خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:33کد خبر28740

در منزل بودم. درباره ساختارهای نظامی بعضی از کشورها مطالعه کردم. عقد ازدواج یکی از کارمندان سفارتمان در لندن را بستم. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی رئیس سازمان هلال احمر] آمد. راجع به اسرای ایرانی و عراقی مذاکره کرد و پیشنهاد داشت در آزادی اسرا تسریع

در منزل بودم. درباره ساختارهای نظامی بعضی از کشورها مطالعه کردم. عقد ازدواج یکی از کارمندان سفارتمان در لندن را بستم. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی رئیس سازمان هلال احمر] آمد. راجع به اسرای ایرانی و عراقی مذاکره کرد و پیشنهاد داشت در آزادی اسرا تسریع شود. درباره لبنان و نیازهای هلال احمر مطالبی داشت.

سرشب احمدآقا آمد. درمورد ملاقات آیت الله منتظری با امام گفت. ایشان مطابق معمول از مشکلات و ضعف ها انتقاداتی داشت و امام فقط در آخر صحبت گفتند این طور که شما می گویید نیست؛ ولی در مجموع ایشان راضی از ملاقات برگشت. در مورد مسائل جنگ و ارتش و سپاه و مشکلات جاری و راهکارها مذاکره شد. عفت همراه محسن و فاطی به دیدن همشیره فاطمه رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا