خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:04کد خبر28624

در منزل بودم. مهدی به دانشگاه و یاسر به مدرسه رفتند و من تنها ماندم. محسن برای امور موشکی و کارها آمد. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. ظهر عفت از سوریه تلفن کرد. حال خودش و همراهانش خوب است؛ گفت چهارشنبه می آید. شب احمدآقا آمد. درباره بازسازی و

در منزل بودم. مهدی به دانشگاه و یاسر به مدرسه رفتند و من تنها ماندم. محسن برای امور موشکی و کارها آمد. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. ظهر عفت از سوریه تلفن کرد. حال خودش و همراهانش خوب است؛ گفت چهارشنبه می آید.

شب احمدآقا آمد. درباره بازسازی و وزارت بازرگانی و سفر به قم مذاکره کردیم. با آیت الله خامنه ای درباره نامزدی آقای [سید محمد] غرضی برای وزارت بازرگانی تلفنی صحبت کردم. قرار شد با ایشان صحبت کنند. غذا از بیرون کباب کوبیده و برگ خریدیم و با مهدی و یاسر خوردیم. خبر دادند دو هواپیمای اف – 5 که از مانور [عملیات بیت المقدس در پارک ارم تهران] به تبریز برمی گشته اند، در ارتفاعات اسالم [در استان گیلان]، سقوط کرده و خلبان ها کشته شده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا