ساعت پنج صبح با زنگ تلفن بیدار شدم. سحری، شیر و خرما خوردم. نماز خواندم و خوابیدم. شب گذشته خوب نخوابیده بودم و نیاز به خواب داشتم. در گزارش ها و اخبار صبح، مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره نامه امام به مجمع تشخیص مصلحت صحبت کردم .
ساعت پنج صبح با زنگ تلفن بیدار شدم. سحری، شیر و خرما خوردم. نماز خواندم و خوابیدم. شب گذشته خوب نخوابیده بودم و نیاز به خواب داشتم. در گزارش ها و اخبار صبح، مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره نامه امام به مجمع تشخیص مصلحت صحبت کردم . نخست وزیر بودجه سال 68 را به مجلس آورد و سخنرانی طولانی داشت. با تنفس به دفترم رفتم.
آقای [حسین] محلوجی آمد. درباره تولید مهمات در کارخانه های غیر نظامی مذاکره شد. سپاه بدهکار است و بودجه ندارد تا بدهی خود را بپردازد. گفتم دکتر روحانی با حضور همه عناصر ذیربط جلسه تشکیل دهد.
ظهر آقای [مظفر] جراحی [مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران] آمد. گزارش وضع گاز کشور را داد و برای رفع مزاحمت ها برای مدیریت در خوزستان استمداد کرد. آقای صدرائی آمد و برای بنیاد تاریخ پول گرفت. آقاجلال آمد و برای لاستیک پیکان پول گرفت. عصر آقای [خسرو] عروج فرمانده سپاه ویژه آمد. گزارش کار داد و نیازها را گفت و مسئله فرودگاه و طرح هماهنگی آینده را توضیح داد و برای محافظان کمک خواست.
آقای عبدالله نوری آمد. گزارش پیشرفت کار کمیسیون هماهنگی نیروهای مسلح را داد و مدعی است نیروی زمینی ارتش به کلی با ادغام مخالف است و می خواهد سپاه نیروی ویژه باشد. درباره ریاست جمهوری و اطلاعات و سازمان نیروهای انتظامی - امنیتی هم نظراتی ارائه داد و برضرورت اتخاذ شیوه تبلیغات مناسب برای شعاریون افراطی تأکید داشت.
آقای [مهدی] کروبی [نماینده امام و رئیس بنیاد شهید] آمد. درباره انتخابات ریاست جمهوری مذاکره داشت. اصرار دارد که چاره ای جز پذیرفتن من نیست. در مورد مشکل فرزندان شهید بدون مادر و بی سرپرست مذاکره شد. مواردی وجود دارد که راهی جز نگهداری در مجتمع ها نیست و آنجا هم مشکلاتی دارد؛ بهانه گیری دارند و به خاطر کمبود محبت های مادر و بستگان احساس خستگی می کنند و شکایت دارند. به طور کلی از مشکلات بنیاد شهید اظهار خستگی کرد و در مورد دولت و عدم اقدام جدی برای رفع مشکلات مردم و نیز از افراط های شعار گونه انتقاد داشت.
شب به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفتم. تمرکز اطلاعات در دستور بود. چون مسئولان نیروهای نظامی و انتظامی دعوت نشده بودند، گفتم بحث متوقف شود. اطلاعاتی ها که بی رقیب در جلسه حاضر بودند، مایل بودند کار تمام شود که نشد. به خانه آمدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام