خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۰
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 10:26کد خبر29271

صبح زود به دفترم آمدم. جلسه علنى داشتيم. ساعت ده صبح جلسه را تعطيل كرديم، ولى ‌جلسه هيأت ریيسه تا بعدازظهر، ادامه داشت. 

صبح زود به دفترم آمدم. جلسه علنى داشتيم. ساعت ده صبح جلسه را تعطيل كرديم، ولى ‌جلسه هيأت ریيسه تا بعدازظهر، ادامه داشت. برنامه هفته آينده را تنظيم كرديم. براى حفاظت ‌نمايندگان - در حالى كه احتمال ترور زياد است - تصميماتى گرفتيم. 

عصر نماينده شوراى اسلامى پزشكان آمريكا با نماينده فلسطين در ايران آمد. اظهار حمايت مسلمانان خارج، از انقلاب ايران را داشت. 

ریيس صليب سرخ جهانى آمد و درباره اسراى ايرانى و عراقى، گزارشى داشت. از رفتار ما با اسراى عراقى راضى بود و از رفتار عراقي‏ ها با اسراى ما ناراضى؛ از وضع زندان‏ هاى داخلى ‌گفت و ايرادهاى جزیى و كوچكى داشت، ولى به طور كلى، راضى بود. 
از عفت - كه عمل جراحى كرده - احوالپرسى كردم. شب زودتر به خانه آمدم. به علت ‌خستگى، در جلسه ستاد امنيت شركت نكردم. 

شب مصاحبه دادستان و حاكم شرع دادگاه انقلاب تهران را درباره مبارزه با ضدانقلاب از تلويزيون ديدم . جالب نبود. تند، كم محتوا و بى ‏توجيه حرف زدند.
 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا