خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:15کد خبر28651

به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. جلسه اوپک به نتیجه درستی نرسیده است. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. در تنفس برای جمعی از طلاب مربی و معلم عقیدتی سیاسی سپاه صحبت کردم . ظهر آقای [غلامحسین] جمی امام جمعه آبادان آمد. درباره بازسازی

به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. جلسه اوپک به نتیجه درستی نرسیده است. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. در تنفس برای جمعی از طلاب مربی و معلم عقیدتی سیاسی سپاه صحبت کردم .

ظهر آقای [غلامحسین] جمی امام جمعه آبادان آمد. درباره بازسازی آبادان صحبت شد و برای نیازهای آبادان کمک خواست. عصر آقای علی جنتی برای امور دفتر فرماندهی آمد و درباره برنامه سفرها مطالبی داشت. آقای [خسرو] عروج آمد. درباره سپاه حفاظت بحث شد.

آقایان [بهزاد] نبوی و [بیژن نامدار] زنگنه آمدند. در خصوص صنایع موشکی مذاکره شد. آقای زنگنه طرحی تهیه کرده است که یک مرکز هدایت صنایع موشکی به وجود آید تا کارهای [ساخت] انواع موشک ها را هماهنگ کنند و ارتش، سپاه، جهاد و محققان دیگر که مایل به کار هستند، هر یک مکمل آن طرح کلی باشند.

بعد از نماز آقایان [مرتضی] الویری و [مسعود روغنی] زنجانی و [محسن] نوربخش آمدند. شکایت دارندکه برنامه اعلام شده شورای عالی بازسازی، عملاً وزارت برنامه و دولت و کمیسیون برنامه [و بودجه مجلس] را معطل می گذارد و احساس بلاتکلیفی می نمایند. پس از مذاکره طولانی به این نتیجه رسیدیم که اگر شورا اهداف و سیاست های کلی را بگوید و برنامه ها و سیاست های بخشی را به دیگران واگذار کند، امکان همکاری هست. به منزل آمدم . شام را از منزل محسن آوردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا