خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:28کد خبر28732

دیشب برف زیادی باریده بود. مدارس تهران را تعطیل کردند. ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. آقایان [علی] سعیدی و [علی] یونسی [از سازمان قضائی نیروهای مسلح] آمدند. درباره سوء استفاده بعضی ها در معاملات خارجی و گرفتن کمیسیون گفتند. قرار شد

دیشب برف زیادی باریده بود. مدارس تهران را تعطیل کردند. ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. آقایان [علی] سعیدی و [علی] یونسی [از سازمان قضائی نیروهای مسلح] آمدند. درباره سوء استفاده بعضی ها در معاملات خارجی و گرفتن کمیسیون گفتند. قرار شد پیگیری کنند. آقای [سیدحسن] فیروزآبادی برای امور ستاد کل آمد. آقایان حسینی تاش و علیزاده برای امور صنایع نظامی و تقاضای بالا بردن حق تخصص نیروهای فنی آمدند.

ظهر آقای [محمود] محمدی عراقی برای مسائل نمایندگی امام در سپاه آمد و از عدم اهتمام فرماندهان سپاه به شورای عالی گله کرد. آقایان اقبالی و ورزدار برای مسئله حفاظت دفتر و ستاد آمدند. عصر آقای سنجقی آمد. از نابسامانی های مدیریت سپاه گفت و چاره جویی نمود؛ خیلی نگران است.

آقای نظران آمد. درباره اماکن مورد اختلاف ارتش و سپاه و همچنین کمک به اسرای تواب عراقی صحبت شد. جمعی از معاونان عملیاتی سپاه های کشور آمدند. آقای [مصطفی] ایزدی [مسئول معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه] از طرف آنها حرف زد و من برای آنها درباره وضع فعلی جنگ و صلح صحبت کردم و گفتم باید آماده باشند. احتمال تجدید جنگ، گر چه بعید است، ولی وجود دارد. از کمبودها و ضعف روحیه ها و کمی انگیزه گفتند.

سرشب تیمسار [مصطفی] ترابی آمد. درباره حفاظت و نیازها و مسئله ارتش و سپاه صحبت شد. آقای علی جنتی آمد. درباره دفتر و کارهای جاری صحبت شد. ساعت هشت و نیم شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا