خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:04کد خبر28626

در منزل ماندم. گفته بودند که عفت ساعت نه ونیم صبح می رسد. بعداً معلوم شد که ساعت نه و نیم شب می آید. نقاش برای رنگ کردن در ها آمده بود. وقتم با مطالعه و قدم زدن در حیاط گذشت. عصر آقای محسن رضائی آمد و درباره پادگان سازی برای سپاه و تقویت نیروی هوایی و

در منزل ماندم. گفته بودند که عفت ساعت نه ونیم صبح می رسد. بعداً معلوم شد که ساعت نه و نیم شب می آید. نقاش برای رنگ کردن در ها آمده بود. وقتم با مطالعه و قدم زدن در حیاط گذشت.

عصر آقای محسن رضائی آمد و درباره پادگان سازی برای سپاه و تقویت نیروی هوایی و استفاده از سرباز و درجات و حقوق سپاه صحبت شد. آقای جواد لاریجانی، درباره کیفیت اعلان روابط با انگلیس، تلفنی مشورت کرد. احمدآقا هم گفت آقای ولایتی از ژنو در این خصوص استفسار کرده است. محسن تا دیر وقت بود. شام خوردیم. او تحلیلی از فعالیت های تحقیقاتی و صنعتی صنایع نظامی مطرح کرد و از لزوم حمایت مدیران مربوطه [علی] قیامتیون، [فریدون] قاسم زاده، جعفری، [منوچهر] منطقی و... گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا