خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:01کد خبر28711

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل [نیروهای مسلح] رفتم. [دریادار ملک زادگان] فرمانده نداجا [= نیروی دریایی ارتش] آمد. او برای تکمیل اسکله چابهار استمداد کرد. گروهی از مفسران عکس هوایی آمدند و خواستار عکسبرداری کامل از کشور برای تهیه نقشه جدید

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل [نیروهای مسلح] رفتم. [دریادار ملک زادگان] فرمانده نداجا [= نیروی دریایی ارتش] آمد. او برای تکمیل اسکله چابهار استمداد کرد. گروهی از مفسران عکس هوایی آمدند و خواستار عکسبرداری کامل از کشور برای تهیه نقشه جدید بودند. آقای [سیدحسن] فیروز آبادی آمد. درباره امور ستاد کل و بودجه و سربازی و سایر امور ارتش و سپاه مذاکره شد. تلفنی با عفت که از رفسنجان برگشته بود، صحبت کردم.

ظهر آقای اراکی و اعضای دیگر نمایندگی امام در لشکر بدر [معاودین عراقی] آمدند و درباره آینده این لشکر و امور رفاهی و پشتیبانی آن صحبت کردند. آنها می خواهند در سپاه باشند. عصر آقای [محمد] فروزنده آمد. گزارش عملکرد مهندسی رزمی را داد و برای بودجه سال آینده مذاکره کرد.

سرشب دکتر ولایتی آمد. گزارش سفر به چین و شارجه را داد. گفتم تهمت شرکت پاسداران در اسقاط هواپیمای آمریکایی را که دیشب در [لاکربی] اسکاتلند سقوط کرده و 273 نفر کشته شده است، تکذیب کند . به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا