ساعت نه صبح به مجلس رفتم. ساعت ده آقای سعید الذاکرین مسئول روابط عمومی برای کسب تکلیف در مورد جلسات مراسم پایان این دوره و شروع دوره آینده مجلس آمد و نظراتی در باره انشعاب جامعه روحانیت مبارز ارائه داد. آقای [سید محمود[علوی نماینده لامرد آمد. از شکست در
ساعت نه صبح به مجلس رفتم. ساعت ده آقای سعید الذاکرین مسئول روابط عمومی برای کسب تکلیف در مورد جلسات مراسم پایان این دوره و شروع دوره آینده مجلس آمد و نظراتی در باره انشعاب جامعه روحانیت مبارز ارائه داد. آقای [سید محمود[علوی نماینده لامرد آمد. از شکست در انتخابات دوره سوم ناراحت بود. می گوید رقیب او از قدرت خوانین استفاده کرده است.]آقای محمد جواد ایروانی[وزیر]امور اقتصادی و[دارائی آمد. در مورد ارز، مالیات، لایحه استخدام نیرو، وضع عمومی اقتصاد، مشکلات مالی، تورم و خیلی چیزهای دیگر مذاکره شد . عصر]آقای عباسعلی زالی[وزیر کشاورزی آمد. گزارش وضع کشاورزی را داد. از دیر رسیدن اعتبارات ارزی گله داشت و برای اقدامات مهمتر، اعتبار بیشتر ارزی طلبید و جزوه های تعلیمات ترویج کشاورزی را آورد و از معطل ماندن شورای عالی کشاورزی گفت. آقای هدایت]لطفیان] فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهداء(س) آمد. از ضرورت تمرکز امور در کردستان گفت و تحلیل های بدبینانه ای ارائه کرد.
آقای [حبیب الله[عسکر اولادی آمد. خدمات کمیته امداد امام را گفت و برای کمک بیشتر به مردم فقیر، امکانات بیشتر خواست و از مواضع مستقل و بی طرفانه من تقدیر کرد و گفت روزنامه رسالت]ارگان جناح راست] هم تعدیل شده و موافقت امام با انشعاب جامعه روحانیت مبارز را از حکمت امام دانست.
افطار به دفتر آقای خامنه ای رفتیم. جلسه سران قوا بود. آقایان [محمد جعفر[محلاتی و]سیروس] ناصری و دکتر ولایتی آمدند. اجازه ادامه مذاکره با دبیرکل سازمان ملل بر محور طرح و اجازه طرح دعوی علیه آمریکا در لاهه و شورای امنیت به خاطر تجاوز به سکوی نفتی ایران و شکایت از فاجعه حلبچه در شورای امنیت را گرفتند.
از فرانسه، [ژاک[شیراک تلفنی با]آقای علیرضا معیری] معاون نخست وزیر صحبت کرده و از کمک ما برای آزادی گروگان ها تشکر نموده و تأکید بر عمل به قول ها نموده است. درباره ارتش و سپاه هم بحث شد. قرار شد من سناریوی حسن استفاده امکانات آنها را بیاورم. آقای موسوی اردبیلی از ذکر نامش در ردیف حامیان لیست جامعه روحانیت مبارز، بدون کسب اجازه از خودشان انتقاد داشتند و گفتند تکذیب می کنم. گفتم اقدام مضری است، نکنند ولی عصبانی اند .
ساعت دوازده شب به خانه رسیدم و برای احیاء تا صبح نخوابیدم. عفت هم نخوابید. مهدی و یاسر هم که به مسجد رفته بودند، برای سحر رسیدند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام