بعد از نماز صبح در فضای مشجّر پایگاه با آقای رضائی درباره طرح ادغام ارتش و سپاه و آینده جنگ مذاکرات را ادامه دادیم و بالاخره به جمع بندی رسیدیم. آقای [حبیب] بقائی فرمانده پایگاه هم توضیحاتی درباره پایگاه داد و پیشنهاد کرد از نیروهای زائد پایگاه، یک
بعد از نماز صبح در فضای مشجّر پایگاه با آقای رضائی درباره طرح ادغام ارتش و سپاه و آینده جنگ مذاکرات را ادامه دادیم و بالاخره به جمع بندی رسیدیم.
آقای [حبیب] بقائی فرمانده پایگاه هم توضیحاتی درباره پایگاه داد و پیشنهاد کرد از نیروهای زائد پایگاه، یک گردان برای جنگ تشکیل شود. عجیب آن است که در این شرایط، این همه نیروی نظامی بدون استفاده در عقبه های ارتش و سپاه مانده است.
آقای [غلامرضا] فروزش از جهاد آمد. ایشان را برای امور مهندسی جنوب از تهران احضار کرده بودیم. آنها به خاطر اختلاف در کارت های عبور چند روز است که کار را تعطیل کرده بودند.
ساعت هشت صبح با هواپیما به سوی تهران حرکت کردیم. معمولاً این اواخر به خاطر احتمال خطر، با هواپیما به منطقه نمی رفتم. کمی تب داشتم، تا عصر استراحت کردم. عصر کارها را از مجلس آوردند.
افطار به بیمارستان بقیه الله سپاه رفتم و پس از افطار برای آنها صحبت کردم ؛ بیمارستان عظیمی است. می تواند بیش از هزار تخت داشته باشد. مصادره ای است و بخش محدودی از آن برای پزشکان است. عفت و یاسر و مهدی هم، افطار مهمان بستگان بودند. محسن گفت برای تکمیل کارش در آلمان و اتریش، باید تا سه شنبه بماند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام