خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:18کد خبر28670

در منزل بودم. کار زیادی از مجلس آورده بودم که تمام وقتم را گرفت و تمام نشد. ظهر عفت و فاطی، مهمان بستگان بودند. عصر فیلمی به نام «زنگ ها» تماشا کردم که محتوای مفیدی نداشت . گزارش ها را آوردند، خواندم. مطلب مهمی نداشت. استاندار کرمان آمد. از ناامنی های ناشی

در منزل بودم. کار زیادی از مجلس آورده بودم که تمام وقتم را گرفت و تمام نشد. ظهر عفت و فاطی، مهمان بستگان بودند. عصر فیلمی به نام «زنگ ها» تماشا کردم که محتوای مفیدی نداشت . گزارش ها را آوردند، خواندم. مطلب مهمی نداشت. استاندار کرمان آمد. از ناامنی های ناشی از قاچاقچیان و ضدانقلاب که همکاری دارند، گزارشی داد و استمداد کرد. محسن هم آمد. از او گزارش کار صنایع موشکی را گرفتم. از برنامه آماده سازی زمین قم برای کاشت نهال پسته در اسفند ماه گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا