خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:40کد خبر28502

ساعت چهار و بیست دقیقه بامداد بیدار شدم و نماز خواندم و دوباره تا هفت و نیم صبح خوابیدم. پس از صبحانه مجدداً مذاکرات با فرماندهان سپاه شروع شد و بیشتر از کمبودها و مشکلات نیروها و نابسامانی ها نالیدند و می خواستند امکانات بیشتری از کشور به جنگ

ساعت چهار و بیست دقیقه بامداد بیدار شدم و نماز خواندم و دوباره تا هفت و نیم صبح خوابیدم. پس از صبحانه مجدداً مذاکرات با فرماندهان سپاه شروع شد و بیشتر از کمبودها و مشکلات نیروها و نابسامانی ها نالیدند و می خواستند امکانات بیشتری از کشور به جنگ اختصاص یابد.

ظهر هم جهادی ها آمدند، تلفات امکانات مهندسی در فاو و حلبچه را برای جبران صورت دادند. با آقایان رضائی و شمخانی و دکتر روحانی، جداگانه درباره برنامه های جدید مدیریت نیروهای مسلح صحبت کردیم.

احمدآقا تلفنی درباره اعلان طرح جدید مشورت کرد. قرار شد تا برگشتن من به تهران صبر شود.

ساعت هفت ونیم به پاسگاه امیدیه آمدیم و با هواپیما به سوی تهران حرکت کردیم. مهدی ترجیح داد با ماشین برگردد. ساعت نه ونیم به منزل رسیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا