خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 11:12کد خبر28649

در منزل بودم. وقتم به مطالعه گزارش ها و تاریخ بازسازی[اروپای] بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. ظهر محسن و بعضی بچه ها آمدند. سرشب نصرت همشیره زاده برای رفع گرفتاری غیبت فرزندش وحید از سربازی - که در اثر فوت پدرش چند روز غیبت داشته - آمد و چند نامه از

در منزل بودم. وقتم به مطالعه گزارش ها و تاریخ بازسازی[اروپای] بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. ظهر محسن و بعضی بچه ها آمدند. سرشب نصرت همشیره زاده برای رفع گرفتاری غیبت فرزندش وحید از سربازی - که در اثر فوت پدرش چند روز غیبت داشته - آمد و چند نامه از مردم برای استمداد و رفع مشکلات آورد.

فاطی و محسن و فائزه و یاسر و اعظم و عفت و محافظان خانه، چند نامه از این قبیل داشتند. رویه خوبی نیست که مردم این گونه و از طریق بستگان مسئولان مشکلات را رفع کنند و کم کم دارد زیاد می شود. به دامادش ناصر گفتم با اخوی ها و بستگان صحبت کنند که قرض های باقیمانده از محمود - شوهر نصرت همشیره زاده - را بپردازیم. او کارمند شرکت نفت بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا