خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 07:04کد خبر28545

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. مراجعات زیادی بود، مبنی بر نگرانی از حمله عراق به خرمشهر و آبادان و معلوم شد [آقای محسن میردامادی[استاندار]خوزستان[و]آیت الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز اعلان خطر کرده اند و از مردم خواسته اند به جبهه بروند. قرار

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. مراجعات زیادی بود، مبنی بر نگرانی از حمله عراق به خرمشهر و آبادان و معلوم شد [آقای محسن میردامادی[استاندار]خوزستان[و]آیت الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز اعلان خطر کرده اند و از مردم خواسته اند به جبهه بروند. قرار نبود با این صراحت اعلان شود. آقای عبدالله نوری آمد. درباره وزارت جهاد سازندگی و دفتر طرح تشکیلات نیروهای مسلح صحبت شد. عصر در دفترم کارهای مجلس را انجام دادم.

نمایندگان خوزستان آمدند و برای جزیره آبادان اظهار نگرانی کردند. توضیح دادم که چه کمک هایی برای دفاع ارسال شده است. شب جلسه سران قوا در دفتر آیت الله خامنه ای بود. دکتر ولایتی که عازم نیویورک است، درباره شورای امنیت مشورت کرد. ضمناً به او گفته شد برای حل مسئله جنگ از طریق سیاسی اقدام کنند تا عراق به عنوان متجاوز شناخته شود. درباره کابینه دولت هم مذاکره کردیم. نخست وزیر و رئیس جمهور به توافق نرسیدند. قرار شد فردا در مجلس، من برای حذف الزام به رأی اعتماد اقدام کنم که کابینه موجود تا سال دیگر ادامه دهد. نزدیک ساعت دوازده شب به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا