خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:53کد خبر28690

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تظاهرات وسیع مردم آذربایجان شوروی و شعارهای اسلامی جلب توجه می کند . رفته رفته کنار مرز ما می آیند. رسانه های شوروی هم در این خصوص به زبان آمده اند. مدیرکل های وزارت اطلاعات آمدند؛ سمینار دارند. برای آنها در

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تظاهرات وسیع مردم آذربایجان شوروی و شعارهای اسلامی جلب توجه می کند . رفته رفته کنار مرز ما می آیند. رسانه های شوروی هم در این خصوص به زبان آمده اند.

مدیرکل های وزارت اطلاعات آمدند؛ سمینار دارند. برای آنها در خصوص مبارزه با عوامل نارضایتی مردم که زمینه را برای تقویت انقلاب فراهم می کند، صحبت کردم .آقای حبیب اللهیان آمد. طرح های ساختمانی مجلس را ارائه داد.

به جلسه مسئولان خریدهای تسلیحاتی رفتم. درباره نوع خریدها و نیاز و منابع خریدها مذاکره کردیم. ظهر آقای قنبری رئیس صنف شیشه فروشان آمد. پیشنهاد تأسیس کارخانه شیشه سازی مدرن داشت. عصر اعضای لشکر 10 سید الشهداء(ع) آمدند و مقابل مجلس رژه رفتند. برای آنها صحبت کردم . رژه خوبی نداشتند، مبتدی هستند. جوایزی به بسیجی های نمونه داده شد. گروه سرود آباده سرود خوبی اجرا کردند.

استاندار آذربایجان شرقی آمد و از تظاهرات مردم آذربایجان شوروی گفت که خیلی وسیع است و مایه های اسلامی دارد و عکس های امام را دارند؛ درباره فرض های احتمالی پناه آوردن مردم به ایران کسب تکلیف کرد. آقای عبدالله نوری آمد. گزارش بررسی تشکیلات نیروهای مسلح را داد. به نتیجه ادغام نیروهای نظامی و همچنین ادغام نیروهای انتظامی رسیده اند. تا ساعت هشت و نیم کار کردم و به منزل آمدم. عفت مهمان داشت. کمی با مهمان ها صحبت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا