خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:25کد خبر28684

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلمی از تلویزیون تماشا کردم. جمعی از بستگان آمدند. معمولاً بستگان نامه های مردم را که مشکل دارند، می آورند. شب دکتر ولایتی آمد و گزارش سفر به ایتالیا و

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلمی از تلویزیون تماشا کردم. جمعی از بستگان آمدند. معمولاً بستگان نامه های مردم را که مشکل دارند، می آورند.

شب دکتر ولایتی آمد و گزارش سفر به ایتالیا و یوگسلاوی را داد. یوگسلاو ها خواستار معاملات نظامی هستند. در ایتالیا، سفیرانمان را که در آنجا جمع شده بودند، برای تحرکات سیاسی در ارتباط با مذاکرات ژنو توجیه کرده اند. درباره لزوم اتخاذ سیاست فعال در افغانستان و نزدیک تر شدن بیشتر به روس ها توصیه داشت. تا شب کارهای مانده از دیروز را انجام دادم. آقای محسن رضائی اطلاع داد که عراقی ها در جبهه آبادان دوازده گلوله توپ شلیک کرده اند؛ گفتم مقابله به مثل کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا