی باختران [= کرمانشاه] حرکت کردم. قبلاً قرار بود که به قلاّجه در قرارگاه جدید نیروی زمینی برویم، که آنها برنامه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۶۷

برای نماز صبح بیدار شدیم. آقای [حسن[روحانی و آقای مهندس موسوی]نخست وزیر] از تهران تلفن کردند و درباره فرماندهی نیروی زمینی ارتش و وضع ناگوار نیروها و ضعف فرماندهان در کنترل نیروها و... گفتند. ساعت شش صبح به سوی اهواز حرکت کردیم. نزدیک ساعت هشت به گلف

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۶۷

خبرها در جبهه غرب و جنوب، حاکی از تداوم پیشرفت عراق در خاک ایران بود . تصمیم گرفتم به جبهه بروم. چمدان را بستم. ترتیب امور را در روزهای غیبت از تهران دادم. به ستاد کل توصیه های لازم شد. دکتر روحانی آمد، درباره جنگ و برنامه ها مذاکره کردیم. قرار شد او

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. اول صبح خبر دادند که عراق از شمال تا جنوب در اکثر محورها حمله کرده است: از جنوب در محور شلمچه به خرمشهر و از کوشک و طلائیه به جاده اهواز و خرمشهر، از هور در جاده های داخلی هور در میمک و سومار و قصر شیرین و حاج عمران که در قصر شیرین و سومار و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. از گزارش ها برمی آید که عراق در آتش بس اخلال می کند و به بهانه لزوم مذاکره مستقیم طفره می رود. معلوم است که قصد شیطنت و تجاوز و به دست آوردن امتیاز بیشتر دارد. در جلسه علنی درباره اطلاعیه دیروز امام، صحبت مفصلی کردم . به دفترم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. به امور جنگ پرداختم. دشمن در مهران و غرب پیرانشهر تحرکاتی داشته که سرکوب شده است. یک مورد بمباران از دو طرف بوده؛ ما تأسیسات برق سد دوکان را و عراق تلمبه خانه باغ ملک را . شورای امنیت [سازمان ملل[از دو طرف خواسته که تا زمان رسمی شدن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۷

به دفترم رفتم. به خاطر امور جنگ، به جلسه مجلس نرفتم. در گزارش ها مهمترین مسئله پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران است . تقریباً همه دولت ها در مراکز جهانی، حسن استقبال کرده اند. عراق به انفعال افتاده و به نظر می رسد می خواهند به تأخیر اندازد. تا عصر عراق به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل ماندم. از جبهه ها هیچ خبری مبنی بر درگیری با دشمن نرسید. سرتیپ [علی] شهبازی را خواستم. آمد و راجع به تعویض فرمانده نیروی زمینی ارتش و حذف ستاد مشترک ارتش مذاکره کردیم. حاج احمدآقا آمد. درباره کیفیت تبیین و توضیح آتش بس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۷

اول وقت به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. دشمن از دهلران و مناطق دیگر عقب نشینی کرده است. به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. در جلسه ای که برای شنیدن و توجیه نظر امام در پذیرش آتش بس منعقد شده بود، شرکت کردم. جمعی از نمایندگان مجلس و جمعی از وزراء و جمعی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رفتم. مقداری از کارهای عقب مانده روزهای سفر را انجام دادم. ساعت نه و نیم آقایان [مهدی[کروبی،]اسدالله[بیات و]عبدالواحد] موسوی لاری آمدند. درباره جنگ مذاکره شد؛ آنها نگرانند. ساعت ده اعضای هیأت رئیسه مجلس خبرگان آیات

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. علی حسین بنا آمد و برای مشکل برادرش کمک خواست. آقای [محمد علی] رحمانی مسئول بسیج آمد. درباره بسیج توضیح داد و از انتقادی که من در جلسه نمایندگان نسبت به اظهارات تند ایشان با فرماندهان سپاه کرده بودم، ناراحت بود که دلداری دادم؛ خواستار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۷

ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، آقای [محمد اسماعیل] کوثری فرمانده لشکر حضرت رسول (ص) آمد و از مشاهدات خود در منطقه دشت عباس و اقدام های گردان ارسالی خودش گفت؛ قرار شده سه گردان را برای اقدام در مقابل پیشروی عراقی ها تحت امر ارتش قرار دهد. با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم و به اخبار خارجی و داخلی گوش دادم. تبلیغات منفی غربی ها درباره وضع جبهه کم است؛ لابد نمی خواهند. عده ای از پاسداران را برای عیادت مجروحان ارتشی دیروز زبیدات فرستادم. مصدوم سطحی شیمیایی زیاد است ولی مصدوم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۷

برای نماز صبح بلند شدم و دیگر نخوابیدم؛ خسته ام، خستگی راه و مشکلات جنگ. به مطالب رادیوهای آمریکا و انگلیس گوش دادم. آمریکا تصمیم گرفته به خانواده های شهدای هواپیمای ایرباس ایرانی غرامت بدهد. بیشتر بحث ها درباره عواقب همین حادثه است و شورای امنیت که

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۷

تا نزدیک ظهر در منزل بودم. چمدان سفر به جبهه را بستم. تلفنی به کارهای جنگ و مجلس پرداختم. آقای [محمد علی[انصاری از بیت امام آمد و مطالبی درباره برداشت از مراجعات مردم به بیت را گفت. آقای]علیرضا[افشار آمد. برای امور پرسنلی و اعزام نیروی رزمی مطالبی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. تا ساعت هشت کار کردم. قبل از شروع جلسه رسمی به نمایندگان توصیه کردم با طرح دو فوریتی عدم اجرای ماده 45 آئین نامه، که دولت را موظف کرده در ابتدای هر دوره جدید مجلس، رأی اعتماد بگیرد، موافقت کنند. به خاطر وضع جاری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. مراجعات زیادی بود، مبنی بر نگرانی از حمله عراق به خرمشهر و آبادان و معلوم شد [آقای محسن میردامادی[استاندار]خوزستان[و]آیت الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز اعلان خطر کرده اند و از مردم خواسته اند به جبهه بروند. قرار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت ده ونیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . احساسات ضد آمریکایی مردم شدید است . بعد از نماز به مجلس رفتم . محسن و مهدی هم با من بودند. بعد از ناهار و استراحت و خواندن گزارش ها، ساعت چهار بعد از ظهر به سوی قم حرکت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح در دفترم گزارش ها را دیدم. سقوط هواپیمای ایرباس ایران هنوز در صدر اخبار است و معمولاً به نفع ما و علیه آمریکا. تا نزدیک ساعت ده در جلسه علنی بودم. مقابل مجلس، اجتماع مردم برای تشییع جنازه شهدای سقوط ایرباس بود. تنفس دادیم و با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۷

تحت تأثیر ناراحتی ها، در طول شب خواب های نگران کننده ای می دیدم. صبح برخلاف روزهای گذشته با خستگی و کوفتگی از خواب بلند شدم. مقداری نرمش در حیاط منزل انجام دادم؛ نشاط لازم را نداد. به مجلس رفتم و تا ظهر کارهای اداری را انجام دادم. عصر در جلسه هیأت

ادامه مطلب
بدون فیلتر، در کست‌باکس عبدی مدیا بشنوید

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح بعد از استماع اخبار خودی و بیگانه در منزل به مجلس رفتم. تا ساعت هشت در دفترم گزارش ها را دیدیم. سقوط هواپیمای ایرباس در رأس اخبار است. موج اظهار تأسف عمومی است، ولی موج محکومیت آمریکا محدود است؛ بیشتر حمل بر اشتباه آمریکا می نمایند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۷

در راه مجلس از محل ستاد کل و دفتر فرماندهی، ستاد مشترک و مقر عقیدتی سیاسی ارتش بازدید کردم. ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسئله سقوط هواپیمای ایرباس ایران، همه اخبار را تحت الشعاع گرفته و موج وسیع انتقاد و محکومیت علیه آمریکا بلند شده و سران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز برای انجام کارهای عقب مانده و خواندن گزارش ها به کتابخانه آمدم. تا ظهر وقتم به مطالعه گذشت. عصر احمدآقا آمد. درباره راه های ختم جنگ مذاکره کردیم. آقای[عبدالمجید] معادیخواه برای امور بنیاد تاریخ آمد. محسن آمد. راجع به امور شخصی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. در جلسه علنی از دفع تک دشمن در شاخ شمیران تشکر کردم . تقاضای رأی اعتماد نخست وزیر در دستور بود که سرانجام از مجموع 217 رأی، با 204 رأی موافق و 8 رأی مخالف و 5 رأی ممتنع روبرو شد. ائمه جمعه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز و ورزش و نوشتن خاطرات دیروز، با نخست وزیر درباره ستاد و تبلیغات و امور دیگر تلفنی صحبت کردم. آقای محسن رضائی از منطقه آمد. گزارش وضع و عملیات شکست خورده دیروز عراق را داد و نگران از حملات آینده عراق است. به سوی تهران حرکت کردیم. ناهار و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۷

برای نماز که بلند شدم، خبر دادند حمله دیشب دشمن سریعاً دفع شده است. ساعت پنج و نیم صبح با ماشین به سوی باختران [= کرمانشاه] حرکت کردیم. صبحانه را بین پل دختر و اسلام آباد کنار رودی و زیر درخت بلوطی صرف کردیم. ساعت ده در بین راه با دکتر روحانی درباره

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۷

نماز و قرآن و نوشتن خاطرات و گوش دادن به اخبار رادیوهای بیگانه و خودی . مثل اینکه غربی ها نمی خواهند روی پیروزی های عراق تکیه کنند و با اختصار از آن می گذرند. تا ظهر به مطالعه گزارش ها و اظهارات دو اسیر عراقی که در جزیره اسیر شده بودند و مذاکره با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۷

نماز و استحمام و حرکت به سوی فرودگاه با بدرقه عفت. هواپیما حاضر بود و بلافاصله پرواز کردیم. با آقایان [محمد[باقری]معاون اطلاعات نیروی زمینی سپاه[،]حسن[روحانی،]ابراهیم] سنجقی و محافظان، ساعت شش صبح در پایگاه امیدیه نشستیم. ماشین ها حاضر بودند. به سوی گلف

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح آقای [محمد[فروزنده از اهواز اطلاع داد که از ساعت سه و نیم بامداد دشمن آتش شدید همراه با بمب شیمیایی از هر نوع، روی جزیره]مجنون] و طلائیه و عقبه می ریزد و ارتباط با جزیره مجنون قطع است، جز از طریق تلفن بیمارستان. به دکتر ولایتی و [محمد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای عقب مانده سه روز سفر را انجام دادم. آقای سنجقی اطلاع داد که حادثه ای در جنوب نداشته ایم. حاج احمدآقا آمد. گزارش مبسوطی درباره جنگ و پیشنهادهایی در این باره توسط ایشان برای امام فرستادم. ظهر بستگان عفت مهمانمان بودند و عصر اخوی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۷

آقای محسن رضائی آمد. طرح کلی درباره آینده جنگ و نیازهای سپاه را داد. به قرارگاه نیروی زمینی ارتش در سومار رفتیم. از سرهنگ علیاری و سرهنگ الماسی که از مهران فرار کرده بودند، سئوالاتی کردم. ضعف غیر قابل قبولی بر ارتشی ها حاکم بود. با فرماندهان یگان های

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، یادداشت مفصلی درباره وضع جنگ و جبهه ها و راه های چاره کار تهیه کردم که اگر لازم شد خدمت امام بدهیم. آقای سرهنگ ترابی [فرمانده حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارش شکست در مهران را گفت؛ قرائن زیادی بر ضعف نیروها در گزارش وجود دارد . آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۷

با بدرقه اهل خانه به قصد سفر به جبهه حرکت کردم. از هفت تا هشت صبح در دفترم گزارش ها را خواندم و از جبهه اطلاع گرفتم. گفتند نیروهای ما رفته رفته به سوی مهران پیش می روند و دشمن قدم به قدم عقب می رود و قصد تخلیه شهر را دارد، ولی در ارتفاعات مرزی خواهد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۷

چمدان را بستم که به منطقه بروم، ولی موفق به سفر نشدم. به مجلس رفتم. گزارش ها را دیدم . منافقین و عراق مدعی اند که عملیات مهران را منافقین انجام داده اند؛ با اینکه نیروهای اصلی عراقی اند. آقای رضائی اطلاع داد که دشمن مقداری عقب نشسته و نیروهای ما در حال

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک ساعت چهار صبح، با تلفن آقای رضائی بیدار شدم. اطلاع داد که دشمن در مهران حمله را آغاز کرده و در چند نقطه ناموفق بوده و در یک نقطه نفوذ کرده است . آقای روحانی و آقای شمخانی و آقای حسنی سعدی اطلاع دادند، در همان نقطه هم عقب رانده شده اند. تأکید بر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز به کتابخانه آمدم و گزارش ها را مطالعه کردم. آقای سنجقی اطلاع داد که دیشب جنگ در ارتفاع قامیش ادامه داشته و بالاخره اجازه عقب نشینی گرفتند. به مجلس رفتم. تقاضای ملاقات زیاد است ولی به خاطر تراکم کارها، ملاقات ها را عقب انداختم. انگلستان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک صبح بیدار شدم. از جبهه خبر گرفتم. در جزیره وضع عادی شده بود. بعد از نماز دیگر نخوابیدم و بخش دیگری از کارهای عقب مانده را انجام دادم. مطالب خطبه ها را مهیا نمودم . نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم . عصر آقای خامنه ای آمدند و همراه ایشان و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. درباره راهکارهای ممکن برای آینده جنگ فکر کردم و سپس با دکتر روحانی در میان گذاشتم : یا بسیج عمومی برای جنگ، یا پذیرش صلح. راه دیگری به نظرمان نمی رسد. آخرین توصیه ها و دستورها را به قرارگاه های مربوط دادم و ساعت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح به سوی دزفول حرکت کردیم. ساعت هفت به پادگان نیروی زمینی دزفول رسیدم. صبحانه صرف شد و سپس با آقایان حسنی سعدی و دژاکام درباره خطوط پدافندی ارتش در جنوب، حدود دویست کیلومتر از چیلات تا چزابه، مذاکره کردیم و درباره احتمال خطر در شرهانی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز تا هفت ونیم صبح، گزارش های خبرگزاری ها را خواندم و به رادیو آمریکا و انگلیس گوش دادم. دنبال این هستند که نتیجه عملیات بیت المقدس 7 را پیروزی عراق در شکستن تهاجم ایران معرفی کنند و به اسم صدام که در منطقه حضور داشته، تمام کنند. آقای آستانه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، آقای سنجقی اطلاع داد که تقریباً همه واحدها پیشروی داشته اند. دو سوم پنج ضلعی را گرفته ایم و لشکر 27 حضرت رسول(ص) به کانال ماهی رسیده و پیشروی ادامه دارد. رادیوهای فارسی صدای آمریکا و بی بی سی را گرفتم؛ مسئله مهمی نداشت . در انتخابات

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۶۷

پیش از ظهر آقایان [منصور[ستاری،]محسن[انصاری]فرمانده پدافند هوایی سپاه[،]حسن[روحانی و]علی] شهبازی آمدند. درباره ترکیب ستاد کل و تهیه نیروی جدید و برنامه های جنگ مذاکره کردیم که تا ظهر طول کشید؛ تا حدی مطلوب و پیشرفت خوب بود. درباره پیشنهاد مقدار زیادی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، به اخبار رادیوهای خارجی و اخبار داخلی گوش دادم. مقداری مطالعه کردم: کتاب مسائل مسلمانان در شوروی (آسیای مرکزی). مطابق معمول گلف، صبحانه را در ساعت هشت صبح خوردیم. سپس آقایان روحانی و رضائی و شمخانی و صفوی و سنجقی و افشار آمدند. درباره

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح نخوابیدم. بیشتر افراد حاضر در مقر به خاطر کارهای شبانه خوابیده اند. درباره بسیج امکانات کشور برای جنگ که تنها راه منطقی، در صورت تصمیم ادامه جنگ است، فکر کردم و دو راه به نظرم رسید: حکم صریح امام و یا گذراندن مصوبه جامع از مجلس برای تأمین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک ساعت سه بامداد در 15 کیلومتری اهواز پیاده شدیم. ماشین ها منتظر بودند. منظره مانور شبانه نیروها در پادگان سپاه مجاور اهواز تماشایی بود. به گلف آمدیم. نماز صبح را خواندیم و خوابیدیم. ساعت هفت صبح بیدار شدم. اخبار داخلی و خارجی را گرفتم و مقداری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۶۷

چمدان را بسته و عازم مجلس شدم. تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر و خواندن گزارش ها انجام شد. [آقای گیورکی آتاناسو] نخست وزیر بلغارستان آمد؛ ملاقات تشریفاتی بود. حرف زیادی برای زدن نداشتیم، جز تعارف و ابراز رضایت از گسترش روابط . همراه با دکتر روحانی به سوی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ خرداد ۱۳۶۷

از ساعت هفت تا نه صبح، در دفترم به کارهای اداری و جواب مراجعات و خواندن گزارش ها پرداختم. آقای جعفری اصفهانی - که انتخاباتش در حوزه لنجان باطل شده - آمد و خواست که از شورای نگهبان بخواهم باطل نکند. در جلسه علنی، چند اعتبار نامه دیگر تصویب شد و چند نفر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. بیشتر به کارهای جنگ و مشورت برای تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا پرداختم. آقای ری شهری و معاونان [وزارت اطلاعات[آمدند. آنها خواستار عضویت در اطلاعات ستاد بودند. آقای]محسن] رفیق دوست آمد. او خواستار مسئولیت لجستک ستاد بود. آقای علیزاده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. در اخبار رسانه ها، سکوتی درباره آثار بمباران اقامتگاه صدام حاکم است. ممکن است واقعاً آسیبی وارد نشده باشد و ممکن است که تاثیر جدی داشته باشد. اینکه تاکنون صدام را نشان نداده اند، با اینکه در چنین وضعی مقتضی است نشان بدهند و خبرهایی که از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۶۷

به رادیوهای بیگانه گوش دادم. خبر انتخاب من به جانشینی فرماندهی کل قوا در رأس اخبار است و تفسیرهای گوناگون می شود . حمله به اقامتگاه صدام به عنوان اولین اقدام نظامی من تفسیر می شود و عراقی ها سروصدای زیادی در این خصوص به راه انداخته اند و مدعی اند بمب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز و ورزش، از جبهه گزارش گرفتم. اتفاقی گزارش نشده است. به آقای محسن رضائی گفتم به خاطر احتمال حمله عراق، به جزیره جنوب برود. برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. احساسات مردم در مراسم نماز جمعه بیش از گذشته بود . عصر آقای روحانی آمد. نتیجه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش های جهانی، ملاقات [رونالد[ریگان]رئیس جمهور آمریکا[و]میخائیل[گورباچف]رهبر اتحاد جماهیر شوروی] در رأس است . در جلسه علنی شرکت کردم، ولی زود به دفترم برگشتم. چند مورد اعتراض به اعتبار نامه ها با ریشه های خطی پیش

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. پیش از ظهر احمد آقا آمد. درباره طرح نخست وزیر برای ریاست ستاد کل به امام پیغام مشورت دادم. خود احمدآقا موافق نیست. آقای [سید علی اکبر[محتشمی]وزیرکشور] آمد و مقداری علیه فرماندهان سپاه صحبت کردو پیشنهادهایی درباره جنگ داشت. آقای [محمد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۷

تا ساعت ده صبح در دفترم کار کردم. قراری را که با آقای محسن رضائی درباره مذاکره در خصوص ستاد کل داشتیم، به انتظار روشن شدن وضع نخست وزیر به تاخیر انداختیم و آقای رضائی برای امور جنگ به جنوب رفت. ساعت ده صبح، اولین جلسه رسمی مجلس برای بررسی اعتبار نامه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. به جلسه شعبه رفتم. چند اعتبار نامه و نامزدهای کمیسیون هایی تصویب شد. ساعت یازده صبح، جلسه هیأت رئیسه موقت تشکیل و مسئولیت ها تقسیم شد. ظهر کارهای دفترم را انجام دادم. عصر آقای [ابراهیم[سنجقی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ خرداد ۱۳۶۷

ساعت هشت ونیم صبح به زیارت امام رفتم. وضع جبهه ها را توضیح دادم و تصمیمات دیشب جلسه سران را گفتم و درباره نصب آقای محسن رضائی به ریاست ستاد فرماندهی [کل قوا[مشورت کردم. ایشان در همه مسائل مطروحه موافق بودند. حالشان هم خوب بود و گفتند نباید اهمیت زیادی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ خرداد ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. بخشی از گزارش ها را خواندم. پیروزی عراق در شلمچه انعکاس وسیعی دارد. نزدیک ساعت هشت به اتاق کمیسیون ها رفتم. آقایان خامنه ای، موسوی اردبیلی، احمد آقا و نخست وزیر هم آمدند. مراسم افتتاح سومین دوره مجلس داشتیم. ساعت هشت و ربع به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۶۷

ساعت چهار و بیست دقیقه بامداد بیدار شدم و نماز خواندم و دوباره تا هفت و نیم صبح خوابیدم. پس از صبحانه مجدداً مذاکرات با فرماندهان سپاه شروع شد و بیشتر از کمبودها و مشکلات نیروها و نابسامانی ها نالیدند و می خواستند امکانات بیشتری از کشور به جنگ

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۶۷

ساعت چهار صبح بیدارشدم. بعد از نماز از آقای [محمد[فروزنده]رئیس ستاد کل سپاه[وضع جبهه را گرفتم؛ خبر تازه ای نداشت. گفت نیروهای ما پشت کانال و عرایض موضع گرفته اند. به فرودگاه رفتیم و با دو هواپیمای کوچک به سوی جنوب پرواز کردیم. قرار بود که در دزفول

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح، طرح وزارت برنامه و بودجه در مورد نظام نیروهای مسلح را مطالعه کردم. به مجلس رفتم. تا ساعت نه صبح گزارش ها را خواندم. آقای محسن رضائی اطلاع داد که دشمن در شلمچه و شاح شمیران حمله را شروع کرده است. در شاخ شمیران دفع شده، ولی در شلمچه درگیر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، مطابق معمول تا ساعت شش و نیم مطالعه کردم. ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسئله مهمی نبود. تا ساعت یک ونیم ظهر در جلسه علنی بودم. ستاد راهپیمایی بیعت با امام که برنامه آنها توسط امام لغو شده بود، آمدند؛ ناراحت بودند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۶۷

اول وقت دکتر روحانی اطلاع داد که عراق دیشب در منطقه سامواما و 402 به ارتش حمله کرده و درگیری ادامه دارد. حدود ساعت نه صبح اطلاع داد که سرهنگ جمالی [جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش] می گوید عراق با اینکه از سلاح شیمیایی استفاده کرده، اما نتوانسته خط را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. لحن رسانه های غربی نسبت به ایران تعدیل شده و پیام های غیر رسمی که از آمریکا و انگلیس می رسد، علائم کم شدن حساسیت آنها و یا تمایل آنها به ذوب یخ های روابط را می رساند، ولی نباید خوشبین بود. پس از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم به مجلس رفتم. [آقای غلامرضا آقازاده[وزیر نفت آمد. برای سفر جنوب خلیج فارس و اندونزی مشورت کرد و خبر آزمایش موتور موشک سوخت مایع و پرتاب آن توسط کارشناسان نفت را داد و درباره انتقال ترمینال نفتی لارک به جاسک مذاکره شد.]آقای یوشیو فوجی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه های جمعه مطالعه می کردم. همشیره طاهره همراه دختر و دامادش و محمد و معصومه آمدند. مدتی بود که طاهره را ندیده بودم. حالشان بد نیست. گفت همشیره طیبه اطلاع داده که حاجیه والده مریض شده اند و ایشان می خواهد زود به نوق

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. خیال می کردم هفت ونیم جلسه شروع می شود. به پارلمان رفتم، معلوم شد ساعت هشت جلسه داریم. مقداری با نمایندگان مذاکره داشتم که بیشتر درباره علل رأی نیاوردن اکثریت وکلای این دوره و کم شدن تعداد روحانیون بود که گفته شد توصیه آیت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. ترتیب کار تبلیغات عملیات بیت المقدس 6 را دادم . قبل از شروع جلسه، خبر عملیات را به نمایندگان دادم. بعضی ها نگرانند که جنگ شهرها شروع شود، ولی نظر ما این است که قبل از برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح صدام در بغداد، مصلحتش نیست

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از صبحانه به حسینیه جماران رفتم. امام [به مناسبت عید سعید فطر[صحبت کوتاه و خوبی داشتند . به منزل برگشتم. فرزند شهید فیاض بخش و مادر و خواهرانش و خانم]منیره] گرجی آمدند. از خانم گرجی، اطلاعاتی درباره جامعه الزهراء(س) گرفتم. بستگان آمدند. پس از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به مقر ریاست جمهوری رفتم. چند مصوبه داشتیم. سپس با آقای خامنه ای درباره مسئله ارتش و سپاه و مسئولیت اداره آنها مذاکره کردیم. پیش از ظهر در دفترم با دکتر روحانی درباره تشکیل ستاد قوی برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. دکتر روحانی اطلاع داد که در حمله دیروز عراق به لارک، آمریکایی ها با کور کردن رادارهای ما، به عراقی ها کمک کرده اند و با آنها هماهنگ بوده اند. به وزارت خارجه گفته شد که اعتراض کند و نیروی دریایی سپاه اطلاع داد که امروز

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت ده ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. گروهی از مدیران جهاد که در جنگ همکاری می کنند، آمدند. طرحی برای تمرکز هماهنگی امکانات جنگ و جدی تر گرفتن مسئله جنگ آوردند و نامه ای برای امام تهیه کرده بودند که مشورت کردند؛ موافقت کردم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت بیدار شدم و برای رأی دادن [مرحله دوم انتخابات مجلس سوم] به محل صندوق - که برای بیت امام معمولاً می آورند – رفتم. عفت هم همین جا رأی داد و یاسر و مهدی و فاطی، به حوزه های دیگر رفتند . تا شب در خانه بودم و تمامی کارهای عقب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح در فضای مشجّر پایگاه با آقای رضائی درباره طرح ادغام ارتش و سپاه و آینده جنگ مذاکرات را ادامه دادیم و بالاخره به جمع بندی رسیدیم. آقای [حبیب] بقائی فرمانده پایگاه هم توضیحاتی درباره پایگاه داد و پیشنهاد کرد از نیروهای زائد پایگاه، یک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت پنج بامداد بیدار شدم. بعد از نماز استحمامی نمودم و خاطرات دیروز را نوشتم و اخبار را از رادیو [بی بی سی[انگلیس و]صدای] آمریکا گرفتم. با [آقای محمدباقر ذوالقدر فرمانده[قرارگاه رمضان جلسه داشتیم. وضع جدید گروه های کرد معارض عراقی را بررسی کردیم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از نماز نخوابیدم. درباره طرح ادغام ارتش و سپاه فکر می کردم و به نکات تازه ای رسیدم که یادداشت کردم. از ساعت هشت صبح تا سه بعد از ظهر، جلساتی با فرماندهان قرارگاه ها و واحدهای عمل کننده نجف و قدس داشتیم. سه عملیات کوچک که حدود پنجاه گردان نیرو در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از صرف سحری و نماز صبح و کمی استراحت، ساعت هفت صبح همراه مهدی و محافظان به فرودگاه مهرآباد و از آنجا با [هواپیمای] شاهین به همدان پرواز کردیم. ساعت هشت و نیم با آقا محمدی از همدان با اتومبیل به سوی مریوان حرکت کردیم. ناهار را کنار رودخانه ای بین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح خوابیدم. در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. آقای حسین امین آمد. در مورد مشایخ کرمان که اموالشان توقیف شده و دکتر رفیعی که فراری است و می خواهد برگردد، شفاعت کرد. حال و وضع بستگانشان را پرسیدم. آقای [ابراهیم[سنجقی اطلاع داد که فردا قرار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رفتم. ساعت ده آقای سعید الذاکرین مسئول روابط عمومی برای کسب تکلیف در مورد جلسات مراسم پایان این دوره و شروع دوره آینده مجلس آمد و نظراتی در باره انشعاب جامعه روحانیت مبارز ارائه داد. آقای [سید محمود[علوی نماینده لامرد آمد. از شکست در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. برای پرداخت اعتبار آوارگان کرد عراقی، تلفنی به دکتر[حسن[فیروزآبادی]مشاور نظامی نخست وزیر] گفتم پیگیری کند. آقای موسوی اردبیلی برای مطالب خطبه های نماز جمعه مشورت کردند. گزارش ها را از مجلس آوردند. مهمترین مسئله مورد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۷

تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. آقای معیری تلفنی گزارش عکس العمل های بعد از آزادی گروگان های فرانسوی را داد. نخست وزیر برای ابلاغ مصوبه مجمع [تشخیص مصلحت نظام[در خصوص اراضی شهری تلفن کرد. آقازاده]وزیر نفت] برای گزارش سفر به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. دستور جلسه، شور دوم طرح تایید رشته های دانشگاه آزاد اسلامی بود. علی رغم تلاش ها و کارشکنی های بعضی از رادیکال ها، این طرح همان طور که مورد نظر دانشگاه بود، با اکثریت قوی تصویب شد . آقای [محسن مجتهد] شبستری برای مشورت در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۷

به مجلس رفتم.طرح دو فوریتی [ارزیابی واحدها و تائید رشته های دانشگاهی] دانشگاه آزاد اسلامی در دستور بود. تمام وقت جلسه را کلیات طرح گرفت. من هم از طرح دفاع کردم . رأی بالائی آورد. کارکنان بانک ها برای حمایت از جنگ و تنفر از آمریکا، مقابل مجلس آمدند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۷

سحر بیدار نشدیم. بی سحری روزه گرفتیم. در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. کار زیادی نداشتم. بعضی از کارها را تلفنی انجام دادم. به نیروی هوایی گفتم حفاظت کشتی هایمان را قوی کند که احتیاج به مقابله به مثل و در نتیجه، درگیری با آمریکا کم باشد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. مهدی هم آمد که برای اصلاح کار یک خانواده شهیدی که شناخت او به عنوان شهید در بنیاد شهید به اشکال برخورد کرده، برود. در جلسه علنی، قبل از دستور از تصمیم اخیر آمریکا در خصوص توسعه حفاظت از کشتی ها به تلخی انتقاد کردم . تا

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۷

تا ساعت ده صبح در منزل بودم. آقای مرتضائی معاون فرماندهی مهندسی رزمی آمد و گزارشی درباره صنایع حساس نظامی داد. به مجلس رفتم. برای انجام کارهای دفتر و مسائل جنگ، تا ساعت چهار و نیم بعداز ظهر در دفترم بودم. یاسر آمد. عصبانی بود که نتوانسته امتیاز مورد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح مقداری برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. سپس دو ساعتی خوابیدم. گزارش ها را آوردند، خواندم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر احمد آقا آمد. در باره مسائل جنگ بعد از سقوط فاو صحبت کردیم. سپاه خواستار اختیارات و امکانات بیشتری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۶۷

سحر آقای [محمد[فروزنده]رئیس ستاد سپاه پاسداران] اطلاع داد که مدتی روی جزیره فارسی از سوی دشمن گلوله سیر می کند و اکنون قطع شده است. بعداً معلوم شد کاروان آمریکایی ها از آن منطقه عبور می کرده و از ترس تهاجم نیروهای ما، کورکورانه گلوله پرتاب می کرده اند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۶۷

برای سحری خوردن بیدار نشدم و بی سحری روزه گرفتم. پیش از ظهر به مطالعه گذشت. آقای دکتر ولایتی اطلاع داد که عربستان سعودی اعلان قطع رابطه با ما کرده است؛ قاعدتاً در جهت فشار بیشتر بر ما است و احتمالاً موارد مشابه داشته باشیم. عصر فرماندهان سپاه آمدند. ضمن طرح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح تا ساعت شش درباره موضوع دعا، قرآن و تفسیر المیزان را مطالعه کردم. به مجلس رفتم. اداره جلسه علنی را به آقای [محمد[یزدی]نائب رئیس مجلس] سپردم و خودم کارها را در دفترم انجام دادم. آقای [محمدرضا[باهنر در نطق پیش از دستور، به تلخی به مجمع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۶۷

بعد از سحر دیگر نخوابیدم و نامه به امام را برای بررسی در جلسه سران تکمیل کردم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. درباره اعزام نیرو به جبهه ها بحث شد. گفتند سطح اعزام خوب است و قرار شد تبلیغات

ادامه مطلب

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا