ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. تا ظهر در جلسه علنی بودم. در تنفس به دفترم آمدم و دکتر روحانی گزارش مذاکرات ژنو را داد. ظهر عفت به مجلس آمد. دکتر جزائری هم آمد و دواهای او را که دکترهای دیگر داده بودند، آورد. نوجوان گلپایگانی که
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. تا ظهر در جلسه علنی بودم. در تنفس به دفترم آمدم و دکتر روحانی گزارش مذاکرات ژنو را داد. ظهر عفت به مجلس آمد. دکتر جزائری هم آمد و دواهای او را که دکترهای دیگر داده بودند، آورد.
نوجوان گلپایگانی که مغزش مثل کامپیوتر سریعاً محاسبات اعداد را انجام می دهد و چندی پیش در تلویزیون نشان داده شده بود، همراه پدر و پسر عمویش آمد. فقط در همین مورد حالت استثنایی دارد. سرش هم مقداری بزرگ تر از وضع عادی است. گفتند در بچگی زمین خورده دچار وضعی شبیه صرع شده، ممکن است این خاصیت مربوط به آن باشد. به دکتر جزایری گفتم که او را تحت معاینه و آزمایش بیشتر قرار دهند. پدرش استوار بازنشسته پلیس است. مقروض است و کمک خواست. به [آقای بهزاد نبوی] وزیر صنایع سنگین گفتم یک اتومبیل به قیمت دولتی به او بدهند. نام خانوادگی او «ریاضت » است.
آقای رجائیان آمد. شخصی بنام انصاری را آورد که طرح ساخت هواپیمای سبکی را داشت. قبلاً با سپاه در این رشته کار می کرده، به خارج رفته طرح خود را تکمیل کرده و حالا می خواهد پیاده کند. اجازه می خواست که خودش انجام دهد، گفتم مانعی ندارد ولی بهتر است با سپاه یا ارتش کار کند. عصر عفت برای خرید وسائل زندگی رفت.
آقای یعقوبی سفیرمان در الجزایر آمد. گزارش حوادث اخیر الجزایر را داد. معتقد است شاذلی بن جدید [رئیس جمهور الجزایر] از حادثه استفاده کرده و مقاصد خود را علنی کرده و مخالفان را از میدان بیرون کرده و ضمناً روابط ما هم سرد شده، چون تبلیغات و مواضع ما برخلاف خواست آنها بوده واز سازمان جهاداسلامی فلسطین پیام آورد که کمک
بیشتری خواسته اند. تا ساعت هشت و نیم در دفترم کار کردم. مقداری از عقب ماندگی روزهای سفر را جبران کردم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام