بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت بیدار شدم و برای رأی دادن [مرحله دوم انتخابات مجلس سوم] به محل صندوق - که برای بیت امام معمولاً می آورند – رفتم. عفت هم همین جا رأی داد و یاسر و مهدی و فاطی، به حوزه های دیگر رفتند . تا شب در خانه بودم و تمامی کارهای عقب
بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت بیدار شدم و برای رأی دادن [مرحله دوم انتخابات مجلس سوم] به محل صندوق - که برای بیت امام معمولاً می آورند – رفتم. عفت هم همین جا رأی داد و یاسر و مهدی و فاطی، به حوزه های دیگر رفتند .
تا شب در خانه بودم و تمامی کارهای عقب مانده را که آورده بودند، انجام دادم. به نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] گفتم خط منطقه زهد را از سپاه تحویل بگیرند. احمدآقا آمد و وضع جبهه را برای امام و طرح ادغام ارتش و سپاه را که ایشان هم موافقت دارد، توضیح دادم؛ قرار شد کلیات را خدمت امام بگوید، اگر موافق باشند پیشنهاد رسمی داده شود.
افطار بچه ها مهمان بودند و من تنها. سرشب آقایان محسن رضائی و [محمد] فروزنده برای بحث درباره طرح ادغام آمدند. آنها قسمت اصلی آن را مشکل زا می دانند، ولی با اعلان بخشی از آن که گام اول است، موافقت دارند. ساعت دوازده شب تا دو و نیم بامداد خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام