خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:36کد خبر28492

بعد از صبحانه به حسینیه جماران رفتم. امام [به مناسبت عید سعید فطر[صحبت کوتاه و خوبی داشتند . به منزل برگشتم. فرزند شهید فیاض بخش و مادر و خواهرانش و خانم]منیره] گرجی آمدند. از خانم گرجی، اطلاعاتی درباره جامعه الزهراء(س) گرفتم. بستگان آمدند. پس از

بعد از صبحانه به حسینیه جماران رفتم. امام [به مناسبت عید سعید فطر[صحبت کوتاه و خوبی داشتند . به منزل برگشتم. فرزند شهید فیاض بخش و مادر و خواهرانش و خانم]منیره] گرجی آمدند. از خانم گرجی، اطلاعاتی درباره جامعه الزهراء(س) گرفتم. بستگان آمدند.

پس از مشورت با رئیس جمهور و نخست وزیر، قرار شد که عملیات بیت المقدس 6 را اعلام نماییم. ظهر عفت و فاطی و فائزه، مهمان همسر امام بودند و من و مهدی و یاسر و سعید در خانه بودیم.

عصر فیلمی تماشا کردم و گزارش ها را که از مجلس آورده بودند، خواندم. نزدیک غروب برای مذاکره درباره مسائل حزب الله و امل در لبنان، به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. سران سه قوه، نخست وزیر، وزیر خارجه، سید عباس موسوی از لبنان، [حسین[شیخ الاسلام و]سید علی اصغر[حجازی از]وزارت] اطلاعات و مهدی نژاد از سپاه هم بودند. سید عباس وضع لبنان را گفت و مدعی است که توطئه همه اطراف منجمله سوریه، این است که جنوب لبنان را آرام کنند و مرز شمالی اسرائیل را امن کنند و برای این منظور حزب الله را می خواهند از جنوب و سپس از بیروت حذف کنند و نظر ما را خواست.

با بحث و بررسی طولانی، برنامه عملی برخورد با وضع موجود را ترسیم کردیم و برای آنها گفتیم که اصول آن، جلوگیری از جنگ داخلی بین شیعه و پرهیز از درگیری با سوریه و ضرورت ابقاء حزب الله در جنوب و بیروت است. دیر وقت به خانه برگشتم و نزدیک ساعت دوازده شب شام خوردم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا