خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 07:14کد خبر28586

تا ساعت ده و نیم در خانه برای خطبه های جمعه کار کردم. نخست وزیر درباره استعفای آقای شمخانی تلفنی سئوال کرد. گفتم من هم استعفا را دیده ام، ولی قبول نمی کنم. با خود آقای شمخانی صحبت کردم و گفتم از استعفا منصرف شود. قرار شد بعداً درباره علل آن صحبت کنیم.

تا ساعت ده و نیم در خانه برای خطبه های جمعه کار کردم. نخست وزیر درباره استعفای آقای شمخانی تلفنی سئوال کرد. گفتم من هم استعفا را دیده ام، ولی قبول نمی کنم. با خود آقای شمخانی صحبت کردم و گفتم از استعفا منصرف شود. قرار شد بعداً درباره علل آن صحبت کنیم.

برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم . عصر به استراحت گذشت. بعضی از بستگان آمدند. دکتر پورمقدس برای معاینه عفت آمد که احتمالاً ناراحتی قلبی داشته باشد. گر چه دکترها تاکنون گفته اند قلب سالم است. نوار قلب هم گرفتند. دکتر روحانی درباره کشتی عراقی که بنا دارد بعد از اعلان آتش بس از تنگه هرمز بگذرد، تلفنی پرسید. گفتم به درگیری نرسد، ولی کنترل شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا