خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:33کد خبر28737

صبح زود به طرف مجلس حرکت کردیم. دیشب برف زیادی آمده بود. یک ساعت و چهل دقیقه در راه بودم. ساعت هشت با رهبران مجاهدین افغانی وقت ملاقات گذاشته بودیم؛ با چهل دقیقه تاخیر به مجلس رسیدم. آنها منتظر بودند. دکتر ولایتی گزارش سمینار و مذاکرات خصوصی را داد. سپس

صبح زود به طرف مجلس حرکت کردیم. دیشب برف زیادی آمده بود. یک ساعت و چهل دقیقه در راه بودم. ساعت هشت با رهبران مجاهدین افغانی وقت ملاقات گذاشته بودیم؛ با چهل دقیقه تاخیر به مجلس رسیدم. آنها منتظر بودند. دکتر ولایتی گزارش سمینار و مذاکرات خصوصی را داد.

سپس به جلسه رفتم. آقای [صبغت الله] مجدّدی رئیس سخنگوی ائتلاف هفتگانه [مجاهدان مقیم] پاکستان و آقای خلیلی سخنگوی ائتلاف هشتگانه شیعه مقیم ایران و آقای قاضی امین [وقاد] رهبر یکی از گروه ها [= اتحاد اسلامی افغانستان] درباره ماهیت اسلامی جهاد افغانستان و رضایت از کمک های جمهوری اسلامی و از سمینار و وحدت صحبت کردند و آقای ولایتی از برگزاری خوب سمینار گفت و من هم مفصلاً صحبت کردم و بر اتحاد و مراعات اسلام و ندادن امتیاز به خارجیان و مراعات خانواده های شهدا تأکید نمودم. بعد از جلسه با چهار خانم افغانی که همراه آنها بودند، صحبت کردم.

آقای دکتر ولایتی اطلاع داد که [برهان الدین] ربانی که قوی ترین گروه را دارد، به ایشان گفته که با روس ها در خصوص شکستن بن بست مذاکرات صحبت کند.

امام جمعه ماهشهر آمد. برای ساختن مدرسه طلبگی و جبران خسارت های شهر، دو میلیون تومان کمک گرفت و مقداری طلا و جواهر برای جنگ آورد. امام جمعه مسجدسلیمان آمد. برای تبلیغات دهه فجر کمک و توصیه گرفت. وزیر نفت در مورد مصرف نصف پول فروش لوله های کهنه منطقه برای ساخت بیمارستان شهر اجازه گرفت. به خاطر تمام شدن نفت منطقه [مسجدسلیمان] مقادیر زیادی لوله های کهنه بی مصرف مانده است که اهالی منطقه دنبال فروش آنها هستند.

آقای فتوحی همسایه قدیم مان آمد و درباره مسائل جاری و جبهه ملی و حزب [داریوش] فروهر [= حزب ملت ایران] مطالبی گفت. ظهر آقای فخرالدین حجازی آمد. ازگزارش سفر به اروپا و لزوم مواظب بودن در مورد کاپلان گفت و مطابق معمول از کم توجهی من گله داشت.

عصر [آقای مجید قاسمی] رئیس بانک مرکزی آمد و وضع بد اقتصادی را توضیح داد. گفتم به امام و نمایندگان بگوید و راه حل را پیشنهاد بدهد. اعضای کمیسیون صنایع آمدند . درباره ضرورت توسعه صادرات و تسهیل امر صادرات گفتند.

شب به درخواست آقای موسوی اردبیلی به دفتر ایشان رفتم. از تضعیف شورای عالی قضایی گله داشتند و برای تقویت شورا و اختیارات بیشتر خود کمک خواستند. در جلسه مجمع تشخیص مصلحت، کیفیت اداره مناطق بحرانی را تصویب کردیم. در راه خانه با احمدآقا در یک ماشین سوار شدیم و درباره مطالب آقای موسوی اردبیلی مذاکره کردیم. قرار شد با امام صحبت کنند. اخبار ساعت ده و نیم شب را گرفتم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا