خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:49کد خبر28523

نزدیک صبح بیدار شدم. از جبهه خبر گرفتم. در جزیره وضع عادی شده بود. بعد از نماز دیگر نخوابیدم و بخش دیگری از کارهای عقب مانده را انجام دادم. مطالب خطبه ها را مهیا نمودم . نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم . عصر آقای خامنه ای آمدند و همراه ایشان و

نزدیک صبح بیدار شدم. از جبهه خبر گرفتم. در جزیره وضع عادی شده بود. بعد از نماز دیگر نخوابیدم و بخش دیگری از کارهای عقب مانده را انجام دادم. مطالب خطبه ها را مهیا نمودم . نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم .

عصر آقای خامنه ای آمدند و همراه ایشان و احمد آقا برای مذاکره در امر آینده جنگ خدمت امام رفتم. وضع جبهه ها، نیروها، امکانات کشور و وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ، یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب کردند و برای صدور حکم واجب بودن رفتن به جبهه ها برای همه، کاری که سال گذشته نشد و پیشنهاد شده بود، اظهار آمادگی کردند. به آقای [علیرضا] افشار گفتم که برنامه این اقدام را آماده کنند.

آقای سنجقی اطلاع داد که در منطقه قامیش، دشمن جلو آمده و نیروهای ما احتمالاً عقب نشینی می کنند، ولی مقاومت دارند. بستگان آمدند و بتول خانم [همسر برادرم] برای ازدواج دخترش فتانه مشورت کرد. محسن آمد. درباره مسائل ساخت موشک مذاکره شد. در آزمایش های موشکی با برد 130 کیلومتر رها و بدون هدایت، موفقیت هایی کسب شده است. مشغول طراحی کارخانه تولید انبوه آن هستند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا