خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:30کد خبر28477

سحر بیدار نشدیم. بی سحری روزه گرفتیم. در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. کار زیادی نداشتم. بعضی از کارها را تلفنی انجام دادم. به نیروی هوایی گفتم حفاظت کشتی هایمان را قوی کند که احتیاج به مقابله به مثل و در نتیجه، درگیری با آمریکا کم باشد.

سحر بیدار نشدیم. بی سحری روزه گرفتیم. در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. کار زیادی نداشتم. بعضی از کارها را تلفنی انجام دادم. به نیروی هوایی گفتم حفاظت کشتی هایمان را قوی کند که احتیاج به مقابله به مثل و در نتیجه، درگیری با آمریکا کم باشد.

عصر با آقای دکتر روحانی درباره جنگ و اصلاحات در مدیریت جنگ و رفع اشکال ارتش و سپاه که اکنون تعارض آنها از مشکلات جنگ است، صحبت داشتیم. نتیجه ای به دست نیامد. شب، عفت و بچه ها مهمان بودند و من تنهایی افطار کردم.

احمدآقا آمد. درباره امور جنگ و حل مشکل ارتش و سپاه و نظرات امام در این باره صحبت کردیم. اطلاع داد که امام با پیشنهاد من موافق است؛ باید پیشنهاد را پخته کنم.

تلفنی با محسن در آلمان صحبت کردم. گفت تا یک هفته دیگر کارش تمام می شود؛ از پیشرفت کار راضی است. دو هفته است که برای خرید مواد اولیه سوخت جامد موشک و ساخت بدنه از نوع کمپوزیت، با نام مستعار و با تیمی چند نفره از همکارانش، در آلمان مستقر شده، تا نیازهای تحقیق و ساخت به سرعت تأمین شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا