خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:04کد خبر28629

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم گزارش ها را دیدم. آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] آمد. درباره سیاست بازسازی مذاکره کردیم. از دولت و عملکرد آنها ناراضی است و با افراطی ها مخالفت دارد. او بر سیاست بازتر اقتصادی و رفاهی تأکید دارد. آقای رئیس

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم گزارش ها را دیدم. آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] آمد. درباره سیاست بازسازی مذاکره کردیم. از دولت و عملکرد آنها ناراضی است و با افراطی ها مخالفت دارد. او بر سیاست بازتر اقتصادی و رفاهی تأکید دارد.

آقای رئیس زاده معاون روابط عمومی [مجلس] آمد و تحلیلی در خصوص تعارض های خطی ارائه داد و از من می خواست که بر هر دو خط توجه داشته باشم. آقای [علی] کامیار نماینده ارومیه آمد. برای صادرات سیب ارومیه استمداد کرد و از رفتار استاندار آذربایجان غربی انتقاد داشت.

آقای شمخانی و اعضای عملیات ستاد [کل نیروهای مسلح] آمدند و در خصوص تشکیل کمیسیون مشترک نظامی ایران و عراق در مرز، برای بررسی موارد اختلاف و مبادله سه اسیر عراقی و ده اسیر خودی که اخیراً به اسارت دو طرف آمده اند، نظر خواستند؛ موافقت کردم. دیشب هم سرتیپ جمالی در این خصوص استفسار کرد و هر دو گفتند که عراقی ها برای موافقت با خاموش کردن سه چاه نفت ایرانی که در منطقه دهلران مشتعل است، شرط می کنند که آب کانال سلمان را که در منطقه کوشک می ریزد، ببندیم. گفتم بررسی کنند که چه هدفی از این شرط دارند.

ظهر آقای [محمدکاظم] خوانساری سفیرمان در لیبی آمد. گزارشی از مذاکرات دکتر ولایتی و سرهنگ قذافی داد. خبر داد که قذافی برای همکاری در بازسازی ایران اظهار تمایل کرده و برای پذیرش سفارت در کویت که به او پیشنهاد شده - به شرط اینکه بتواند از لیبی بیاید - مشورت کرد. قرار بود به لبنان برود که آمادگی ندارد.

عصر تا ساعت چهارونیم در دفترم کار کردم. مهدی آمد. از بی انضباطی محافظان گله داشت و عفت از رفتار سوء در فرودگاه با خانواده نقاش شهید داده عراقی، تلفنی انتقاد داشت. قرار شد رسیدگی کنم.

ساعت چهار و نیم با اتومبیل به سوی قم حرکت کردم. ساعت شش و نیم وارد منزل آقای منتظری شدم. آقایان خامنه ای و نخست وزیر قبلاً رسیده بودند و احمدآقا و آقای موسوی اردبیلی بعداً رسیدند. بعد از نماز به مذاکره نشستیم. بیشتر به استماع نظرات و انتقادات آقای منتظری گذشت. کسالت دارند. گاهی هم مذاکرات به تلخی می گرائید. شام از بیرون آوردند. ساعت نه و نیم به سوی تهران حرکت کردیم. ساعت حدود یک بامداد به تهران رسیدیم. خیلی خسته و کوفته در مجلس خوابیدم. چون صبح فردا جلسه داشتیم و محافظان هم خسته بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا