خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:05کد خبر28631

در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. دکتر [عباسعلی] زالی آمد. در مورد کار آینده و برنامه هایش در گذشته صحبت کرد و خواست که تا آخر سال در منزل [سازمانی] مجلس بماند. آقای محمد رضا بهشتی آمد و برای کار تاریخ خاورمیانه استمداد کرد. از مقالات اخیر روزنامه جمهوری

در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. دکتر [عباسعلی] زالی آمد. در مورد کار آینده و برنامه هایش در گذشته صحبت کرد و خواست که تا آخر سال در منزل [سازمانی] مجلس بماند. آقای محمد رضا بهشتی آمد و برای کار تاریخ خاورمیانه استمداد کرد. از مقالات اخیر روزنامه جمهوری اسلامی و مبادرت روزنامه به درج خبر استعفای نخست وزیر انتقاد کردم.

آقای [سید محمد علی] ابطحی آمد. از عزلش از سمت ریاست رادیو [= صدای جمهوری اسلامی] توسط اخوی محمد [رئیس سازمان صداوسیما] گله داشت و اظهار همراهی برای سیاست جاری کشور نمود؛ دلجویی کردم. عصر تیمسار [مصطفی] ترابی [فرمانده حفاظت و اطلاعات ارتش] آمد. درباره امور ارتش و حفاظت گزارش داد و مشورت کرد.

[سرتیپ حسنی سعدی] فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] برای گرفتن ترفیع برای فرماندهان مورد نظرش آمد. [سرهنگ محمد سهرابی] فرمانده ژاندارمری آمد. گزارش کار ژاندارمری را داد و از کمک های من تشکر داشت. آقای [علی] شمس اردکانی آمد و گزارش کار کنفرانس خلع سلاح ژنو را داد و درباره بازسازی نظر داد.

جواب نامه امام به سئوال سران قوا و پیام و راهنمایی مهم ایشان منتشر شد که در این زمان مفید و موثر است. سیاست جاری مسئولان را تأیید کردند . سر شب دکتر [محمد علی] هادی [نجف آبادی] آمد. درباره سیاست جاری و شغل آینده اش مذاکره کردیم.

شب به ستاد مرکزی سپاه رفتم و در مراسم عزاداری سپاه شرکت کردم و برای آنها سخنرانی نمودم. آقای [جواد] اقبالی پور آمد. برای تمشیت امور محافظان مذاکره کردیم. دیر وقت به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا