خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 10:59کد خبر28610

ساعت شش و نیم به مجلس رفتم. ساعت هفت و نیم جلسه علنی آغاز شد . بحث در کابینه بود. وزرا دفاع کردند. این کار تا ساعت دو و ربع بعد از ظهر طول کشید. رأی گیری کردیم و به دفترم آمدم. بعد از استراحت خبر دادند که آقایان [محسن] رفیق دوست وزیر سپاه و [عباسعلی]

ساعت شش و نیم به مجلس رفتم. ساعت هفت و نیم جلسه علنی آغاز شد . بحث در کابینه بود. وزرا دفاع کردند. این کار تا ساعت دو و ربع بعد از ظهر طول کشید. رأی گیری کردیم و به دفترم آمدم. بعد از استراحت خبر دادند که آقایان [محسن] رفیق دوست وزیر سپاه و [عباسعلی] زالی وزیر کشاورزی و [سید کاظم] اکرمی وزیر آموزش و پرورش رأی نیاورده اند . تعدادی از وزرا هم رأی ضعیفی آورده اند. [آقای علی اکبر ولایتی] وزیر خارجه رأی بالائی دارد. آقای [علی محمد] بشارتی [قائم مقام وزیر خارجه] تلفنی گفت وزیر خارجه در ژنو از رأی نمایندگان که باعث تقویت موضع او شده، تشکر دارد و گفته 24 ساعت دیگر می مانم و سپس به ایران می آیم. ضمناً عراق به خاطر مخالفت با انتقال مذاکرات به نیویورک، تحت فشار جهانی است.

آقای دکتر روحانی آمد و درباره ستاد نظامی نظارت برآتش بس گفت. آقای [حسین] علائی فرمانده نیروی دریایی سپاه آمد. از اشغال پادگانش در شیراز توسط نیروی زمینی سپاه شکایت کرد. به آقای شمخانی گفتم که برای اخراج اشغالگران اقدام کنند. آقای [محمود] محمدی عراقی آمد. خواست که برای مراسم فارغ التحصیلی دانشکده قم سپاه به قم بروم. به ایشان گفتم با آقای جنتّی برای هماهنگی امور فرهنگی اقدام کنند.

آقای [ابولفضل] توکلی بینا آمد و بر سرپرست شدن پاکروان در وزارت سپاه پس از رفیق دوست تا تعیین وزیر جدید تأکید داشت. نخست وزیر اطلاع داد که بنا دارد پاکروان را سرپرست بگمارد؛ خود آقای رفیق دوست هم همین پیشنهاد را داشت.

چند نفر از نمایندگان برای اظهار تردید در کافی بودن رأی اعتماد به [آقای علیرضا مرندی] وزیر بهداشت که 124 رأی [از مجموع 243 رأی] را داشته آمدند، گفتم اشکالی ندارد، اکثریت مطلق است. آنها می گفتند نصف به علاوه یک نیست که گفتم در آئین نامه این تعبیر نیست، بلکه اکثریت مطلق است.

تا ساعت هشت و نیم در دفترم کار کردم. به خانه آمدم. در بین راه فرمانده لشکر حفاظت برای توضیح مشکلات، در اتومبیل من سوار شد، و نسبت به فرمانده سپاه حفاظت اعتراض داشت. قرار شد رسیدگی کنم. مهدی از بیمارستان به منزل آمده؛ حالش بد نیست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا