خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:18کد خبر28663

در منزل بودم. تا ساعت ده و نیم برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلم نامادری را تماشا کردم؛ جالب است. سرشب خانم دکتر منصوریان آمد. از کانادا برگشته است. او از گرانی و مشکلات زندگی در خارج برای ایرانی های مهاجر گفت.

در منزل بودم. تا ساعت ده و نیم برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلم نامادری را تماشا کردم؛ جالب است. سرشب خانم دکتر منصوریان آمد. از کانادا برگشته است. او از گرانی و مشکلات زندگی در خارج برای ایرانی های مهاجر گفت. آمده است که بماند. برای ارز فرزندانش که آنجا درس می خوانند، استمداد کرد.

آقای [علی] فلاحیان [قائم مقام وزیر اطلاعات] آمد. نامه ای از [جیمی] کارتر [رئیس جمهور اسبق آمریکا] توسط مأموری رسیده بود که خواستار کمک ما به نجات گروگان های آمریکایی در لبنان است و از [الکساندر] دوما وزیر خارجه فرانسه پیام آورده بود. گفتم فردا شب به جلسه سران قوا بیاورند. گفت کارتر برای امام هم نامه ای نوشته است.

بستگان آمدند و شام را هم ماندند. محسن هاشمیان برای حل مشکلات شرکت تعاونی پسته رفسنجان استمداد کرد و مهدی همشیره زاده پیشنهاد حل موانع توسعه توریسم را داشت و گفت بنیاد مستضعفان آماده پذیرش توریست زیاد است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا