خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:49کد خبر28526

چمدان را بستم که به منطقه بروم، ولی موفق به سفر نشدم. به مجلس رفتم. گزارش ها را دیدم . منافقین و عراق مدعی اند که عملیات مهران را منافقین انجام داده اند؛ با اینکه نیروهای اصلی عراقی اند. آقای رضائی اطلاع داد که دشمن مقداری عقب نشسته و نیروهای ما در حال

چمدان را بستم که به منطقه بروم، ولی موفق به سفر نشدم. به مجلس رفتم. گزارش ها را دیدم . منافقین و عراق مدعی اند که عملیات مهران را منافقین انجام داده اند؛ با اینکه نیروهای اصلی عراقی اند. آقای رضائی اطلاع داد که دشمن مقداری عقب نشسته و نیروهای ما در حال آماده شدن هستند.

آقای فروزنده آمد و راجع به کارهای مهندسی برای حفظ خرمشهر پرسید و آقای [محمد[باقری آمد و وضع مهران را توضیح داد. به جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ رفتم که تا ظهر طول کشید. چندین مصوبه داشتیم، منجمله ارز دفاع و تأسیس شرکت هواپیمایی برای نهاجا]= نیروی هوایی ارتش] و....

ظهر آقای موسوی اردبیلی درباره توقف جنگ مذاکره کردند و طرحی داشتند. به مجلس رفتم. آقای رضائی اطلاع داد که در گزارش ها درگیری ها شدید است. آقای جمالی اطلاع داد، سرهنگ علیاری و سرهنگ الماسی که از دیروز اطلاعی از آنها نداشته ایم، پیدا شده اند. عصر آقای [محمد علی[رحمانی]مسئول] بسیج آمد و درباره حضور او در ستاد مذاکره شد. آقای بهزاد نبوی آمد و مطالبی درباره جنگ و ساخت لوله توپ داشت.

آقای دکتر [علیرضا[مرندی]وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] آمد. نگران رأی نیاوردن است؛ در خصوص ماندن در کابینه مشورت کرد. قرار شد بعداً جواب بدهیم. آقای افشار برای امور ستاد آمد.

شب بعد از نماز، آقای رئیس جمهور آمدند و درباره جنگ و دولت و سپاه و ستاد و... مذاکره کردیم. به خانه آمدم. عفت، منزل محسن بود. شام را که از خانه محسن فرستاده بودند، تنها خوردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا