ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. ترتیب کار تبلیغات عملیات بیت المقدس 6 را دادم . قبل از شروع جلسه، خبر عملیات را به نمایندگان دادم. بعضی ها نگرانند که جنگ شهرها شروع شود، ولی نظر ما این است که قبل از برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح صدام در بغداد، مصلحتش نیست
ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. ترتیب کار تبلیغات عملیات بیت المقدس 6 را
دادم . قبل از شروع جلسه، خبر عملیات را به نمایندگان دادم. بعضی ها نگرانند که جنگ شهرها شروع شود، ولی نظر ما این است که قبل از برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح صدام در بغداد، مصلحتش نیست که شروع کنند و این تبلیغات برای شرایط روحی داخلی بعد از سقوط فاو لازم است. بعداً آقای بهزاد نبوی گفت که نظر هیأت دولت هم عدم اعلان است؛ آنها هم نگران شروع جنگ شهرها هستند.
ساعت ده ونیم به دفترم آمدم. آقای [محمد[کیاوش آمد. تقاضای شغلی دارد. در انتخابات آبادان شکست خورده است. آقای]اسدالله[بادامچیان آمد و برای حفاظت بعد از نمایندگی استمداد کرد. آقای]سیدرضا] زواره ای هم همین استمداد را داشت.
ظهر آقای عبدالله نوری [نماینده امام خمینی در جهاد سازندگی] آمد. گزارشی از سفر به جبهه داد و از ضعف کار مهندسی رزمی و نابسامانی فرماندهان سپاه و ارتش گفت و در خصوص حضور زیاد طالبانی ها در منطقه حلبچه و مسائل اصفهان و ضرورت اندیشه برای رفع عوامل نارضایتی مردم که بیشتر معلول کمبودهای ناشی از جنگ است، تذکر داد.
عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. لیست های کاری ادارات مجلس براساس چارت جدید تصویب شد. آقای سرتیپ [علی] شهبازی آمد. از کمک من برای رسیدن به مسئولیت ریاست ستاد مشترک تشکر دارد و برنامه خودش را گفت: استفاده از افسران جوان و مسلمان و انقلابی در پست های کلیدی ارتش و پاکسازی محیط ستاد و جوان سازی آن و اصلاح نیروی زمینی برای ایجاد تحرک در آن. قول حمایت در این سیاست دادم.
آقای بهزاد نبوی آمد. از تحرک یک جریان ضد انقلابی گفت و درباره مسائل جنگ نظراتی داشت. تا ساعت هشت و نیم شب در دفترم کار کردم. به منزل آمدم. خسته بودم، زود خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام