خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:59کد خبر28705

در منزل بودم. وقتم به استماع اخبار، مطالعه و قدم زدن در حیاط منزل گذشت. عفت از رفسنجان تلفن کرد؛ از برنامه هایش راضی است. محمد علی حسینی کارگرمان از نوق آمد. فرزندش در عملیات بیت المقدس 7 مفقود شده است. مقداری درباره روحیه فرزندش گفت. از احوال مردم و

در منزل بودم. وقتم به استماع اخبار، مطالعه و قدم زدن در حیاط منزل گذشت. عفت از رفسنجان تلفن کرد؛ از برنامه هایش راضی است. محمد علی حسینی کارگرمان از نوق آمد. فرزندش در عملیات بیت المقدس 7 مفقود شده است. مقداری درباره روحیه فرزندش گفت. از احوال مردم و بستگان پرسیدم.

عصر احمدآقا آمد. درباره بسیج مشورت کرد. گفتم تحت اداره سپاه بماند. قرار شد امام اعلان کنند که سپاه مطابق قانون موجود اداره شود و نمایندگی امام شامل همه سپاه باشد. درباره ائتلاف روحانیت و روحانیون مبارز مذاکره شد. خبر داد که آقای منتظری به امام نوشته اند که دست به قانون اساسی زده نشود. شب بچه ها در مراسم ازدواج دختر محمد همشیره زاده مهمان بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا