خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:03کد خبر28713

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. بالاخره اعلان شد که هواپیمای ساقط شده آمریکایی در اثر فرسودگی دچار سانحه شده و خرابکاری نبوده است. آقای [احمد] زرگر آمد و گزارش [عملکرد] دادگاه [مبارزه با مفاسد و] منکرات را داد. آقای جواد

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. بالاخره اعلان شد که هواپیمای ساقط شده آمریکایی در اثر فرسودگی دچار سانحه شده و خرابکاری نبوده است. آقای [احمد] زرگر آمد و گزارش [عملکرد] دادگاه [مبارزه با مفاسد و] منکرات را داد. آقای جواد لاریجانی آمد. گزارش سفر به کشورهای اروپایی را داد و راجع به سفر من مذاکره شد. گفتم بهتر است بعد از زمستان برویم. مهندس کاظمی آمد و طرحی برای توسعه ساخت مسکن آورد.

مادر انیس نقاش لبنانی - که در پاریس زندانی است – آمد و برای استخلاص پسرش استمداد کرد. برادر محمد صالح شهید هم همراهش بود. همسر شهید محمد صالح، خواستار ارتباط با عفت بود که گفتم تلفن کند. پانصد دلار و یک سکه و دو جلد قرآن به آنها دادم؛ پیرزن فرسوده ای است. شوهرش هم فوت کرده و در خانه پسر دیگرش در امارات زندگی می کند. گویا فرانسوی ها به او گفته اند که اگر ایران اصرار کند، انیس آزاد می شود.

ظهر فرماندهان سپاه آمدند و برای بودجه خودشان استمداد کردند. عصر آقای [محمد علی] نظران [رئیس کمیسیون امور اسرا] آمد. درباره اسرا و مسائل دیگر ارتش مذاکره شد. شب جلسه سران قوا در نخست وزیری بود. درباره مراسم جشن سالگرد انقلاب، مبارزه با منکرات و بدحجابی و مسائل جاری کشور مذاکره شد. ساعت ده و نیم شب به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا