خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 07:05کد خبر28544

تا ساعت ده ونیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . احساسات ضد آمریکایی مردم شدید است . بعد از نماز به مجلس رفتم . محسن و مهدی هم با من بودند. بعد از ناهار و استراحت و خواندن گزارش ها، ساعت چهار بعد از ظهر به سوی قم حرکت

تا ساعت ده ونیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . احساسات ضد آمریکایی مردم شدید است . بعد از نماز به مجلس رفتم . محسن و مهدی هم با من بودند.

بعد از ناهار و استراحت و خواندن گزارش ها، ساعت چهار بعد از ظهر به سوی قم حرکت کردیم. ساعت پنج و نیم رسیدیم. آقای منتظری منتظرم بودند. تا ساعت هشت و نیم شب با ایشان درباره جنگ و مسائل جاری کشور مذاکره کردیم. ایشان هم معتقد به لزوم ختم جنگ از طرق سیاسی است؛ برای بازسازی نیروهای مسلح و اظهار آمادگی کردند که نماینده ای در ستاد [کل فرماندهی نیروهای مسلح] داشته باشند.

از جنوب خبر می دهند که دشمن در مقابل آبادان و خرمشهر تجمع کرده و بمباران و گلوله باران دارد و از شیمیایی هم استفاده می کند. به نیروی هوایی گفتم که آماده باشند و به نخست وزیر گفتم از امکانات استانداری ها برای انتقال نیروها از شمال به جنوب استفاده شود. ساعت ده و نیم شب به منزل رسیدیم. کمی باران بارید.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا