خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:59کد خبر28703

عفت ساعت شش بیدار شد که برای سفر به رفسنجان، فرودگاه برود. بعد از نماز، دعای سفر خواندم و رفت. من هم به مجلس رفتم. از فرودگاه تلفنی گفت شماره پرواز و ساعت پرواز با هم نمی خواند. لابد بلیت فروش بد نوشته است. به دفترم گفتم مشکل را رفع کند. بعداً معلوم شد

عفت ساعت شش بیدار شد که برای سفر به رفسنجان، فرودگاه برود. بعد از نماز، دعای سفر خواندم و رفت. من هم به مجلس رفتم. از فرودگاه تلفنی گفت شماره پرواز و ساعت پرواز با هم نمی خواند. لابد بلیت فروش بد نوشته است. به دفترم گفتم مشکل را رفع کند. بعداً معلوم شد که پرواز از ساعت هشت صبح به یازده و نیم صبح افتاده است. بی نظمی دستگاه هواپیمایی را به وزیر راه و ترابری گفتم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم.

ظهر وزیر خارجه عمان آمد و جلسه خصوصی خواست. پیام آقایان فهد [پادشاه عربستان سعودی] و سلطان قابوس [پادشاه عمان] را در خصوص اهمیت ارتباط ایران و عربستان آورد و گفت آنها مانع مهم را اصرار ایران بر راهپیمایی در حج می دانند و خواستار کوتاه آمدن ما بودند. بر اهمیت موضوع تأکید کردم و گفتم با دکتر ولایتی برای پیدا کردن راه حل مذاکره کنند و گفتم باید در مورد قیمت نفت همکاری نمایند.

عصر نمایندگان ارامنه برای مشورت در خصوص سفر به شوروی آمدند؛ همراه هواپیمای حامل کمک هلال احمر به ارمنستان می روند. گفتم خوب مطالعه کنند و گزارش کامل از اوضاع آنجا بیاورند. هیأت رئیسه جلسه داشت. شب آقای [محمد] فروزنده آمد. درباره بودجه مهندسی رزمی مذاکره کرد. ساعت نه شب به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا