خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:15کد خبر28659

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. تا نه و نیم گزارش ها را خواندم. آقای شیخ سعید شعبان از لبنان آمد. درباره حمایت ایران از نهضت های اسلامی تأکید داشت و خواست که با سوریه برای مبارزه با فالانژها و اسرائیل و حامیانش در لبنان همکاری کنیم. آقای سیدزاده از کارکنان

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. تا نه و نیم گزارش ها را خواندم. آقای شیخ سعید شعبان از لبنان آمد. درباره حمایت ایران از نهضت های اسلامی تأکید داشت و خواست که با سوریه برای مبارزه با فالانژها و اسرائیل و حامیانش در لبنان همکاری کنیم. آقای سیدزاده از کارکنان مجلس آمد. پیشنهاد کمک مشاورتی در امور سیاسی با من داشت.

آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] همراه با جمعی از دانشمندان فیزیک آمدند. برای آنها درباره ارزش علم و احترام به عالم صحبت کردم . آقای جواد لاریجانی آمد. گزارش سفر را داد و مدعی است یونان و آلمان و فرانسه گفته اند ارزان شدن نفت به نفع اروپا نیست. قدرت خرید کشورهای نفتی را کم می کند و آمریکا سودش را می برد که بازار کالاهایش بیشتر در اروپا است. فرانسه اصرار و تأکید داشته که در روابط آینده برای ایران در منطقه نقش درجه یک قائل است. اروپاییان بنا دارند به عراق برای اجرای قطعنامه فشار بیاورند و [هانس دیتریش] گنشر [وزیر خارجه آلمان غربی] گفته که آمریکا مانع تقویت نیروی نظامی ایران توسط غرب است.

ستاد پشتیبانی جنگ ساوه آمدند. مقداری طلا و جواهرات اهدائی مردم برای جبهه آوردند. گفتم به لشکر 71 روح الله بدهند. ظهر آقای [ابولفضل] توکلی [بینا] آمد. گزارش وضع طرح ساختمان مسکن برای سپاه را داد و استمداد کرد. درباره امور شخصی هم صحبت شد. ایشان از طرف من برای انجام امور شخصی وکالت دارد. از حذف آقای [محسن] رفیق دوست [از کابینه دولت] ناراحت است.

عصر مسئول حزب بعث عراق در سوریه که علیه صدام مبارزه می کند، از طرف نخست وزیر سوریه و با پیام شفاهی حافظ اسد آمد و از ما برای ادامه مبارزه استمداد کرد. گفتم برنامه و امکانات و نیازها را برای بررسی بدهد. [سرهنگ جلالی] وزیر دفاع آمد. درباره برنامه خریدهای نظامی مشورت کرد.

آقای دکتر [محمدکریم] شهرزاد نماینده اصفهان آمد. خواست که برای روشن کردن نمایندگان با آنها بیشتر تماس داشته باشیم. او برای همکاری تحقیقاتی با صنایع نظامی اظهار آمادگی کرد. تا ساعت هفت و نیم در دفترم کار کردم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا