خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:48کد خبر28515

نزدیک ساعت سه بامداد در 15 کیلومتری اهواز پیاده شدیم. ماشین ها منتظر بودند. منظره مانور شبانه نیروها در پادگان سپاه مجاور اهواز تماشایی بود. به گلف آمدیم. نماز صبح را خواندیم و خوابیدیم. ساعت هفت صبح بیدار شدم. اخبار داخلی و خارجی را گرفتم و مقداری

نزدیک ساعت سه بامداد در 15 کیلومتری اهواز پیاده شدیم. ماشین ها منتظر بودند. منظره مانور شبانه نیروها در پادگان سپاه مجاور اهواز تماشایی بود. به گلف آمدیم. نماز صبح را خواندیم و خوابیدیم. ساعت هفت صبح بیدار شدم. اخبار داخلی و خارجی را گرفتم و مقداری مطالعه کردم تا دیگران برای صبحانه آمدند.

آقایان [محمد[باقری]مسئول اطلاعات نیروی زمینی سپاه[،]اصغر[مقدم و احمد کاظمی]فرمانده لشکر 8 نجف] آمدند. توضیحاتی درباره برنامه عملیات آینده و وضع عمومی خطوط پدافندی و دشمن دادند. آقای کاظمی گله هایی از فرماندهان بالای سپاه داشت.

ظهر آقای محسن رضائی آمد. در مانور شرکت کرده بود. او توضیحات بیشتری داد. نیروی کافی برای عملیات مورد نظر نیست ولی زمان مناسب است. به انتظار نیروی بیشتر نباید بمانند. مشکل عمده کار فعلاً نیرو است.

عصر جمعی از فرماندهان رزمی سپاه آمدند. از سیاست متغیر گذشته سپاه که گاهی تانک ها را به یگان های پیاده می داده و گاهی به یگان های مستقل زرهی، شکایت داشتند و خواستار تقویت یگان های زرهی و تمرکز رزمی بودند.

شب آقای [فریدون] مهدی نژاد آمد. گزارش وضع لبنان و حزب الله و امل را داد و مشورت کرد. آقای شمخانی آمد. گزارش وضع جبهه شمال را داد. احتیاج به نیروی بیشتر داریم. آخر شب با آقای محسن رضائی درباره آینده جنگ و نیازها و امکان ها صحبت کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا