ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، اخبار بی بی سی و رادیو [صدای] آمریکا را گرفتم. انتخابات پاکستان در رأس اخبار است. به نظر می رسد [خانم بی نظیر بوتو، رهبر] حزب مردم برنده است و این اخبار تحول عمده ای در پاکستان و منطقه می تواند باشد. رادیو
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، اخبار بی بی سی و رادیو [صدای] آمریکا را گرفتم. انتخابات پاکستان در رأس اخبار است. به نظر می رسد [خانم بی نظیر بوتو، رهبر] حزب مردم برنده است و این اخبار تحول عمده ای در پاکستان و منطقه می تواند باشد. رادیو آمریکا خبر از اعدام یازده روحانی در ایران داد، منجمله [فتح الله] امید نجف آبادی که اعدام سه نفر روحانی صحیح است و به آن رنگ اختلافات سیاسی داد و شیطنت آمیز اختلاف بین من و آقای منتظری را مدعی شد. شیوه معمولی سمپاشی بر اساس دروغ ها؛ در حالی که اعدام آنها به خاطر فساد بوده است . ساعت هشت صبح به پادگان لشکر 92 اهواز رفتیم. در مراسم صبحگاه نیروهای مسلح که به طور مشترک برگزار شد، شرکت کردم و برای آنها درباره جنگ و لزوم آمادگی و تعمیق آموزش ها صحبت کردم . هوا سرد بود. سپس در مسجدی در کنار پادگان، در جمع خانواده های شهدا شرکت کردیم و برای آنها درباره مقام شهدا و شأن خانواده ها صحبت کردم؛ دلجویی و دلداری بود .
از پادگان با چند هلی کوپتر به سوسنگرد پرواز کردیم. در مسیر همه جا از روی اراضی کشاورزی عبور کردیم. مردم استقبال گرمی به عمل آوردند. قبل از شرکت در اجتماع مردم در اتاقی در کنار سالن ورزشی و مصلای شهر با مسئولان و روحانیون نشستیم. اوضاع شهرها و نیازها و خرابی ها را گفتند. خرابی های منطقه از جنگ زیاد است. اراضی کشاورزی زیادی تخریب شده. فاضلاب شهر، مدارس، روستاها و انهار آسیب زیاد دیده اند. خطر سیل است و نیاز به سیل بند دارند.
سپس به سالن بزرگ ورزشی رفتیم. بخشی از دیوار آن با بمب خراب شده. خیر مقدم توسط امام جمعه گفته شد و شاعری از منطقه، شعر عربی در مداحی از من خواند. مفصلاً برای مردم از مقاومت و وفاداری و رفع محاصره شهر صحبت کردم. در زمان اشغال منطقه توسط عراق، بعضی از عرب ها با عراق همکاری کرده بودند و لذا مردم از بدنامی منطقه نگران بودند. نیاز داشتند که از این جهت رفع تهمت شود .
از آنجا به دزفول پرواز کردیم. در پایگاه چهارم فرود آمدیم. استقبال رسمی و سپس نماز و سپس شرکت در جلسه مسئولان شهر در سالن پایگاه. فرماندار نیازهای شهر و کمبودها و خرابی ها را گفت. 107 موشک به شهر و 67 موشک به اطراف خورده، شهر حدود 50 بار بمباران شده و 1200 گلوله توپ روی شهر فرود آمده. 17 هزار واحد مسکونی و تجاری و عمومی آسیب دیده که 13 هزار آن تاکنون بازسازی شده. پنج میلیون تومان از اعتبار جنگ به شهر کمک کردم.
بعد از ناهار و استراحت به شهر دزفول رفتیم و در مصلای شهر با مردم صحبت کردیم . در خیابان ها در مسیر مردم جمع شده بودند و اجتماع خوبی بود. امام جمعه و نماینده شهر خیر مقدم گفتند. برای دیدن نقاط آسیب دیده، مقداری در خیابان های شهر گشت زدیم.
مغرب به پایگاه برگشتیم: نماز و شرکت در جمع پرسنل پایگاه و سخنرانی در تقدیر و تشکر از نیروی هوایی . شب با هواپیما به اهواز برگشتیم. ساعت هشت شب به مهمانسرا رسیدیم. ائمه جمعه شهرهای استان آمدند و مطالب خود راگفتند: شکایت از سپاه، وزارت نفت و کمبودها و کمی فعالیت فرهنگی، ضعف صدا و تصویر و محتوای صدا و سیما، بخشی از مطالب آنان بود.
سپس به منزل امام جمعه آقای جزایری رفتیم. جمعی از دوستان ایشان جمع بودند و از استانداری به خاطر برخورد حذفی با خط حامی امام جمعه شکایت داشتند. ساعت ده ونیم به مهمانسرا برگشتیم. خسته بودم. زود خوابیدم.
عفت تلفنی خواست که ترتیب سفر او به شیراز برای شرکت در مراسم حافظ را بدهم. به استاندار گفتم که به نیروهای انتظامی بگوید از تشریفات در خیابان های مسیر بکاهند. نیروی زیادی در خیابان ها از ژاندارمری و شهربانی برای حفظ امنیت چیده بودند. سر میز شام درباره تحولات احتمالی پاکستان پس از انتخابات صحبت کردیم؛ تصویر روشنی ندارم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام