خاطرات اکبر هاشمی - ۶ شهریور ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 07:18کد خبر28595

ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. کارهای اداری را انجام دادم. ساعت ده نمایندگان امام در نیروهای مسلح آمدند. از نصب آقای [احمد[جنتی به عنوان مسئول امور فرهنگی]ستاد فرماندهی کل قوا] گله داشتند. با برنامه های ایشان، به نظر می رسد آب اینها در یک جوی نرود. آقای

ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. کارهای اداری را انجام دادم. ساعت ده نمایندگان امام

در نیروهای مسلح آمدند. از نصب آقای [احمد[جنتی به عنوان مسئول امور فرهنگی]ستاد فرماندهی کل قوا] گله داشتند. با برنامه های ایشان، به نظر می رسد آب اینها در یک جوی نرود.

آقای [علی[رازینی آمد و در خصوص بازداشت آقای وحیدی توضیحاتی داد؛ به ایشان گفتم آزادش کنند. دستور کتبی خواست، نوشتم و ساعاتی بعد آزاد شد.]بازداشت آقای احمد وحیدی]، فرماندهان سپاه را به شدت خشمگین کرده است. آقای محسن رضائی اعلام جرم کرده که گفتم پس بگیرد و فقط تقاضای رسیدگی کند.

آقای حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش[آمد. در خصوص برخوردها با عراق بعد از آتش بس توضیحاتی داد که حدود ششصد نفر از نیروهای ارتش را بدون درگیری مسلحانه، دور زده برده اند و ناظران سازمان ملل در تلاش برای آزادی آنها هستند. آقای]احمد] جنتی هم آمد. درباره شرح وظایف ایشان صحبت شد؛ بودجه زیادی برای کار خواست.

عصر آقای [محسن[رفیق دوست و آقای[اکبر]غمخوار[مسئول لجستیک سپاه]و آقای[محمود]احمدپور]معاون وزیر سپاه] آمدند. درباره خریدهای تسلیحاتی و تدارک مذاکره شد. اخوی محمود آمد. گزارش اوضاع لبنان را داد و از نوق و سلامتی والده گفت. تا ساعت هشت و نیم شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا