اکبر هاشمی رفسنجانی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۸۲
در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای، افتضاح دیگری به بار آمد و با فشار آمریکا، کشورهاي عربی قطعنامهای را که برای وادار کردن اسراییل به پيوستن به ان پی تی داده بودند، پسگرفتند و در مقابل، یک بیانیه آبكی صادر شد/ ادواردكندي، برادر رییس جمهور اسبق آمریکا و سناتور ایالت ماساچوست حمله تُندی به سیاست جنگطلبانه بوش كرده و گفته، آبروي آمریکا را برده و اعتبار آمریکا را مخدوش کرده است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۸۲
در عراق، در چند عملیات، تعدادی از اشغالگران کشته و زخمی شدهاند و بار دیگر لوله نفت کرکوک به جيحان منفجر شده و خبری از بيماری شدید صدام داده شده است...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۷۸
تا ساعت یازده در منزل، تاريخ صدر اسلام و بنياميه و مروانيان را براي خطبه جمعه فردا مطالعه ميكردم. به دفتر كوشك رفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۷۸
پيش از ظهر، مجمع تشخيص [مصلحت نظام] جلسه داشت و بندهاي مهمي تصويب شد. عصر آقايان حسين مرعشي و علي هاشمي آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۷۸
اعضاي ناتو تصميم گرفتند، در جهت توسعه تحريمها عليه يوگسلاوي اقدام كنند؛ براي جلوگيري از رسيدن سوخت و پرواز هواپيما و تجارت و ... به كشورهاي همسايه صربستان، اطمينان بدهند كه در صورت حمله يوگسلاوي از آنها حمايت كنند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۸۲
جرج بوش، دستور تهیه طرح برای مجازات اقتصادی ایران را صادر کرده است / برای بازديد راهآهن در دست ساخت بافق- مشهد-که در زمان سازندگی شروع شده بود- رفتیم. از یک ايستگاه و تونل دوهزار و 400 متری ارتفاعات خماری، نزدیک تربت حيدريه بازدید کردیم. قرار است تا آخر سال آینده، طرح به بهرهبرداری برسد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۷۸
[امروز تاسوعاست.] در خانه بودم. ناهار از نذريهاي خيريه محرم آوردند. بولتنهاي زيادي از دفتر آورده بودم. مطالعه كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۷۸
پيش از ظهر به كارها پرداختم و در مراسم عزاداري كاركنان شركت كردم. هيأت عزاداران از نهاد رياستجمهوري آمدند و عزاداري كردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۷۸
پيش از ظهر، مجمع [تشخیص مصلحت نظام] جلسه داشت. تعدادي از بندهاي سياستهاي كلي برنامه سوم را تصويب كرديم؛ پيشرفت خوبي داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۷۸
در خانه بودم. وقتم با ورزش و قدم زدن در حياط و مطالعه گذشت. ظهر بچهها جمع بودند، با بحثهاي محفلي، بيشتر بر محور استيضاح آقاي [عطاءالله] مهاجراني و هنوز هم در مورد توقيف روزنامه زن.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۸
صبح ساعت یازده به دفتر كوشك رفتيم. جراید و بولتنها را خواندم. از مسایل داخلي، انعكاس وسيع استيضاح آقاي [عطاءالله] مهاجراني، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] و حمله شديد نمايندگان در نطقهاي پيش از دستور به عملكرد ریيسجمهور، مهم است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اردیبهشت ۱۳۷۸
مجمع تشخيص[مصلحت نظام] جلسه داشت. چندين مورد ديگر از سياستهاي كلي برنامه سوم را تصويب كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۸۲
امروز با حمله به خط راهآهن در عراق، هنگام عبور قطار حامل نظامیان آمریکایی، فصل جدیدی از مبارزه با اشغالگران روی داد و عملیات متعددی علیه آنها انجام شد. در شورای امینت سازمان ملل، آمریکا با دخالت، قطعنامه پیشنهادی عربها درباره جلوگیری از اخراج یاسر عرفات، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین را وتو کرد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۸۲
روایت فرزندان آسیدعبدالعزیر حکیم از لحظات ترور سید محمد باقر حکیم / «شخصیتهای شیعه امیدی به ادامه حیات ندارند»
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۷۸
[آقای سوگیانو]، سفير اندونزي آمد. امير بازنشسته نيروي دريايي است. اوضاع كشورش را گفت؛ منجمله وضع تيمور شرقي را كه دولت اندونزي، پس از دهها سال مقاومت، تسليم شده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۷۸
[آقای گلاوس سلر]، سفير جديد آلمان آمد. گفت، تلاش دارند كه روابط آسيبديده دو كشور را ترميم كنند. گفتم، آلمان در جريان دادگاه ميكونوس، از سوي آمريكا و صهيونيستها رودست خورد و به روابط خوب دو كشور، آسيب وارد كرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۸
ديروز دولت [آتال بیهاری] واجپایی در هندوستان، باكم آوردن يك رأي سقوط كرد. آقاي [غلامرضا] آقازاده، [رییس سازمان انرژی اتمی] خبر داد كه زحمات طولاني در راه به ثمر رساندن يكي از اهداف انرژي هستهاي به ثمر رسيده و اولين محصول آن به دست آمده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۷۸
جلسه مجمع [تشخیص مصلحت نظام] داشتيم. هشت بند ديگر از سياستهايكلي برنامه سوم تصويب شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۷۸
در منزل بودم. بيشتر وقت به مطالعه گذشت. ياسر آمد و گفت، بر ترديد در انتشار نامههاي ما پنج نفر به امام در كتاب خاطرات سال 1360 من، فائق آمده و تصميم به چاپ گرفته است .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۷۸
صبح تا ساعت یازده، در منزل مطالعه كردم. به دفتر كوشك رفتم. ظهر عفت هم آمد؛ بهخاطر مسأله فائزه ناراحت بود و گريه كرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۸۲
بحث قطعنامه شورای حکام [آژانس بینالملی انرژی اتمی] علیه ایران، در رسانههای داخلي و خارجی داغ است. [کالین]پاول، [وزیر امورخارجه آمریکا] و [محمد] البرادعی، [مدیرکل آژانس] گفتهاند، اگر ایران نپذیرد، مسأله به شورای امنیت [سازمان ملل] خواهد رفت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۸۲
در دفتر رهبری، جلسه مشورتی برای راهکار در برابر قطعنامه شورای حکام با همان افراد جلسات قبل بود. احتمال پذیرش قطعنامه يا رد کامل آن مورد بحث قرار گرفت و راهحل میانهای انتخاب شد که به قطعنامه اعتراض شود و در حد ان پی تی همکاری شود و مذاکرات ادامه یابد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۸۲
بعد از چند روز بحث در وین، امشب اعلان شد که شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، قطعنامه پیشنهادی ژاپن، استرالیا و کانادا را به صورت اجماع و بدون رأيگیری، تصویب کرده است. نماینده ايران، آقای علیاکبر صالحی، به عنوان اعتراض، اجلاس را ترک کرده و در مصاحبهای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۸
به دفترم رفتم. كارها را انجام دادم. براي برنامه همايش وعاظ و هيأتها براي محرم، به مسجد شهيد مطهري رفتم. آقاي [علیرضا] محمدخاني و [محمود] محمديعراقي، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی] گزارش دادند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۷۸
از منزل به ستاد مشترك ارتش رفتيم. پس از استقبال رسمي نظامي در جمع فرماندهان عالي، آقايان [حسن] فيروزآبادي، [علی] شهبازي، [علی] شمخاني، [مصطفی] ترابي، [عباس] محتاج و ... مذاكره كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۷۸
براي همايش بينالمللي دندانپزشكان، از منزل به نمايشگاه بينالمللي رفتيم. ابتدا از دهها غرفه نمايشگاه بازديدكرديم. اكثر مواد مصرفي و بسياري از ابزار دندانپزشكي، دركشور توليد ميشود و در موارد زيادي هم صادرات شروع شده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۸۲
رادیو اسراییل، روی جملهای که دیروز در مسابقات قرآنی گفته بودم که آمریکا به قصد محاصره ایران به منطقه لشکر کشید، ولی اکنون خودآمریکا آسيبپذير و در محاصره ایران است، مانور میدهد.

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۸۲
با درخواست خبرگان، در مراجعت با متروآمدیم. تحت تأثیر عظمت و نظم مترو قرار گرفتند. / در وین، در جلسه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بحث درباره برنامههای هستهای ایران ادامه دارد...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۷۸
هيأت امناي دانشگاه آزاد اسلامي جلسه داشت. دربارة تأسيس واحد دانشگاهی در زابل، قُروه و آمل و افزايش حقوق پرسنل و هيأتهاي علمي تصميم گرفتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۷۸
اول وقت فائزه آمد. توضيحاتي دربارة برنامهاش براي برخورد با ناجوانمردانگيهاي دستگاه قضايي داد. به دفترم رفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۷۸
در منزل بودم. تمام وقت به مطالعه گذشت.گزارشي از وضع صابئين در خوزستان و عراق و تعدادي از متون اخلاقي و بيشتر وقت به مطالعه كتاب «چارلي بكويث» در مورد حمله نيروهاي آمريكايي براي نجات گروگانها و شكست آنها در كوير اطراف طبس گذشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۷۸
تا ساعت یازده در منزل مطالعه داشتم. به دفتركوشك رفتم و تا ساعت چهار بعد از ظهر، در آنجا بولتنها و روزنامهها، وقتم را گرفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۷۸
آقاي حسين مرعشي آمد و خبر داد كه آقاي [مرتضی] مقتدايي، [دادستان کلکشور] گفته كه هنوز رد اعتراض آقاي كرباسچي را امضا نكرده و خبر روابط عمومي دادگستري تهران دروغ است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۷۸
آمريكا دستور اعزام هليكوپترهاي آپاچي و دو هزار چترباز را به بالكان صادر كرده كه گامي در جهت زمينيشدن جنگ است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۷۸
پيش از ظهر براي مراسم عيد غدير، به دفتر آیتالله خامنهاي رفتم. مطابق معمول، دقايقي در دفتر نشستيم تا مسئولان جمع شدند و سپس به حسينيه امام خميني رفتيم. آقاي [سیدمحمد] خاتمي، [رییسجمهور] تبريك گفت و رهبري هم صحبت كوتاهي كردند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۷۸
همانگونه كه آقاي خاوير سولانا، دبيركل ناتو گفته بود، از ديشب مرحله سوم بمباران صربستان آغاز شده و تعدادي از مراكز دولتي و تأسيسات اقتصادي بمباران شده و كشتي تجسسي روسيه از تنگه بُسفُر عبوركرده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۷۸
[آقایان حسن حبیبی، سیدرضا زوارهای، محمدرضا عباسیفرد، احمد علیزاده، محمدرضا علیزاده و علیآراد]، حقوقدانان شوراي نگهبان آمدند و گفتند، مردم جاي خالي شما را در مديريت كشور حس ميكنند و خواستند كه در مسایل مهم كشور، بيشتر حضور داشته باشم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۷۸
پيش از ظهر در منزل براي خطبهها مطالعه ميكردم. ظهر عفت و محسن به مزرعهاي در جاده ساوه رفتند؛ ياسر و محسن هم سهمي از آن پستهكاري دارند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۷۸
در بالكان، بحران شديدتر ميشود. فشار صربستان بر مردم كوزوو ادامه دارد. فراريان تبديل به معضل شدهاند. سه سرباز آمريكايي، در مقدونيه مفقود شدهاند و در آخرين لحظه محاصره، باز فرستنده سيار اطلاع داده كه تحت تعقيباند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۸
آقاي دكتر [فریدون] قاسمزاده، [مدیرعامل شرکت افرانت] آمد. توضيحاتي دربارة انواع كاربردهاي ارتباطي اينترنت داد و نقشي كه در سرعت عمل در بازرگاني، مسایل علمي و تحقيقات، كمشدن هزينههاي بازرگاني و مناقصهها و مزايدهها، حذف كاغذ و مركب و منشي و پست و تلفن و ارتباطات دارد.
ادامه مطلب![در آژانس بينالمللی انرژی هستهای، بحث در مورد ایران ادامه داشت و آقای علی اکبر صالحی، نماینده ایران، تهدید کرد که اگر سختگیری بیمورد شود، ممکن است نتیجه برعكس باشد و آژانس از همکاری ایران محروم شود. آفريقاي جنوبی، قطعنامهای ارایه داده که از ایران خواسته است، سریعتر پروتکل الحاقي را بپذیرد و برنامههای هستهای خود را شفاف نماید. آمریکا هم درصدد [تصویب] چنین قطعنامهای است.](/sites/default/files/styles/max_650x650/public/1405-06/1%20%2812%29.jpg.webp?itok=qn01zi69)
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۸۲
در آژانس بينالمللی انرژی هستهای، بحث در مورد ایران ادامه داشت و آقای علی اکبر صالحی، نماینده ایران، تهدید کرد که اگر سختگیری بیمورد شود، ممکن است نتیجه برعكس باشد و آژانس از همکاری ایران محروم شود. آفريقاي جنوبی، قطعنامهای ارایه داده که از ایران خواسته است، سریعتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۸۲
در وین، در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هستهای، بحث در مورد برنامه هستهای ایران داغ است وآمریکا تلاش دارد، حداقل یک قطعنامه علیه ایران صادر شود؛ گرچه از ارجاع مسأله ایران به شورای امنیت، به خاطر مخالفت غیرمتعهدها منصرف شدند. دکتر حسن روحانی میگوید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۸۲
در عراق، آمریکاییان پذیرفتهاند که امنیت شهر نجف به عهده سپاه بدر باشد. مسئولیت اصلي هم درکربلا و نجف به نیروهاي لهستانی واگذارشده که آمریکا درگیر نباشد. در فرودگاه بغداد، کمی قبل از حضور دونالد رامسفیلد، وزیر دفاعآمریکا، دو موشک به سوی یک هواپیمای ترابری نظامی که درحال برخاستن بود، شليك شد، ولی اصابت نکرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۸۲
صبح برای افتتاح برنامه مسابقات قرآنیکه در سراسر نیروی زمینی سپاه برگزارشده است، از منزل به ستاد سپاه پاسداران رفتم. 10 هزار نفر شرکت کردهاند و 600 نفر به فینال رسیدهاند. سردار [عزیز] جعفری، [فرمانده نیروی زمینی سپاه] خیرمقدم گفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۸۲
در عراق، هنوز حرم حضرت علی (ع) بعد از انفجار بسته است. ديشب هم در اطراف حرم تیراندازی شده و مواد منفجره کشف کردهاند. در اطراف حرمکاظمین هم تیراندازی شده و به مسجدی در شمال شرق بغداد هم حمله شده است. به نظر میرسد، شیاطین توطئه جنگ شيعه و سنی را فراهم میکنند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۸۲
ترور ناموفقآقای سیدعلی واعظ، نماینده آیتالله سیستانی در کاظمين، آنهم با برنامهای وسیع که از سه طرف تیراندازی شده و كشف تعدادی نارنجک و سلاح در حرم کاظمين نشان میدهد كه برنامه وسیعی برای حذف علمای شیعه تدارک ديدهشده و میتواند مقدمهای برای جنگ داخلی و درگیریهای مذهبی و قومی باشد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۸۲
در تهران، افراد ناشناسی پنجگلوله به ساختمان سفارت انگلیس شلیککردند و سفارت موقتاً تعطیل شد. همزمان روزنامهكیهان در سرمقاله خود پیشبینی کرده که اگر مسئولان سیاست خارجی در مقابلگستاخی انگلیس، عکسالعمل مناسبی نشان ندهند، خود مردم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۷۸
امروز هم ظهر و عصر، عمده وقتم با ملاقاتهاي مديران و شخصيتهاي كشور گذشت. با دكتر [علیاکبر] ولايتي، [مشاور رهبری در امور بینالملل]، دربارة مسائل كوزوو و موضوع روسيه بحث شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۸
به دفترم رفتم. پيش از ظهر و بعد از ظهر، جمع زيادي از مديران و وزرا و نمايندگان مجلس و كاركنان مجمع [تشخیص مصلحت نظام]، براي ديدار عيد آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۷۸
در منزل بودم. اكثر وقتم به مطالعه كتاب گياه شناسي پايه ، تأليف دكتر [احمد] قهرمان گذشت. براي مسأله زوجيت كه بنا دارم در نماز جمعه آينده به عنوان معجزه علمي قرآن مطرح كنم، مطالب جالبي به دست آوردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۷۸
به دفترم رفتيم. چند گروه از مديران كشور، براي ديدن عيد نوروز آمدند. با آقاي [مرتضی] محمدخان، [معاون اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام]، دربارة طرح نيشكر اهواز و با آقاي [حسین] كمالي، [وزیر کار و امور اجتماعی] دربارة مشكل اشتغال و با آقاي [جلیل] بشارتي، [رییس دفتر امور مناطق محروم ریاستجمهوری]، دربارة طرحهاي مناطقمحروم صحبتكردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۷۸
حملات نظامي به صربستان، در محدوده حمله با موشكهاي كروز و بمباران هوايي ادامه دارد و معمولاً براي نظاميها و صنايع حساس نظامي.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۷۸
ديشب ساعت هشت شب به وقت گرينويچ، حمله به صربستان آغاز شده. دهها مركز حساس را با بمب و موشك زدهاند و دو هواپيماي بی- 52 آمريكا هم كه از ديد رادار مستورند، درحمله شركت دارند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۸
تمام وقت پيش از ظهر، به مطالعه و قدم زدن گذشت. بچهها سوار بر موج و قايق، در دريا تفريح ميكردند. نگران غرق شدن بچههاي موجسوار بودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۷۸
در اظهارات آيتالله خامنهاي، در سخنراني [اول فروردین در صحن امام رضا (ع) در] مشهد، تعریضهاي متعددي به مسایل مهم اجتماعي است كه ميتواند مخالفت با سياستهاي دولت به حساب آيد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۷۸
بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب در ساحل قدم زدم. منظره طلوع آفتاب بسيار زيبا و شاعرانه جلوه كرد. با مسئول كلوپ ورزشي در كنار پاويون صحبتكردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۸۲
خبردادند که آقای خاتمی، رییسجمهور یک پیشنهاد ده بندی ارایه داده؛ پس از طرح در دولت، به عنوان ضرورت و نياز ادامه کارش که سه بند از آن مشكل دارد. رهبری همچنان بر مخالفت با امضای پروتکل الحاقی باقی اند و از ضعف عملکرد وزارت امورخارجه در مقابل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۸۲
نواری از صدام در بعضی از شبکههای خبری پخششده که منکر دستداشتن طرفدارانش در انفجار نجف شده و از آنها خواسته که حملات خود را علیه اشغالگران به کارگیرند. / اسامی کابينه مصوب شورای حکومتی عراق منتشر شد: ۱۳ شيعه، پنج كرد، پنج سُنی، يك تركمن و يك مسيحی.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ شهریور ۱۳۸۲
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۷۸
بعد از نماز و مراسم تحويل سال، به استماع اخبار و ديدن گزارشها روي صفحه كامپيوتر پرداختم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۸۲
آقای خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اروپا در ایران است. در مورد عواقب عدم امضای پروتکل الحاقی با گستاخي به آقایان سید محمد خاتمی، رییسجمهور و کمال خرازی، وزير امورخارجه هشدار داده و گفته است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ شهریور ۱۳۸۲
امسال در هفته دولت، تبلیغات وسیع و بیسابقهای از سوی دولت و صداوسيما در مورد سازندگی میشود که افکار عمومی را متوجه صحت راه دولت سازندگي میکند و مايه تعجب شده استکه چرا بعد از ششسال به این مسير برگشتهاند. جالبتر اینکه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ شهریور ۱۳۸۲
بازداشت آقاي عیسی سحرخیز، مدیرکل سابق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و مدیرمسئول ماهنامه آفتاب در تهران و اهانت آقای محسن آرمين به شخص آقای هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه با اتهام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ شهریور ۱۳۸۲
آقای خاتمی، رییسجمهور گفت، رهبری نظر دادهاند که روابط سیاسی و اقتصادی با انگلستان، به خاطر بازداشت هادی سلیمانپور، قطع شود، ولی نظر خود ایشان این است که بهتر است چند روز صبر کنيم. برای آزادی او تلاش میکنند؛ شاید آزاد کردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۰
اول وقت سر كارم بودم. آخر شب خبر تصرف بياره را دادند؛ شهر كوچكى از عراق كه در مرز به تصرف نيروهاى ما در آمده، ولى هنوز كاملاً تأیيد نشده و معلوم نيست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۶۰
ساعت 9 صبح به مجلس رفتم، گزارش ها را خواندم. شب گذشته به اتومبيل آقاى [علىاكبر] ناطق نورى، تيراندازى كردهاند كه راننده مجروح شده و كس ديگرى در ماشين نبود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ شهریور ۱۳۸۲
دادگستری استان تهران اعلان کرده که دو نفر از کارمندان وزارت اطلاعات، در مسأله زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی-کانادایی در زندان اوین، مجرم شناخته شدهاند و قرار مجرمیت صادر شده است...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۸۲
در مقابل مزرعه شخصی جرج بوش، تظاهراتی در مخالفت با ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق انجام شده و در یک افکارسنجی مجله نیوزویک، 69 درصد مردم آمریکا، عراق را باتلاق آمریکا دانستهاند و اکثریت مردم با تجدید انتخاب بوش به ریاستجمهوری آمریکا، مخالفت کردهاند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۸۲
زنان بغداد، به خاطر ناامني و ربودهشدن زنان تظاهرات کردهاند / در آمریکا، چند تظاهرات برای مخالفت با ادامه اشغال عراق انجام شده و بعضی نظرسنجيها از سقوط محبوبيت جرج بوش خبر ميدهد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ شهریور ۱۳۸۲
آقای یزدی گزارش ملاقات شورای نگهبان با رهبری را در خصوص انتخابات داد که ضمن تأکید بر لزوم احراز صلاحیت از تُندروی منع کردهاند و اجازه شکایت از وزارت کشور، در خصوص برخورد با دفاتر نظارتی شورا را دادهاند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۸۲
جرج بوش که جهت جمعآوری اعانه برای انتخابات، به ایالت اورگان در غرب آمریکا سفر کرده ، مواجه با تظاهرات مردم علیه سیاست جنگطلبانه كاخ سفید شده است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۰
پيش از رفتن به مجلس به عيادت آقاى خامنهاى رفتم، حالشان رو به بهبودى است و مسایل جارى را با ايشان در ميان گذاشتم و مشورت كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۰
پيش از رفتن به مجلس، منزلى را كه براى ما در نظر گرفته بودند، در همسايگىمان ديدم، جالب نيست. مىگويند از نظر امنيتى مناسبتر است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، از طرف ستاد ارتش چند نفر كارشناس امنيتى آمدند، براى بررسى وضع امنيتى منزل. پاسدارها گزارش داده بودند كه صداهاى نامأنوسى شنيده مىشود. احتمال نقب زدن دادهاند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۰
فرصتى براى استراحت به دست آمد و توفيقى براى مطالعه. قبل از رفتن به نماز جمعه، مرورى بر مجموعه اخبار و مناسبت هاى هفته - كه ستاد نماز جمعه براى امام جمعه تهران هر هفته تهيه مىكند- نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز عقب ماندگى در نوشتن خاطرات را جبران و ساعتى هم، تفسير مطالعه كردم. با توجه به وضع روحى خود و وضع جامعه، آيات راجع به جنگ احد را انتخاب كردم. سپس به زيارت امام رفتم.

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، يك ساعت زودتر مشغول كار شدم. گزارش ها را خواندم و متن خطبه عربى نماز جمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۸۲
مسأله انفجار دفتر سازمان ملل در عراق، هنوز مورد توجه رسانهها و محافل سیاسی است . کوفیعنان، دبیرکل سازمان از بیتوجهی آمریکا به امنیت در عراق و آن دفتر انتقاد کرده و گفته، آمریکا و انگلیس، به وظیفه خود عمل نکردهاند. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سابق سازمان ملل هم آمریکا را محکوم کرده است. بعضی رسانهها هم خود آمریکا را متهم کردهاند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۸۲
آیتالله سیدمحمدباقر حکیم و آیتالله سیدعلی سیستانی، انفجار دفتر سازمان ملل در بغداد را محکوم کردهاند. اعلان شده، پنج ایرانی در بغداد به اتهام دخالت در امور عراق بازداشت شدهاند...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۸۲
اعلان شد، طه ياسين رمضان، معاون اول صدام هم بازداشتشده است / دکتر ایرج یزدانبخش، پزشک ایرانی ساکن شهر هایزنبرگآلمان گفت، بسیاری از ايرانيان خارج، منجمله اردشیر زاهدی، وزیر امورخارجه دوره پهلوی مایلاند برای ایران در جهت رفع مشکلات جهانی کمک کنند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۰
دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۰
با كمى تأخير به مجلس رفتم. بحث در جزیيات لايحه بودجه شروع شد و پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى، ادامه بحث در كليات بودجه داشتيم. نيمى از وقت جلسه را من اداره كردم و نيم ديگر را آقاى [على اكبر] پرورش.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۰
به خاطر بودجه كه به موجب آیيننامه، بايد حداقل روزى پنج ساعت جلسه علنى داشته باشيم، وقت جلسه را ساعت شش صبح قرار داده بوديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۰
بعد از صرف سحرى نخوابيدم و دوساعت براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه كردم. على، اخوى زاده كه دوماه در جبهه غرب با سپاه پاسداران بوده، آمد و خوشحال شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۰
صبح زودتر از هر روز به مجلس رفتم. آقاى مرادى دادستان انقلاب رفسنجان آمده بود و به خاطر اينكه ايشان را عزل كردهاند، كمك خواست. معتقد است كه نفوذ رقباى محلى، مؤثر بوده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۰
شب خيلى دير خوابيدم و بعد از سحر هم، خواب عميقى نرفتم. جلسه علنى داشتيم و طرح احزاب مطرح بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۰
دير از خواب بيدار شدم. بعد از سحرى خوردن، ساعت سه ونيم صبح خوابيده بودم، نزديك ساعت هشت صبح از خواب پريدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز از خاطرات عقب مانده را نوشتم. جلسه علنى داشتيم و لايحه احزاب مطرح بود. چند ماده تصويب شد. ریيس دفتر جديد را دعوت به كار كردم .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۸۲
جمعی از آزادگان و مسئولان ستاد رسیدگی به امور آزادگان آمدند. آقای عباسعلی وكيلي، رییس ستاد گزارش کار داد. من هم درباره صبر آزادگان و سرنوشت ظالمان که امروز در عراق جریان دارد، صحبت کردم. یکی از آزادگان، از رفتار آقای محمد حسن ابوترابی که بهعنوان جانشین نماینده رهبری، با استفاده از موقعیت برادر مرحومش عمل میکند، انتقاد کرد....
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۰
اول صبح آقاى محسن رضایى به منزل آمد و گزارشى از وضع مبارزه با گروهك ها داد. معلوم شد كه عامل انفجار دفتر حزب جمهورى اسلامى، (منافق فرارى [محمدرضا] كلاهى) از [نيروهاى سازمان] مجاهدين خلق است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیيننامه مدتى انتظار كشيدم. نصاب لازم به دست نيامد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۰
روزه گرفتم؛ ولى بعدازظهر از طرف مراجع اعلام شد كه ثابت نشده، امروز ماه رمضان باشد. عدهاى صبح زود به خانه آمدند و آقاى تحريريان خبر بازداشت آقاى ميناچى را داد و كمك خواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۰
بعد از آسيب ديدن آقاى خامنهاى، امام من را مأمور اقامه نماز جمعه فرمودهاند. براى برگزارى نماز جمعه از تحريرالوسيله قدرى مسائل نماز جمعه را مطالعه نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۸۲
در عراق، درگیریها و تظاهرات ادامه دارد. امراضگوناگون ناشی از اورانیوم که در جنگ بهکار رفته و کمبودها و گرما زیاد شده است. وضع کودكان بیسرپرست، تبدیل به فاجعه شده و مراجع به آمریکا اخطار کردهاند که صبر مردم رو به پایان است....
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۰
اول صبح در مجلس، تعدادى از آيات سوره آل عمران، در رابطه با جنگ احد را مطالعه كردم كه خيلى شبيه شهداى پريشب بودند، آقاى بهشتى، حمزه و ديگران [سپاه اسلام]؛ جلسه هيأت ریيسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۰
در جلسه طولانى مشورتى، كيفيت اعلان فاجعه، پيام ها و اقدامات فورى را مورد مشورت قرار داديم و تصميم هايى گرفتيم. گزارش ها نشان مىداد كه بيش از شصت نفر شهيد و بيش از بيست مجروح داريم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، دو روز خاطرات را نوشتم و ساعت شش ونيم به بيمارستان قلب رفتم. حال آقاى خامنهاى، رضايتبخش بود. من را شناختند. كمى راحت شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۰
صبح زود، آماده رفتن به جيرفت و كهنوج شديم. به پادگان هوانيروز رفتيم. مقدارى با پرسنل صحبت كرديم و سوار هلىكوپتر شديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۰
از صبح تا ظهر در منزل آقاى شيخ محمد هاشميان در رفسنجان نشستم و جمعى از بستگان و آشنايان به ملاقات آمدند و مطالبشان را مطرح كردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، دو روز نوشتن خاطرات را كه تأخير انداخته بودم، جبران كردم. سپس به فرودگاه رفتم و با هواپيماى كوچك فالكن، همراه پاسداران، فاطى، مهدى و ياسر، به طرف كرمان به منظور رسيدگى به وضع زلزله زدگان گلباف كرمان، حركت كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۰
صبح زود به دفترم آمدم. جلسه علنى داشتيم. ساعت ده صبح جلسه را تعطيل كرديم، ولى جلسه هيأت ریيسه تا بعدازظهر، ادامه داشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، جنازه شهيد چمران را به مجلس آورده بودند، براى تشييع. به خانوادهاش تسليتى گفتم. در جلسه علنى اعتبارنامه آقاى بهروزيه نماينده كليبر مطرح بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۰
اعتبار نامه نمايندههاى كليبر و گلپايگان در دستور بود. خبر شهادت دكتر چمران را اعلان كردم.خبر اعدام هشت نفر از گروهك هاى ضدانقلاب، وحشتى در قلب مخالفان انداخته [است].
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۸۲
آمریکا رسماً شورای مقاومت منافقین [= سازمان مجاهدین خلق] را تروريستی و غیرقانونی اعلام و حسابهای آنها را مسدود وکمک به آنها را ممنوع کرده است؛ شاید به خاطر عدم توجيه سیاست یک بام و دو هوايی استکه در مورد تروریستها از آمریکا پذیرفته نیست؛گرچه مماشات با آنها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مرداد ۱۳۸۲
شورای امنیت سازمان ملل، دیشب در قطعنامه ۱۵۰۰ از تشکیل شوراي حکومتی در عراق استقبالکرد، ولی از پیشنهاد آمریکا که خواسته بود به رسميت بشناسند، امتناع کرد و نیز از تشکیل هیأت نمایندگی سازمان ملل در عراق هم استقبال کرد. فقط سوریه رأی ممتنع داد و اعلان کرد، اعضای دیگر تحت فشارآمریکاییها رأی دادهاند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، اول وقت مشغول مطالعه گزارشات شدم. در خيلى از شهرها هم، آشوب مختصرى توسط گروهك ها ايجاد شده بود كه با دخالت مردم سركوب گرديد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
اول وقت، عفت براى يك عمل جراحى كوچك به بيمارستان ايرانمهر رفت و بسترى شد و من به مجلس رفتم. طرح «عدم كفايت سياسى آقاى بنىصدر» در دستور بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۶۰
اول صبح، خانم دكتر منصوريان براى عيادت عفت آمد. قرار گذاشت كه فردا عفت را براى عمل در بيمارستان بسترى كند. راجع به رفع مشكلى كه با دادگاه انقلاب دارد، از من كمك مىخواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۶۰
امروز تعطيل است و در خانه استراحت مىكنم، بنا داشتم، براى رسيدگى به وضع زلزلهزدگان گلباف كرمان، به آنجا بروم، ولى به خاطر حساسيت وضع مركز، از اين سفر صرف نظر كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۶۶
تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. در گزارش ها مسائل خلیج فارس و بحران روابط عربستان و ایران در صدر اخبار است. در کنفرانس وزرای خارجه عرب در تونس، عربستان و بعضی کشورهای دیگر، حملات شدیدی علیه ایران کرده اند . به سمینار لبیک با امام در سالن کتابخانه مجلس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ شهریور ۱۳۶۶
در اولین جلسه بعد از تعطیلات تابستان به مجلس آمدم. قبل از دستور درباره حوادث مهم روزهای تعطیل مجلس صحبت کردم . مهدی آمد و برای آقا جلال که برای منزل خرید می کند پول گرفت؛ خودش همراه بچه های مدرسه عازم مشهد است. آقای کریمی نماینده مرند نسخه هائی از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. عصر آقای [حسین] مهدیان آمد. راجع به اموال خیریه [مرحوم ابوالفضل] تولیت صحبت کرد. همشیره فاطمه و بستگان آمدند و شام را هم با ما خوردند. مسعود - همشیره زاده - که رفته بود در آلمان بماند، با تأکید من برگشته و حالا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل بودم. سپس برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. هر دو خطبه را درباره مسائل روز بحث کردم . عصر آقای صیاد شیرازی آمد. طرحی برای منسجم کردن ارتش و سپاه در میدان جنگ آورده بود. مطالب قابل توجهی دارد، ولی بعید می دانم عملی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۶۶
بعد از نماز صبح تا ساعت نه مطالعه می کردم. آقای صیادشیرازی آمد. گزارشی نسبتاً جامع از جمعه خونین مکه داد و طرحی برای یکپارچگی نیروهای رزمنده داشت؛ قرار شد در جلسه دیگری بحث شود. دکتر [عباسعلی] زالی [وزیر کشاورزی] آمد گزارشی از وضع کشاورزی داد. از متغیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۶۶
بعد از نماز تا ساعت نه صبح در دفترم مطالعه کردم و متن فارسی خطبه عربی جمعه را نوشتم و برای ترجمه فرستادم. مصاحبه ای با خبرنگار ان. بی. سی آمریکا انجام دادم. خیلی مفصل و جامع بود و یک ساعت ونیم طول کشید . آقای سجادی نژاد آمد. فردی را آورد که توضیحاتی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۶۶
تا ساعت هشت صبح، بخش تصرف هلند، بلژیک و فرانسه و شکستن ارتش های فرانسه و انگلیس توسط آلمان در مدت کوتاه در [کتاب تاریخ] جنگ جهانی دوم را مطالعه کردم که باعث تعجب است. در گزارش ها و اخبار، همچنان مقدمه سازی آمریکا برای حضور و دخالت در خلیج فارس در رأس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۶۶
بعد از نماز به کارهای دفترم و خواندن گزارش ها پرداختم. مهدی هم به مدرسه اش رفت. آقایان [محمدجواد] لاریجانی، [محمد جعفر] محلاتی و [سیروس] ناصری از وزارت خارجه آمدند. بنا دارند به سازمان ملل و روسیه سفر کنند. درباره مطالب مورد نظر برای مذاکره مشورت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۶۶
بعد از نماز خاطراتم را نوشتم و برای شرکت در سمینار مدیران آموزش و پرورش به [اردوگاه] منظریه رفتم. سخنرانی مفصلی ایراد کردم . بعد از ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. آقای [مجید] قاسمی رئیس بانک مرکزی آمد. گزارش وضع ارزی را داد و از نحوه بازرسی دیوان محاسبات گله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. دکتر ولایتی برای سفر به عمان خداحافظی و مشورت کرد. آقای رفیق دوست برای گرفتن ارز برای خریدهای سپاه استمداد کرد. به رئیس بانک مرکزی گفتم و تأکید کردم ارز موشک ها را به حساب سپاه نگذارند. تیمسار حسنی [سعدی فرمانده نیروی زمینی ارتش] از جبهه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. محسن آمد و برای کارهایش در تشکیلات موشکی مذاکره کرد. همشیره زاده محمد آمد. برای امور ساخت منزل بچه ها صحبت شد. آقای سنجقی اطلاع داد، هواپیماهای عراقی به سایت موشکی سپاه در تبریز حمله کرده اند و خساراتی به بار آمده است. خبر رسید که یک کشتی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۶
به مجلس آمدم. در گزارش ها تب خلیج فارس و همکاری فرانسه و انگلیس در مین روبی با آمریکا داغ است. [شرکت کنندگان در] سمینار انجمن های اسلامی بانک ها که برای لبیک به پیام امام درخصوص حمایت از محرومان تشکیل شده، آمدند. برای آنها سخنرانی مفصلی کردم . آقای سرفرازی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. ساعت هشت ونیم صبح سرهنگ جمالی [جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش وضع عملیات در میمک و 402 و برنامه های آینده را داد . آقای محسن رضایی اطلاع داد که شنود سپاه در خارک، پیام استمداد یک نفتکش را از نزدیک کویت دریافت کرده است؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۶۶
اول وقت با مهدی و پاسداران به کارخانه مهمات سازی شهید باقری سپاه درجاده کرج رفتیم. گلوله 122 و موشک مینی کاتیوشای 107 می سازند و طرح موشک روسی فراگ 7 در دست تحقیق است. بازدید تا ساعت یک و نیم بعد از ظهر طول کشید و مصاحبه ای انجام شد و صحبت کوتاهی برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مرداد ۱۳۶۶
اول وقت به مجلس آمدم. بعد از دیدن گزارش ها به جلسه قرارگاه خاتم رفتم که تا ظهر طول کشید. خبر دادند که عراق به پالایشگاه تبریز و چند مرکز نفتی در خوزستان حمله کرده است. دستور مقابله به مثل دادیم؛ احتمالاً این شرارت ادامه خواهد یافت . نیروی دریایی ارتش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مرداد ۱۳۶۶
تا ساعت نه صبح در منزل مطالعه می کردم. در تاریخ جنگ جهانی دوم، شباهت هائی بین روزهای قبل از حمله آلمان به لهستان، با اوضاع امروز در خلیج فارس می بینیم. به دفترم آمدم و گزارش ها را خواندم. درگیری شدیدی در منطقه [عملیاتی] نصر7 با عراق داریم. در جلسه شورای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مرداد ۱۳۶۶
صبح برای شرکت در مراسم پایان دوره آموزشی افراد کمیته انقلاب، به پادگان پرندک رفتیم. این مراسم تا ظهر طول کشید . پادگان پرندک مربوط به ارتش بوده و نیمه تمام تحویل کمیته شده است. بعد از مراسم ازچند مرکز نیمه تمام ارتش در همین منطقه بازدید کردم. با ماشین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه تاریخ جنگ جهانی دوم گذشت. گزارش ها را آوردند، خواندم. فاجعه مکه، سایر اخبار را تحت الشعاع دارد، ولی خلیج فارس و مانور شهادت اهمیت خود را حفظ کرده است. بوی درگیری ما با آمریکا و متحدان غربی و عربی آن به مشام می رسد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. مهدی و یاسر و فائزه به [روستای ییلاقی] جواهرده [رامسر]، منزل مرحوم لاهوتی رفتند و من در منزل تنها ماندم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. به پاسداران گفتم گوسفندی برای مرحوم والد قربانی کنند. گزارش ها را از مجلس آوردند، خواندم. تلاش وسیعی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۶۶
آقای سنجقی اطلاع داد که دیشب عملیات نصر 7 در غرب سردشت انجام شده و عمده هدفها را گرفته ایم. هدف اصلی ارتفاع مهم مرزی دوپازا بوده که عراقی ها از آنجا شهر سردشت را زیر دید و تیر داشته اند و با تصرف این ارتفاعات، قلعه دیزه عراق زیر دید و تیر ما می رود و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. دکتر روحانی آمد. از اداره سیاست خارجی انتقاد کرد که مرتباً دشمن اضافه می شود و درگیری جدید و مخصوصاً از مسائل جدید با انگلیس و فرانسه و سعودی نام برد و خلاصه مذاکراتش با فرماندهان سپاه در مورد مسائل اختلافی را نقل کرد. درباره جنگ مذاکره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. بعد از ظهر حاجیه والده و همشیره فاطمه آمدند. از مشهد برگشته اند. حالشان خوب است. آقایان [علی] شمخانی [فرمانده نیروی زمینی سپاه]، [محمدباقر] ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان و [حمزه] حمیدی نیا فرمانده سپاه غرب [سپاه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مرداد ۱۳۶۶
اول وقت به مجلس آمدم. در گزارش ها فاجعه مکه، در صدر اخبار قرار گرفته و خفت آمریکا در خلیج فارس در درجه دوم است . ستاد قرارگاه خاتم جلسه داشت. وضع خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفت و تصمیماتی اتخاذ شد. راهپیمائی مردم در سراسر کشور برای اعتراض به جنایات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۶۶
خبر درگیری [مأموران] عربستان سعودی با حجاج ایرانی، در رأس اخبار قرار گرفته است. تبلیغات ارتجاع و استکبار می خواهد قضیه را به دروغ به درگیری حجاج ایرانی با حجاج دیگر کشورها و سپس دخالت عربستان مربوط کنند؛ توطئه آمریکا و اجرای عربستان است. در دفتر آیت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به قرائت گزارش ها گذشت. تلفنی با جبهه میمک و قرارگاه ارتباط داشتم. گفتند از دیروز تا امروز پنج حمله دشمن به ارتفاع 670 میمک دفع شده و هنوز نیروهای عشایر خزل به میدان نرسیده اند. سپاه آنها را بکار می گیرد. عصر آقای عباس ملکی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۶۶
تا ساعت سه و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. فیلم «پرواز در شب» [ساخته آقای رسول ملا قلی پور] را که برنده جایزه[جشنواره فیلم] فجر است، دیدم و گریه کردم. مربوط به محاصره گردان کمیل در عملیات والفجر مقدماتی است. آقای [محسن] رفیق دوست و جمعی از کادر موشکی آمدند؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۶۶
برای ملاقات ها به مجلس آمدم. تا ساعت نه و نیم صبح گزارش های خبری را خواندم. بعد از چند روز صبر و انتظار و خودداری از ملامت شدید آمریکا در مورد طرح اسکورت کشتی های نفتی، همان طور که انتظار می رفت، ملامت ها و نیش زدن ها دارد اوج می گیرد و درکنگره آمریکا و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. از ساعت هشت ونیم صبح تا چهار بعد از ظهر، یکسره با فرماندهان سپاه در ادامه جلسه دیروز گفت و گو داشتیم. وضع جبهه فاو، شلمچه، توپخانه، مخابرات و بهداری بررسی شد. نیازهای مهندسی، عمده ترین مسائل بود. برایشان ناهار را از بیرون گرفتیم. عصر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۶
اخبار رادیو فارسی آمریکا و لندن را طبق معمول گرفتم. از وضع خلیج فارس خیلی دمغ و منفعل اند . ساعت هشت صبح به طرف مجلس حرکت کردم. از طریق میدان تجریش آمدم که دیروز عصر، سیل آنجا را خراب کرده. خرابی زیاد است. خیابان دکتر شریعتی تا پل رومی را سیل گرفته و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۶۶
تا ساعت هشت صبح در منزل مطالعه می کردم. از اخبار بر می آید که آمریکایی ها در اقدام اسکورت کشتی های کویتی، به مشکل جدی برخوده اند و ضعف های نیروهای آمریکا در خلیج فارس رو می شود. برای جلسه قرارگاه خاتم به مجلس آمدم که تا ظهر ادامه داشت. درباره عملیات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. پیش از ظهر احمدآقا آمد. گفت کار آزادی آسید هادی هاشمی [داماد آیت الله منتظری] به مشکل برخورده است. او حاضر نیست به سه شرط وزارت اطلاعات که امام هم پذیرفته اند، عمل کند و در تبعید مانده است. خبر داد که امام مخالفتی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه کردم. در نماز جمعه تهران درباره وضع خلیج فارس و قطعنامه شورای امنیت صحبت کردم و در اثنای خطبه خبر رسید که کشتی چهارصد و یکهزار تنی کویت با مین برخورد کرده است؛ به مردم اطلاع دادم. شور و هیجان فوق العاده ای ابراز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۶۶
کاروان اسکورت آمریکایی از تنگه هرمز عبور کرده است. اضطراب و دلهره در خیلی از جاهای دنیا وجود دارد. ما نگران نیستیم، چون کنترل کار به دست خودمان است. اگر ما درگیر نشویم، آنها درگیر نمی شوند؛ خیلی می ترسند. به سپاه و ارتش دستور [لازم را] داده ایم. در منزل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۶
در اخبار صبح آمد که امروز اسکورت کشتی های کویتی حامل پرچم آمریکا شروع می شود و دنیا در دلهره به سر می برد . آقای [محمد] فروزنده اطلاع داد که به علت طوفانی بودن دریا، قایق های اعزامی به کشتی های کویتی نزدیک نشده اند. برای ملاقات ها به مجلس آمدم. آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۶۶
از رادیو آمریکا، خبر تصویب قطعنامه [598]شورای امنیت به اتفاق آرا مبنی بر آتش بس در جنگ ایران و عراق را شنیدم. در این قطعنامه از آغاز حمله و تخلفات از موازین بین المللی که اشاره به تخلفات عراق است، اظهار تأسف شده است، ضمن اشاره به بایکوت طرفی که قطعنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. آقای موسوی اردبیلی تلفنی گفتند که رأی خود را در یک مورد پس می گیرند. احمدآقا هم تلفنی اظهار تردید کرد. دوباره خدمت امام رفت و امام همان [نظر] سابق را تایید کردند. آقای [حسین] علائی فرمانده نیروی دریایی سپاه به منزل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۶
تا ساعت هشت صبح در منزل برای نوشتن مقدمه کتاب آقای منتظری صرف شد. ساعت هشت و نیم به مجلس آمدم. دکتر روحانی آمد. در امور جنگ و طرح ارتش مذاکره کردیم. در مورد پادگان شیرینو و جزیره ابوموسی و نظر آیت الله خامنه ای را درباره طرح های تهاجمی ما در خلیج
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. پیش از ظهر آقای [جلال الدین] طاهری اصفهانی [امام جمعه اصفهان] آمد. جریان مذاکرات با آیت الله منتظری را نقل کرد؛ تلخ است. او راجع به انتخابات آینده مجلس مشورت کرد. عصر قسمتی از مقدمه کتاب اظهارات آقای منتظری درباره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح درخانه مطالعه می کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم . پیش از ظهر بقیه گزارش تاور را خواندم و بعد از ظهر جزوه وضع اهل سنت شرق ایران را مطالعه کردم. پیش از ظهر و عصر گزارش ها را آوردند، خواندم. فرانسه اعلان کرده که روابط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۶
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم صبح در دفتر کار کردم. در گزارش ها دیدم که آمریکا از فاش شدن زمان شروع اسکورت اولین کشتی کویتی - سه شنبه آینده - نگران شده و می گوید ممکن است برنامه را عوض کند. تا ساعت نه در جلسه مجلس ماندم. آخرین جلسه قبل از تعطیل تابستانی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس آمدم. تا ساعت ده در جلسه علنی بودم. در تنفس برای جمعی از ملاقاتی ها صحبت کردم. ظهر ملاقاتی با آقای[ارسلان] صفائی نماینده باختران داشتم. از اسم باختران ناراضی است، می خواهد که به اسم سابق [کرمانشاه] برگردد . نمایندگان مازندران آمدند و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۶
تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم. پرچم زدن آمریکا به کشتی های کویتی، یک هفته دیگر به تأخیر افتاده است. تا ساعت ده در جلسه علنی ماندم. در تنفس با جمعی از رزمندگان مازنداران و نوجوانان شهرری ملاقات کردم و صحبت کوتاهی با آنها داشتم . سپس در جلسه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. ف- نداجا [= فرمانده نیروی دریایی ارتش] اطلاع داد که دیشب یک کشتی فرانسوی عازم کویت، موشک خورده و امروز جزیره فارسی توسط عراق بمباران شده است. در این بمباران دو نفر شهید داشته ایم. آقای روحانی اطلاع داد "شیرنو"
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۶
در راه مجلس، از عملیات اجرای طرح مترو بازدید کردم. در منطقه عباس آباد که با روش ترانشه باز - خاکبرداری و ساخت مجدد - و از منطقه قورخانه که کارگاه مرکزی است و با ماشین حفّار، تونل حفر می شود، بازدید کردم. هنوز کار ماشین روان نیست، ولی مهندسان رفته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. پیش از ظهر آشیخ محمد هاشمیان آمد. از اخوی محمد [رئیس سازمان صداوسیما] گله کرد. تصادفاً اخوی محمد هم برای چاره جوئی کمبود بودجه صدا و سیما آمد. گفتم که با هم برای رفع گله ها صحبت کنند. عصر آقای کیانی معاون آقای [اکبر] ترکان در ساصد [سازمان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. به مطالعه گذراندم. در گزارش ها حمله به کشتی نفتی آمریکا از طرف ایران در صدر اخبار است و نگرانی ایجاد کرده است. کار زیادی نداشتم. عفت مهمان داشت و منزل شلوغ بود، از بستگان. عصر آقای محسن رضایی آمد. وضع کلی جبهه ها و برنامه های جنگ، وضع خلیج
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۶
برای ملاقات ها به مجلس آمدم. بنا بود فردا به لبنان برویم؛ منتفی شد. آقای سید هادی خسروشاهی آمد. از وزارت خارجه گله داشت. او می خواهد دوباره سفیر شود. قبلاً در واتیکان، سفیر بود. آقایان [علی] رازینی و [علی] فلاحیان آمدند. برای امکانات دادگاه ویژه روحانیت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. قبل از نماز با زنگ [آقای میرحسین موسوی] نخست وزیر بیدار شدم. گفت سپاه به وزارت اطلاعات اجازه نمی دهد از روس ها در زابل بازجوئی کند.آنها را از هواپیما با زور پائین آورده، ولی یک نفر از آنها کشته شده است. می گویند خودکشی کرده، ولی هنوز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۶
در گزارش ها و اخبار به مسأله مهمی بر نخوردم. قبل از شروع جلسه، درباره برنامه آخر دیروز مجلس که باعث تشنج شده بود، توضیحاتی دادم. گزارش بیست و پنج نفری درباره اهانت هائی که در تریبون نسبت به افراد می شود، برای جبران اهانت، مورد اعتراض نمایندگان بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم صبح به جلسه علنی رفتم. تا ساعت ده در جلسه ماندم. ادامه بحث در لایحه ادغام وزارت کشاورزی و جهاد مطرح بود. بعد از تنفس به دفترم آمدم و به جلسه برنگشتم. با اینکه انتظار می رفت در چنین بحث مهمی در رأی گیری شرکت کنم، ولی به نظرم می رسد که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس رفتم. هنوز مسأله خلیج فارس در صدر اخبار است. تا ساعت یازده در جلسه علنی ماندم. لایحه ادغام وزارت کشاورزی درجهاد سازندگی مطرح بود. بحث ها جدی بود. وقت را برای بحث بیشتر تمدید کردیم. جمعی از افراد لشکر ویژه شهدا، با پدر شهید[محمود] کاوه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. کارهای مجلس را هم آوردند، انجام دادم. شوروی ها اعلان کرده اند که کشتی های جنگی بیگانه از خلیج فارس بیرون بروند و ایران و عراق به کشتی های تجارتی تعرض نکنند؛ موضع خوبی است. ما به آنها توصیه کرده بودیم که چنین موضعی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۶
نماز جمعه را آیت الله خامنه ای اقامه کردند. تمام روز در منزل بودم. بیانیه مجلس خبرگان را نوشتم و با آقایان خامنه ای و مشکینی مشورت کردم و برای پخش در پایان اجلاسیه فرستادم. نمایندگان خبرگان، به ما سه نفر وکالت دادند که بیانیه را تهیه کنیم. خستگی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۶
ساعت هشت صبح به حسینیه جماران رفتم. [اعضای مجلس] خبرگان با امام ملاقات داشتند. آقای مشکینی و امام صحبت کوتاهی نمودند. به مجلس آمدیم و ساعتی در جلسه شرکت کردم، ولی مدیریت جلسه را آقای [محمد] یزدی برعهده داشت. بعد از تنفس، سفیرمان آقای [علاءالدین]بروجردی از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۶
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم. تا ساعت ده درجلسه علنی ماندم. بعد از تنفس در دفترم به امور جنگ پرداختم. آقای سنجقی گزارش مرحله چهارم عملیات نصر 4 را داد؛ راضی است. لشکر سیدالشهدا(ع)، سه تیپ از لشکرگارد عراق را تارومار کرده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۶
تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم به خواندن گزارش ها پرداختم. تا ده و نیم درجلسه علنی بودم. ظهر جمعی از نمایندگان برای اثبات مضر بودن ادغام وزارت کشاورزی در جهاد به دفترم آمدند. آقای سنجقی اطلاع داد، نیروهای ما در جنوب ماؤوت پیشرفت نداشته اند. عصر در جلسه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۶
شب در دفترم خوابیده بودم. بعد از نماز تا ساعت هفت صبح کار کردم. اعضای هیأت رئیسه مجلس خبرگان، صبحانه را در دفتر من صرف کردند و درباره دستور جلسات خبرگان بحث کردیم. ساعت هشت به سالن مجلس رفتیم. با اعضای خبرگان احوالپرسی کردم. ساعت هشت و ربع، جلسه رسمیت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۶
از جبهه خبر گرفتم. گفتند [خبر] تازه ای پیش نیامده، ولی دشمن خود را برای پاتک دیگری آماده می کند. در جلسه علنی مجلس، قبل از دستور در فضیلت شهدای هفتم تیر صحبت کردم . در تنفس به دفترم آمدم. دکتر روحانی آمد و برای رفتن به مکه اجازه خواست. دکتر ولایتی آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. آقای سنجقی اطلاع داد که دیشب تیرهای غیب، دو کشتی حامل نفت کویت را زده اند. آقای روحانی اطلاع داد که یک کشتی بوده و غیر نفتی؛ بعداً معلوم شد که خبر سپاه درست است. پیش از ظهر احمدآقا آمد. نظر امام را در خصوص ممنوعیت دخالت جریان ها در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح، در منزل برای خطبه های نماز جمعه مطالعه می کردم. یاسر همراه شاگردان مدرسه اش به کوه پیمائی رفته است. محسن آمد و گزارش کارش را داد. برای نیروهای متخصص موشک در رشته برنامه ریزی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر و مواد مرکب در صنعت موشک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس آمدم و به کارهای جنگ پرداختم. عملیات نصر 5 آغاز شده است و پیشرفت هایی داشته ایم. مرحله سوم عملیات نصر 4 هم دیشب انجام شده که موفق بوده است. قرار شد با غیر عادی کردن برنامه های صدا و سیما، آن را اعلان کنیم. در جزیره ابوموسی، ماموران ما پرچم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۶
تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم و تا ده و نیم در جلسه بودم. پیش از ظهر آقای [علی] فلاحیان، قائم مقام وزیر اطلاعات و دادستان دادگاه ویژه روحانیت - منصوب امام - آمد . درباره عملیات ویژه و کیفیت برخورد با روحانیون متخلف مشورت کرد. جمعی از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۶
ساعت شش و ربع به مجلس رسیدم. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره عملیات نصر 4 و شورای امنیت و شهادت امام صادق(ع) و شهادت [دکتر مصطفی] چمران صحبت کوتاهی کردم . ساعت نه و نیم به دفترم آمدم. آقای [ابراهیم] سنجقی آمد. گزارش وضع جبهه را داد. آقای [فریدون]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۶
در منزل بودم. اول وقت از جبهه خبر گرفتم؛ معلوم شد دیشب عملیات نصر 4 را تکمیل کرده و همه اهداف را گرفته اند و در جنوب شهر ماؤوت خط دفاعی تشکیل داده اند. رقم اسرای عراقی به پانصد نفر رسیده و یک چهارم آنها افسر و درجه دار هستند. یک گردان دیگر آنها در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۶
آقای [محمد] فروزنده رئیس ستاد سپاه اطلاع داد که دیشب عملیات موعود در اطراف شهر ماؤوت انجام شده است. ارتفاعات قشن و ژاژیله را گرفته ایم و تعدادی اسیر و هنوز پیشرفت ادامه دارد. قرار بود شهر ماؤوت هم تصرف شود، اما هنوز تصرف نشده است . به مجلس آمدم. برنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. کمی تب داشتم. رفته رفته حالم مساعد شد. شنا در استخر خانه، در بهبودی موثر بود. وقتم به مطالعه گذشت. فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] اطلاع داد که عراق یک کشتی حامل فرآورده ما را در راه خارک زده است. مدت یک ماه است که چنین حادثه ای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. آقای موسوی اردبیلی نماز جمعه را اقامه کردند. استخر را کلر زدم و باغچه را آبیاری کردم. حالم خوب نیست، کمی تب احساس می شود. محسن هم نیمه شب از سوریه برگشت. احساس کرده بود که سوری ها با مهمانان ایرانی، گرم برخورد نکرده اند و از بی نظمی در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۶۶
بعد از نماز تا هنگام شروع جلسه در دفترم کار کردم. کمی تب داشتم. در جلسه علنی تا ساعت ده ماندم. بعد ازتنفس به دفترم آمدم. سرهنگ جمالی اطلاع داد که دیشب عملیات ارتش در ارتفاعات نزدیک زبیدات انجام شده و تمام اهداف را گرفته اند، ولی پاتک دشمن شدید است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۶۶
گزارش ها را قبل از رفتن به جلسه علنی خواندم. در جلسه علنی تا ساعت ده صبح ماندم. پیش از ظهر در دفترم آقای صیاد شیرازی را ملاقات کردم. گزارشی از خط مقدم جبهه و نظریه ای برای هلی کوپترهای لازم برای تدارک نیروهای داخل خاک عراق آورده بود. آقای سنجقی هم آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۶۶
در جلسه علنی مجلس کم ماندم. بعد از نطق های قبل از دستور، هیأت رئیسه جدید مراسم تحلیف را انجام داد. برای ملاقات با [آقای تاتاشی کوداناری] وزیرخارجه ژاپن به دفترم آمدم ، مطابق معمول دکتر ولایتی قبل از ملاقات توضیحات لازم را داد. وزیر درباره جنگ، گروگان ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. تلفنی درباره بودجه ارزی جنگ با [محسن] رفیق دوست و بانک مرکزی صحبت شد. عصر آقای [علیرضا] افشار [رئیس ستاد سپاه] آمد. مشکلات جنگ و بسیج نیروها و مخصوصاً مشکل مدیریت سپاه و بسیج را گفت. آقای [محمود] محمدی عراقی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس رفتم. تا ساعت ده در جلسه ماندم. طرح ارتش تمام شد. انتخاب هیأت رئیسه داشتیم. با 183 رأی موافق و 12 رأی مخالف و 35 رأی ممتنع به ریاست مجلس انتخاب شدم. آقای [مهدی] کروبی برگشت به نایب دوم و آقای [محمد] یزدی رفت به نایب اول. آقای [سیدرضا]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش کمیسیون تاور گذشت. آقای [محسن] رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران]، تلفنی گفت بانک مرکزی هنوز اعتبار خرید موشک از چین و شوروی را باز نکرده است. به رئیس بانک مرکزی گفتم جدی بگیرد. ممکن است در جنگ شهرها که احتمالاً
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقای [محمد حسن] زورق برای مشورت درباره انتشار ترجمه [گزارش] تاور آمد. قرار شده ایشان تنظیم کنند. نظرش این بود که این گزارش به تدریج در روزنامه ها منتشر شود. قرار شد به صورت کتاب باشد. مقدمه توجیهی و پاورقی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ خرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و ربع، در جلسه علنی مجلس بودم. مراجعات نمایندگان زیاد بود. پیش از ظهر در دفترم گزارش ها را خواندم. عصر آقای [عباسعلی] اختری امام جمعه سمنان آمد. اوضاع آنجا را گفت و راجع به کیفیت برخورد با سید هادی هاشمی، داماد آیت الله منتظری - که در آنجا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم صبح به دانشگاه تهران رفتم. در سمینار جراحان که در جنگ خدمت کرده اند، صحبت کردم . به جلسه مجلس نرفتم و در دفترم ماندم. آقای [قربانعلی] درّی [نجف آبادی] آمد. وضع مهاجران جدید عراقی را گفت. آقای دکتر روحانی آمد. از تصمیم کمیسیون مربوط در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۶۶
بعد از نماز، مطابق معمول مقداری ورزش کردم و گزارش هایی از وزارت اطلاعات درباره وضعیت ضدانقلاب ایران در ترکیه خواندم. تا ساعت ده و نیم صبح، در جلسه علنی مجلس بودم. در تنفس دکتر روحانی آمد. درباره ارز جنگ، برای صنایع داخلی و عملیات آینده صحبت کردیم. آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. پیش از ظهر جمعی از فرماندهان قرارگاه های سپاه آمدند. طرح عملیات آینده را گفتند که چند روزی به تاخیر افتاده است. نیروی رزمنده کم داریم. برای آنها ناهار از بیرون گرفتیم. سرهنگ جمالی هم تلفنی از عملیات محدود نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] در غرب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ خرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی مجلس ماندم. در تنفس برای خواهران بسیج صحبت کردم . ظهر چند نفر از فرش فروش ها آمدند. درباره ضررهای بالا رفتن پیمان ارزی گفتند. دو نفر از داروسازان تجربی آمدند و از فشار دکترهای داروساز بر آنها شکایت داشتند. عصر با [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. تا ظهر وقتم به مطالعه گزارش ها گذشت. دفتر تحکیم وحدت، درباره محتوا و شکل راهپیمائی علیه دخالت ابرقدرت ها در خلیج فارس و کویت مشورت کردند. گفتم به کویت اهمیتی ندهند و به شوروی خیلی بد نگویند و بیشتر به آمریکا حمله شود و در مقابل دفتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح، در منزل برای خطبه ها مطالعه می کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. در خطبه دوم در خصوص قیام پانزده خرداد، دانشگاه آزاد اسلامی، پیروزی ارتش و جنگ های داخل عراق و خلیج فارس بحث کردم. در خطبه اول درباره غرور و تکبر و اسراف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۶۶
قبل از دستور، درباره عملیات نصر 2 و قیام پانزده خرداد صحبت کردم . بعد از تنفس به دفترم آمدم. کارهای عقب مانده را انجام دادم. به کارهای جنگ رسیدم. عصر مدیران و خانواده شهدای دانشگاه آزاد اسلامی آمدند و گزارش کار دادند. برای آنها صحبت کردم . با وزارتخانه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم صبح خدمت امام رسیدم. ایشان بنا نداشتند که در ملاقات نمایندگان مجلس صحبت کنند. تقاضا کردم صحبت کوتاهی بفرمایند که قبول شد. نمایندگان و خانواده هایشان به ملاقات امام رفته بودند. من صحبت کردم و از امام خواستم که در تصویب قوانین بنیادی از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۶۶
ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. هنوز ناو استارک آمریکا و مسائل خلیج فارس در رأس مسائل است. تا ساعت دو و نیم در جلسه ماندم. اشکالاتی در برنامه دیدار نمایندگان با امام داشتیم که برای حل آن به دفترم آمدم. ظهر خانم [مریم]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۶۶
ساعت هشت صبح، همراه با آقای خامنه ای خدمت امام رفتیم. موافقت ایشان را برای جواب به نامه تقاضای توقف عملیات حزبی جلب کردیم. درباره عملیات جنگی در ماه های حرام پرسیدیم. فرمودند چون خطر تجهیز بیشتر دشمن و ضربه به اسلام وجود دارد، مانعی ندارد. به دفترم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح در دفترم گزارش ها را خواندم. در گزارش ها هنوز خلیج فارس را در صدر اخبار می بینم در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. در تنفس برای گردان امیرالمومنین(ع) لشکر عاشورا صحبت کردم. ظهر آقامحمدی آمد. برای خرج در جنگ های
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده صبح درخانه مطالعه کردم. با پاسداران به سوی قم حرکت کردیم. عفت هم با من آمد. ظهر به منزل آیت الله منتظری رسیدیم. ناهار مهمان ایشان بودیم. هنوز سخت تحت تأثیر ناراحتی های ناشی از فشار روی باند سید مهدی [هاشمی] و مخصوصاً سیدهادی است. تا ساعت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ خرداد ۱۳۶۶
اول وقت آقای [ابراهیم] سنجقی اطلاع داد که یک کشتی مشکوک به جاسوسی را در اطراف [جزیره] ابوموسی توقیف کرده اند. برای زیارت امام به مناسبت روز عید [فطر] به دفتر امام رفتم. سران دیگر قوا هم بودند. با هم به حسینیه جماران رفتیم. امام سخنرانی متین و نیرومندی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۶۰
ساعت شش، از خانه بيرون رفتم؛ براى اينكه قبل از جلسه - كه بسيار حساس بود – مشورت هايى بشود. دستور جلسه بحث در آیيننامه رسيدگى به صلاحيت سياسى ریيس جمهور بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ خرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. قبل از دستور درباره سالگرد مجلس صحبت کردم . پیش از ظهر مصاحبه تلویزیونی برای سالگرد مجلس انجام دادم . آقایان [علی اکبر] ناطق [نوری] و [محمدعلی] موحدی کرمانی آمدند. برای حفظ آقای [محمد] یزدی در مقام نیابت رئیس مجلس در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس آمدم. گزارش ها را مرور کردم. اخبار مربوط به خلیج فارس در صدر اخبار و گزارش هاست. آقای [احمد] آذری قمی [نماینده قم] آمد. درخواست تعویض منزل و تهیه اتومبیل داشت. [مهندس بهزاد نبوی] وزیر صنایع سنگین و معاونان آمدند. گزارشی از وضع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۶۶
به مجلس رفتم. اول وقت آقای [احمد] جنتی [عضو فقهای شورای نگهبان] آمد و نظر من را در مورد طرح تعاونی ها خواست. به طور کلی از مواضع شورای نگهبان اظهار نگرانی کردم و گفتم می ترسم اینها قشر محروم و جوان ها را از اسلام و فقه و روحانیت دور کنند. خود ایشان هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۶۶
در منزل بودم. پیش از ظهر آقای هدایت [لطفیان] فرمانده قرارگاه حمزه آمد. از انحلال قرارگاه حمزه و تغییرات سریع در سازمان های سپاه و اختناق و اسراف و بد به کارگرفتن سربازان مشمول انتقاد داشت. ظهر [سرتیپ حسنی سعدی] فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۶۰
عفت تب داشت. از خانه بيرون رفتم. مجلس جلسه علنى داشت. دو فوريت طرح، در عدم كفايت سياسى ریيس جمهور و آیيننامه آن و ادامه بحث الحاق دادگاه انقلاب به دادگسترى مطرح بود و جلسه، حساس و سياسى بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۶۶
ساعت یک و نیم بامداد، خداوند پسری به دخترم فائزه و حمید لاهوتی داد. عفت و فاطی هم شب را در بیمارستان طوس به سر بردند. ساعت هفت و نیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش های جهانی هنوز مهمترین مسأله، اخبار اصابت کشتی آمریکایی در خلیج فارس است. آمریکایی ها کلافه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۶۶
در منزل ماندم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش تاور گذشت. با دکتر ولایتی، احمدآقا، [علیرضا] افشار، [علی] شمخانی، ری شهری و [سید علی اصغر[ حجازی درباره امور جنگ و سیاسی و اعزام نیرو [به جبهه] مذاکره تلفنی داشتم. بنا بود افطار مهمان آقای اردبیلی باشیم، نرفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه کردم. برای نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه دوم نماز خیلی طولانی شد. تحلیلی در مورد ناو آمریکایی که موشک خورده است، ارائه دادم . شرکت مردم در راهپیمائی روز جهانی قدس چشمگیر و غیر منتظره بود. عصر آقای [محمود] محمدی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. امروز مجلس را برای رسیدن نمایندگان به سخنرانی و شرکت در مراسم این روزها و شب ها تعطیل کرده ایم. چندین ملاقات در منزل انجام دادم. عفت و محسن برای زیارت به قم رفتند. فاطی که چند روزی قهر کرده بود، به خانه خودش رفت و بهانه خوبی برای آشتی پیدا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. باران شدید و زیادی بارید. آقای [میرحسین موسوی] نخست وزیر می گفتند، بعضی از دانشمندان شوروی پیش بینی کرده اند که وضع هوایی ایران از این به بعد عوض شده و باران زیادی خواهد بارید که محیط و وضع طبیعی ایران را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت شش و نیم صبح، اخبار فارسی آمریکا و انگلیس را گرفتم. مطالب برنامه های دیشب را با کمی تفاوت تکرار می کردند. ناو استارک را به سوی بحرین یدک می کشند، ولی آتش هنوز خاموش نشده است. آمریکایی ها و عراقی ها، هر دو کلافه و سر درگم اند. ساعت هفت و نیم به مجلس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۶
صبح زود [دریادار ملک زادگان] فرمانده نداجا [= نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی] اطلاع داد که دیشب یک رزم ناو آمریکا بنام استارک مورد اصابت موشک عراق قرار گرفته و آتش گرفته است. تلفات انسانی زیادی داده و ناو کج شده و دارد می سوزد. آمریکا خبر را داده و کشتی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۶
در جلسه علنی مجلس، لایحه ارجاع اختلافات با فرانسه در مورد وام ایران به داوری مطرح بود. قبل از جلسه به خواست [آقای محمد جواد ایروانی] وزیر دارائی، تذکر دادم که ارقام در سخنان نیاید تا مورد سوء استفاده دشمنان قرار گیرد. قبل از دستور از سخنان آیت الله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۶
مطابق معمول در منزل بودم. کمی به اصلاح کتابخانه پرداختم. به [آقای محسن رفیق دوست] وزیر سپاه تأکید کردم که در امر تولید موشک طراحی شده جهاد، اهتمام ورزد. به محسن گفتم که برای بازدید از طرح موشکی ابتکاری آنها [= موشک مجتمع]، همراه تیمی از متخصصان موشکی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. آقای موسوی اردبیلی نماز جمعه را اقامه کرد. تا ظهر وقتم به مطالعه و انجام کارهای عقب مانده گذشت. اطلاع دادند که عراق به یونیت 2 اهواز و یک کشتی حمله کرده است. دستور مقابله به مثل داده شد. عصر آقای ورزدار معاون تیم محافظم آمد. او از سرتیم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۶
نزدیک ساعت هشت صبح به مجلس رسیدم. قبل از جلسه، یکی از کارکنان سفارت ما در بلژیک، همراه آقای [سیدمحمود] دعائی آمد و گفت یکی از کاندیداهای انتخابات آینده ریاست جمهوری فرانسه، مایل است برای مسأله گروگانها به ایران بیاید و یک دیپلمات آمریکایی گفته که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت نه صبح به مجلس آمدم. [آقای محمد جواد ایروانی] وزیر [امور اقتصادی و] دارائی آمد. از مشکلات احتمالی ارزی در سال جاری گفت و خبر داد که به همین دلیل از سهمیه ارزی دفاع هم کاسته اند. سفیر دانمارک، سفیر سوئد و سفیر کوبا جداگانه آمدند و راجع به توسعه روابط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۶
تا ساعت نه و نیم صبح در جلسه علنی مجلس بودم. به دفترم آمدم. آقای آقامحمدی برای توضیح برنامه های قرارگاه رمضان آمد. آقای عبدالله نوری [رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] برای ترتیب کارهای امور مالی جنگ آمد. ملاقات های ظهر را لغو کردیم. آقای [سیدمحمد] غرضی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. به مشهدی رجب گفتم استخر را برای استفاده تابستان تمیز کند. عصر آقای [حسین] مهدیان آمد. راجع به خیریه [ابوالفضل] تولیت و خیریه ثلثی اخوان فرشچی مطالبی داشت و از فشار بعضی نمایندگان برصندوق های قرض الحسنه و سازمان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۶
اول وقت، دکتر روحانی به دفترم آمد. درباره کیفیت تأمین نظر امام راجع به طرح ارتش صحبت شد. نگران نتیجه اختلاف نظر سپاه و ارتش و کمیسیون [امور دفاعی مجلس] است. آقای محسن رضایی هم از منطقه، در خصوص تأمین نظر سپاه، تلفنی تاکید نمود. آقای سنجقی هم آمد و در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. پیش از ظهر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. درباره بنیاد تدوین تاریخ انقلاب صحبت کرد و پیشنهادهایی درباره بحث استکبار و استضعاف آورد. امروز ارتشی ها برای مقابله با تصویب پیشنهاد سپاه در طرح قانونی ارتش کمک خواستند. سپاه از امام خواسته که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. احمدآقا آمد. درباره صادق طباطبائی گفت که می خواهد برای حل مشکل پرونده اش در آلمان اقدام کند. همچنین راجع به مسأله ارتش و سپاه که در قانون ارتش مشکل پیش آمده، صحبت شد. آقای [فریدون] مهدی نژاد آمد. درباره تبلیغات جریان رسوائی آمریکا مذاکره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت هفت صبح به مجلس رفتم و تا ظهر در جلسه علنی ماندم. در جلسه علنی، طرح ارتش نوین مطرح بود. نامه وزیر سپاه به امام و توصیه امام در خصوص تأمین نظرات سپاه، توزیع شده بود. مسأله بدون اشکال حل شد. ظهر بعد از نماز خوابیدم. ملاقات را حذف کردم. [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. [آقای بیژن نامدار زنگنه] وزیر جهاد [سازندگی] با گروهی از مسئولان طرح ساخت موشک بالستیک زمین به زمین آمدند. مدعی اند موشک با برد بالاتر از صد کیلومتر تا آبان آماده تولید انبوه می شود. در مورد همکاری با سپاه برای تولید و کمک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا نه و نیم در جلسه علنی ماندم. پیش از ظهر دکتر روحانی [رئیس کمیسیون امور دفاعی مجلس] آمد. درباره آینده جنگ، بودجه جنگ، مشکلات جاری بین ارتش و سپاه، پیشنهاد فرمانده سپاه برای یکپارچه کردن امکانات و طرح مهندس تکیه برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. پیش از ظهر، آقای محسن رضایی بعد از ملاقات امام آمد؛ امام استعفایشان را نپذیرفته اند. باز همان حرف های سال گذشته را مطرح کرد که امکانات کشور در خدمت جنگ نیست و باید یکپارچه وارد جنگ شد. پیشنهاد داشت که امام به خود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا یازده و نیم درجلسه علنی بودم. طرح تعاونی ها در شور دوم تمام شد، ولی بی اشکال نیست. ظهر اعضای کمیسیون اصل نود آمدند و خواستند برای رفع مشکلاتشان، در یکی از جلسات آنها شرکت کنم. یکی از سران عشایر کلهر آمد. از نماینده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۶۰
چهار دقيقه، دير به مجلس رسيدم. براى اولين بار، تأخير داشتم. پيش از دستور آقاى [محمد على] حيدرى نهاوندى، مختصرى جواب اطلاعيه بنىصدر را داد و يكى از نمايندگان در مخالفت، صحبت كرد و آقاى [على اكبر] معينفر، نامه آقايان مهندس [مهدى] بازرگان، دكتر [يدالله] سحابى و دكتر [كاظم] سامى را خواند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. قسمتی از ترجمه گزارش تاور را مطالعه کردم و در موارد لزوم حاشیه نوشتم. مطالب غلط زیاد دارد . مراجعات تلفنی هم کم بود. به سپاه گفتم که توپخانه های ارتش را آزاد کند. با آقای رفیق دوست درباره ساختن زاغه های مهمات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. از ساعت نه صبح تا پنج بعد از ظهر،[آقای محسن رفیق دوست] وزیر سپاه، همراه با مسؤولان صنایع سپاه درباره صنایع نظامی و غیر نظامی توضیحات دادند. محسن هم برای اطلاع و انتخاب محل خدمت، در جلسه شرکت کرد. یکی از مسئولان ادعای مهمی درباره امکان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت دو و نیم بامداد، با زنگ ساعت برای خوردن سحری بیدار شدیم. عفت و محسن و فاطی و مهدی و یاسر هم بیدار شدند. بعد از نماز تا ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هفت به مجلس رسیدم. پیش از دستور درباره روز کارگر و روز معلم، کوتاه صحبت کردم . تا ساعت یازده و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت هشت صبح خدمت امام رفتم و وضع جنگ را گفتم. امام تاکید کردند که جنگ باید تا سقوط صدام ادامه داشته باشد. در مورد آمدن چند مهندس اروپائی برای تعمیر فونیکس ها توسط آلبرت حکیم پرسیدم ؛ موافقت کردند. قبلاً نخست وزیر سئوال را مبهم کرده بود و قرار شد در جلسه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۶۶
ساعت شش و نیم صبح در مجلس بودم. بسته شدن دفاتر فلسطینی ها در مصر، به خاطر موضع گیری شورای فلسطین در الجزیره علیه [قرارداد] کمپ دیوید، جزو اخبار مهم است و انعکاس محدود پیروزی های ما در عملیات کربلای 10. پیش از دستور در مجلس درباره پیروزی های عملیات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۶۰
روزهاى پر حادثهاى است. كتاب تاريخ ايران به سرعت ورق مىخورد و حوادث مهم تاريخى روى مىدهد و تاريخ به سرعت حركت مىكند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۶۶
تا ساعت هشت و نیم صبح در منزل کار کردم. ساعت نه به مجلس رسیدم. از جبهه سراغ گرفتم. [امر] مهمی روی نداده است. آقای صیاد شیرازی آمد. از [منطقه عملیاتی] کربلای 10 می آید. گزارش مثبتی داد. راضی است که او را به مشورت گرفته اند . تأکید دارد که ارتش هم فعال
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس آمدم. ساعت یک ربع به هشت، به جلسه علنی مجلس رفتم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. لایحه اراضی شهری به تصویب رسید. فقط در 32 شهر، ضرورت قبول شد و در بقیه شهرها، زمین آزاد شد. باید منتظر عواقب آن بود؛ ممکن است مثبت یا منفی باشد. در تنفس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. از احمدآقا خواستم که در منطقه حفاظتی جماران، منزلی برای محسن تهیه شود. آقایان [فریدون] مهدی نژاد و [ابراهیم] دشتی آمدند. گزارش کاملی از امکانات و برنامه خارج دادند و خواستار واگذاری کامل آن به سپاه بودند. بین سپاه و وزارت اطلاعات بر سر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۶۶
در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. به خاطر کمردرد ، بیشتر به استراحت گذشت. بچه ها ناهار در هتل مهمان بودند و من و عفت در منزل . از جبهه اطلاع گرفتم؛ درگیری در شمال ماؤوت ادامه دارد. محل قرارگاه عملیات ما بمباران شده و جمعی مجروح و شهید شده اند. از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۶۶
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم صبح، مطالعه کردم و به اخبار گوش دادم. آقای [ابراهیم] سنجقی اطلاع داد، عراقی ها در شمال [شهر] ماؤوت، ارتفاعی را از ما پس گرفته اند؛ متاثر شدم. تا ساعت ده و نیم در مجلس ماندم. قانون اراضی شهری به مشکل برخورده است. به دفترم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۶۶
محمد علی حسینی، کارگرمان آمد و اوضاع نوق را گفت. به بستگان او که خانواده شهید و مجروحند، کمک کردم. ساعت ده صبح برای سخنرانی در جلسه حرکت تقویت عقاید دینی دانشجویان به دانشگاه تهران رفتم . محسن هم با من آمد. ساعت یازده به دفترم رفتم. جمعی از پرسنل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اردیبهشت ۱۳۶۶
بعد از نماز به مجلس رفتم. تا ساعت هفت و نیم صبح، در دفترم گزارش ها را خواندم. اوضاع جبهه خوب است. قبل از دستور، وفات مرحوم [محمدتقی] شریعتی [پدر دکتر علی شریعتی] را تسلیت گفتم. تا نزدیک ظهر یکسره در مجلس ماندم. بالاخره [لایحه اراضی شهری] رأی دوسوم را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۶۶
تا ساعت هشت و نیم صبح در خانه بودم. نزدیک ساعت نه به مجلس رسیدم. آقای [فریدون]مهدی نژاد [= وردی نژاد] آمد. گزارش مختصری از کمیسیون مشورتی در مسأله رسوائی آمریکا داد و مشورت کرد. سلمانی برای اصلاح آمد. [آقای خوانساری] سفیرمان در لیبی آمد و گزارشی از وضع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۶۶
پس از دو هفته غیبت، امروز به مجلس رفتم. محسن هم همراه من به مجلس آمد. با او به این نتیجه رسیدیم که در ایران بماند و دکترا را در ایران بگیرد. از آقای [محسن] رضایی، اوضاع جبهه را گرفتم. تغییر مهمی نداشت. قبل از دستور، چند کلمه ای راجع به قطع پای فرزند آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. وقتم به مطالعه گزارش ها و رسیدگی به امور جنگ _ که در اثر بارندگی و تخریب پل ها در راه ها، درگیری متوقف شده – گذشت. آشیخ حسین هاشمیان - عموزاده - آمد. درباره رفتار خط راست صحبت کرد و برای منسجم کردن خط مورد نظرش و راجع به لایحه اراضی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم در خانه مطالعه می کردم. برای اقامه [نماز] جمعه به دانشگاه تهران - رفتم. نظامی ها به مناسبت روز ارتش در نماز جمعه شرکت کرده بودند. در خطبه دوم احتمال دخالت ابرقدرت ها در خلیج فارس را مطرح کردم . عصر آقایان [ابراهیم] سنجقی و [غلامعلی]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۶۶
تمام روز در منزل بودم. وقتم به مطالعه، پیاده روی و رسیدگی به امر عملیات جاری در جنوب گذشت. آخر شب فرماندهان خط مقدم باز هم خواستند که عملیات کربلای 10 اعلام نشود، زیرا بدون اعلان، به خاطر عدم حساسیت و سردرگمی دشمن، پیشروی آسان تر است. تلفنی با جبهه در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گزارش ها - که در سفر یک هفته ای ام، انباشته شده است - گذشت. آقای رضایی از جبهه خبر داد که دیشب پیشرفت های جدیدی در منطقه ماؤوت داشته ایم و پاتک های دشمن هم آغاز شده و قرار شد، امروز بخشی از عملیات به نام فتح 5 اعلان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۶۶
اول وقت آقای سنجقی اطلاع داد که دیشب عملیات شمال غرب شروع شده و خبرهای اولیه می گوید نیروهای ما به شهر ماؤوت در کردستان عراق رسیده اند. بناست پس از استقرار کامل عملیات را اعلان کنیم که فرماندهان در بالای عراق، نیروی عراق را در فشار برای پاتک نگذارند. بعضی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۶۶
بعد نماز و صبحانه، با آقای مهندس فتحی از قسمت های مختلف شهرک [کشت و صنعت مغان] بازدید کردیم. با اینکه با ماشین حرکت می کردیم و به جز دو سه جا پیاده نشدیم، بازدید تا نزدیک ظهر طول کشید. طرح بسیار عظیم و مهمی است و باید پشتیبانی شود. سپس به سوی اردبیل حرکت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۶۶
اول وقت به دکتر روحانی گفتم، یک سایت هاگ برای عملیات شمال غرب ترتیب دهند. همراه با فرمانده پایگاه، برای بازدید، با اتومبیل گشتی در پایگاه زدیم. آقای انتظاری معاون سیاسی استانداری آذربایجان شرقی، برای توضیحات همراه ما آمد. از خیابانهای تبریز عبور کردیم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۶۶
خبر از جبهه جنوب گرفتم؛ گفتند از ساعت یک بامداد، فشار دشمن ادامه دارد . ساعت هشت صبح با اتومبیل به سوی سنندج حرکت کردیم. دو اتومبیل حامل دوشکا برای حفاظت ما را همراهی می کردند. خیابان های سنندج را با ماشین گشتیم. بیرون شهر، معاون عمرانی استاندار به ما
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۶۶
بعد از نماز استحمام کردم و خاطرات دیروز را نوشتم و به اخبار خارجی گوش دادم. آمریکا رذیلانه اخبار جنگ و پیروزی های ما را سانسور کرده است. آقای سنجقی از منطقه عملیاتی کربلای 8 خبر گرفت. گفتند دیشب لشکر 8 نجف پیشرفت کرده و سایر محورها تحکیم مواضع نموده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۶۶
ساعت پنج صبح برای نماز بیدارم کردند. باز هم تا ساعت هشت و نیم خوابیدیم. دیروز که از سحر تا ساعت سه و نیم بامداد امروز، یکسره در راه و در قرارگاه بودیم، خیلی خسته شده بودیم. از جبهه خبر گرفتیم. گفتند دشمن در یک نقطه پاتک کرده و لشکر 8 نجف را کمی عقب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۶۶
مهدی بیدارم نکرد. ساعت یک ربع به پنج بامداد، با زنگ پاسدارها بیدار شدم. گفتند که آماده حرکت هستند. فوراً بلند شدم، نماز خواندم، لباس بسیجی پوشیدم و ساعت پنج حرکت کردیم. آقایان [حسن] روحانی، [مصطفی] ترابی و [ابراهیم] سنجقی هم آمده بودند. یکسره تا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۶
با زنگ تلفن آقای سنجقی بیدار شدم. اطلاع داد که دیشب در شرق بصره ساعت دو و نیم بامداد، حمله را آغاز کرده ایم و توفیقاتی بدست آمده است . ساعت هفت و نیم صبح در دفترم با آقای رحیم صفوی [قائم مقام فرمانده نیروی زمینی سپاه] در قرارگاه مقدم صحبت کردم. گفت در خط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. تا ساعت ده صبح کارهای مجلس را که به منزل آورده بودم، انجام دادم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقای دکتر روحانی اطلاع داد که عراق حمله وسیعی به جزیره خارک و بندرگناوه کرده، ولی نتوانسته کاری انجام دهد و دو هواپیما از دست داده است . عصر برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۶۶
اول وقت آقای رضایی آمد. درباره برنامه عملیات آینده گزارش داد و مشورت کرد. به مجلس آمدم. قفل نمره ای [رمزدار] در دفترم باز نمی شد. در اتاق مجاور با فرمانده نیروی زمینی ارتش ملاقات کردم. گفت به زودی حمله محدودی انجام می دهند؛ خواهان برگشت بخشی از توپخانه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۸۲
در بصره، در حمله به خودروي انگليسيها، دو انگليسيكشته و يكي زخمي شده است. نوار جديدي از صدام [حسین] پخش شدهکه مردم را به مقاومت علیه اشغالگران تشویق کرده و از علما خواستهکه حکم جهاد بدهند/فرانسه گفته است که مصوبه احتمالی شورای امنیت در مورد لغو تحریمها علیه لیبی را وتو میکند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۶۶
تا ساعت هشت و نیم صبح در خانه مطالعه می کردم. به قصر فیروزه - محل ستاد سپاه پاسداران - رفتم و در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح صحبت کردم. باران شروع شد. صحبت را کوتاه کردم . دیشب و امروز باران زیادی در تهران باریده است. بیشتر وقتم به مطالعه اسناد تاریخ
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۶۶
در منزل تا ساعت ده و چهل وپنج دقیقه، برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. بحث جدیدی در [موضوع] استکبار و استضعاف شروع کردم . عصر و شب بیشتر به تماشای تلویزیون و مطالعه گذشت. آقای [محسن] رضایی اطلاع داد که عملیات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۶۶
آقای عبدالله نوری [نماینده امام خمینی در جهاد سازندگی و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد. شرح مذاکراتش با آیت الله منتظری را داد که ایشان را تشویق به عادی تر کردن وضعشان کرده است و پیشنهادهایی از این جهت داشت؛ منجمله رفت و آمد بیشتر مسؤولان با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. آقای [علی] آقامحمدی آمد. درباره مسائل قرارگاه رمضان و به کارگیری نیروهای معارض عراقی صحبت شد. اظهارات جلال طالبانی قابل بررسی است ؛ گر چه از اقداماتش می توانیم استفاده کنیم. اگر روس ها و سوری ها در جریان کارهای او باشند، فعلاً قابل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۶۶
تا ساعت هشت صبح به مطالعه و استماع اخبار گذشت . پاسداران برای صبحانه کله پاچه تهیه کرده بودند. برای انجام کارها و ملاقات ها، به مجلس رفتم. ساعت نه به مجلس رسیدیم. در گزارش ها موضوع مهمی نبود. جمعی از متخصصان موسسه [کشاورزی] حصارک آمدند. از مدیریت آنجا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. محسن، صبح زود به رفسنجان رفت. جمعی از فرماندهان لشکر 27 رسول الله(ص) تهران، پس از زیارت امام به منزل آمدند. قرار شد عیدی به آنها بدهم. توصیه کردم که در عملیات سعی کنند فرماندهان گردان ها را حفظ نمایند. نقطه مثبت در عملیات، حضور فرماندهان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۶
صبح زود، محسن برای رفتن به رفسنجان به فرودگاه رفت و در اثر ناهماهنگی ها، از رفتن بازماند و برگشت. تلفنی احوال عفت را پرسیدیم. گفت هنوز سرفه می کند و منتظر دکتر هستند؛ متأثر شدم. با محسن سر میز صبحانه، درباره وضع دانشگاه ها و تحقیق صحبت کردیم. دکتر]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۶۶
بعد از نماز صبح پائین آمدم و احوال محسن را پرسیدم. دیشب ساعت دوازده آمده بود و ما را بیدار نکرده و خوابیده بود. زمستان سال 58، قبل از حمله عراق به ایران و شروع جنگ تحمیلی، محسن برای تحصیل به خارج رفت و در این مدت، لیسانس را در بلژیک و فوق لیسانس را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. صبح زود بچه ها به کرمان و رفسنجان رفتند. مهدی برای درس خواندن پیش من ماند. نماز جمعه را آقای امامی کاشانی اقامه کرد؛ درباره مطالب سیاسی خطبه، با من مشورت نمود. احمدآقا تلفنی گفت، امام فردا در حسینیه ] جماران[ صحبت نمی کنند و از من خواست
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۶۶
تا ساعت نه صبح در منزل، ]ترجمه[ گزارش کمیسیون سنای آمریکا ]= کمیسیون تاور[ درباره مسأله مک فارلین و افتضاح آمریکا را خواندم . به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. رؤسای بانکها آمدند. سیاست های پولی و بانکی را توضیح دادند. تأکید کردم که از امکانات بانک ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۶۶
در منزل بودم. مهدی برای درس خواندن به منزل دوستش رفت. به اخبار رادیو صدای آمریکا و رادیو بی بی سی گوش دادم. هنوز افتضاح کاخ سفید در صدر اخبار است و مسائل خلیج فارس به آن اضافه شده است. اخبار مربوط به انقلاب ایران، جاذبه زیادی در رسانه ها دارد. خاطرات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۶۶
تا ساعت هشت و نیم صبح در خانه مطالعه کردم. مهدی برای درس خواندن به منزل دوستش رفت. همراه محافظان به بیمارستان فیروزگر رفتیم. دکتر جزایری معاون پارلمانی وزارت بهداشت و درمان هم آمده بود. حدود 45 مجروح جنگی در بخش خوابیده بودند. از همگی احوالپرسی کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۶
از منزل بیرون نرفتم. به آشنایان، بستگان و دوستان هم، که به عنوان دیدار عید می خواستند بیایند، جواب منفی دادم. بچه ها برای سفر به کیش و رفسنجان، صبح زود به فرودگاه رفتند، اما به خاطر بی نظمی که اسم آنها را به پرواز نداده بودند، بعد از دو سه ساعت معطلی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۶
تمام روز در منزل بودم. پیش از ظهر، احمدآقا ]خمینی[ آمد. گفت امام با اینکه قبول ندارند دو ارتش داشته باشیم، ولی نظر صریحی درباره آینده سپاه و ارتش نمی دهند. گفتم اگر سیاست کار در زمان امام روشن نشود، بعداً این مشکل لاینحل می ماند و مسائلی دیگر مثل ترکیب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۶۶
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، بچه ها را برای نماز و دیدن مراسم سال تحویل بیدار کردم. به اخبار فارسی]رادیو[صدای آمریکا گوش دادم؛] مطلب[ مهمی نداشت. هنوز رسوائی کاخ سفید ]در ماجرای مک فارلین [ و مسایل ایرانیان و لبنان در رأس اخبار است. صبحانه را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۸۲
محسن حکیم: پل برمر حق وتو ندارد، اما اگر شورای حکومتی تصمیماتی بر خلاف مصالح اشغالگران بگیرد معلوم نیست اجرا شود . سه هدف اصلی شورا: اداره کشور، بازسازی و تدوین قانون اساسی/ در شهرک صدر بغداد زد و خورد شدیدی بین آمریکاييها و طرفداران مقتدي صدر
ادامه مطلب
در روزنوشت های سال ۱۳۸۲ اکبر هاشمی رفسنجانی می خوانیم که عبدالله جاسبی چندبار نزد وی میرود و از ورود اقلام خاص توسط وزارت اطلاعات در پوشش دانشگاه آزاد اسلامی گلایه میکند
شیخ اکبر به او میگوید خودش رسیدگی میکند! و از بررسی نتیجه او هم خبری نیست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اسفند ۱۳۶۵
تلفنى با رییس جمهور درباره مطالب نمازجمعه، اظهارات دیشب ریگان، جنگ و امور کویت مذاکره کردیم. آقاى [محمدحسن] زورق [معاون سیاسى سازمان صداوسیما] آمد. درباره تبلیغات جنگ و مسایل گروگان ها و «ترى ویت» مذاکره شد و خطوط تبلیغى مشخص گردید. آقاى سرهنگ جمالى براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اسفند ۱۳۶۵
رادیو آمریکا به منظور وارد کردن تهمت سوء استفاده مالى به مقامات دیگر ایران از معامله اسلحه با آمریکا، شطینت جدیدى شروع کرده، ولى این تهمت قابل جااندازى نیست، شاید به خاطر اینکه بخشى از بهاى سلاح ها را بر خلاف قانون به مخالفان دولت نیکاراگوئه داده اند، و یا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اسفند ۱۳۶۵
تمام روز در منزل بودم. مراجعات تلفنى هم کم بود. شب دکتر ولایتى آمد. گزارش سفرش را داد. معتقد است بلغارها تمایل زیادى به توسعه روابط دارند و ما را نهایتاً پیروز [جنگ] مى دانند. آنها در مقابل پیشنهاد دادن موشک هاى فراگ و اسکاد، جواب را موکول به مطالعه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۵
به جلسه علنى مجلس رفتم. قبل از شروع جلسه به نمایندگان گفتم، وقت کم و پیشنهاد زیاد است، خوب است از بخشى از پیشنهادها صرف نظر شود که امروز کار بودجه تمام شود. چون تب شدید داشتم، زود به دفترم برگشتم. تا عصر به استراحت و مطالعه سطحى در دفترم گذشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۵
تا ساعت ده ونیم صبح در جلسه علنى ماندم. ظهر معاون استاندارى یزد و مدیر اراضى شهرى یزد آمدند. از قوه قضاییه یزد شکایت داشتند. سرهنگ ترابى آمد و پیشنهاد تعویض رییس ستاد [ارتش] را داد. آقاى صفایى مسئول عقیدتى سیاسى ارتش آمد. گزارشى از وضع کارش داد و کمک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۵
قبل از دستور درباره اظهارات امام و ولادت حضرت على(ع) صحبت کوتاهى کردم. تا ساعت ده ونیم در مجلس ماندم و تا عصر چند ملاقات داشتم. عصر هم به جلسه رفتم و بین نمایندگان نشستم. اول شب منزل آیت الله خامنه اى رفتم و درباره صحبت هاى امام و ضرورت کم کردن نزاع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۵
رییس جمهور تلفنى گفت مریض است و مشکل مى تواند به جلسه ملاقات امام بیاید. گفتم با توجه به مطالبى که در ارتباط با سالگرد حزب [جمهورى اسلامى] و نامه جمعى از نمایندگان به امام مطرح است، مصلحت نیست که در این جلسه غایب باشند. ساعت هشت ونیم به حسینیه جماران رفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۵
احوال آقاى آذرى قمى را پرسیدم؛ امیدوار است. تا ساعت ده وچهل وپنج دقیقه در خانه براى نمازجمعه مطالعه کردم. برف و باران در تهران مى بارید. به نمازجمعه رفتم. هنگام خطبه ها، باران متوقف شد. عصر آقاى [على اصغر] مروارید آمد. براى تثبیت وضع محل بنیاد انقلاب و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۵
تا ساعت هفت وچهل وپنج دقیقه صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم ماندم. آقاى سنجقى آمد و گزارشى از برنامه هاى آینده در غرب کشور داد و نیازها را مطرح نمود. جمعى از نمایندگان آمدند. از اظهارات در جلسه سالگرد حزب [جمهورى اسلامى] گله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۵
تا ساعت نه ونیم صبح در جلسه علنى بودم. پیش از ظهر آقاى شمخانى آمد و برنامه عملیات را گفت. تحلیل خوبى از جبهه شرق بصره ارایه داد و گفت آن قدر دو طرف جدى اند که گاهى جنگ به صورت تن به تن درمى آید؛ مثل این است که مشت به صورت هم بکوبند. ایشان فرمانده عملیات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۵
در گزارش ها مطلب مهمى نیست. وضع جبهه راکد است. توطئه اى تبلیغاتى براى انحراف افکار از افتضاح کاخ سفید به چشم مى خورد. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى ماندم. ظهر هم چند ملاقات داشتم. عصر در جلسه شرکت کردم؛ چون بحث بودجه جنگ مطرح بود. بعد از ختم جلسه به شوراى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۵
تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى ماندم. ظهر آقاى [اکبر] ترکان براى گرفتن بودجه ارزى و ریالى براى ساصد آمد. عصر [پروفسور لومر] یکى از اعضاى هیأت یونسکو که براى دیدن مراکز تاریخى آسیب دیده ایران در بمباران عراقى ها به ایران آمده است، به عنوان تقدیم پیام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۵
قبل از جلسه گزارش ها را خواندم. پیش از شروع جلسه علنى درباره جنگ براى نمایندگان صحبت کردم. در جلسه علنى تا هنگام تنفس ماندم. بحث در کلیات بودجه بود. امسال به خاطر وضع جنگ و به خاطر تذکر امام به نمایندگان، در خصوص خوددارى از صحبت هاى تضعیف کننده و دشمن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۵
در منزل بودم. وقتم به استراحت و قرائت گزارش ها گذشت. حاج احمدآقا آمد. اوضاع جبهه را براى اطلاع امام گرفت. راجع به اوضاع جارى مذاکره شد. گفت آقاى آذرى قمى خدمت امام آمده و از امام براى اداى قرض هاى روزنامه رسالت، کمک خواسته است و امام چیزى نداده اند. عصر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۵
براى نماز بیدارم کردند. تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. در اخبار صداى آمریکا به نظرم رسید که مى خواهند ریگان را حفظ کنند و شیوه تبلیغ علیه ما را عوض کرده اند. تهمت ناجوانمردانه فساد مالى در مسئولان ایران را مطرح کرده اند. استحمامى کردم و عازم برگشت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۵
ساعت شش بامداد بیدار شدم. آقاى سنجقى اطلاع داد که پیشرفت در جنوب کانال محدود بوده و در دو، سه محور بعد از شکستن خط دشمن عقب نشسته اند. لشکر 41 ثارالله پیشرفت داشته است؛ مجموعاً بهترین کار را در این مرحله، همین لشکر و لشکر 27 داشتند. به اخبار فارسى رادیو
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۵
بعد از نماز آقاى سنجقى آمد و اطلاع داد که دیشب به علت بارندگى و باد شدید، نیروهاى رزمنده تحرکى نداشته اند. سرهنگ ترابى و دکتر روحانى اطلاع دادند نیروى زمینى ارتش در منطقه حاج عمران حمله کرده و لشکر 64 ارومیه، توانسته اهداف خود را بگیرد. تا عصر دو سه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۵
ساعت هفت ونیم صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتم. مهمى نداشت. از جبهه کسب خبر کردم، معلوم شد بخشى از تصرف هاى دیشب را از دست داده ایم و بخشى را داریم. چون وضع روشن نبود، در کیفیت اعلان خبر مشکل داشتیم که ادامه عملیات کربلاى پنج باشد یا عملیات کربلاى هفت. تا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۵
گزارش ها را خواندم. در گلف کارى نداشتیم. قرار شد براى بازدید بخش هایى از خوزستان و کهکیلویه برویم. تلفنى از منزل احوال پرسى کردم. ساعت نه صبح به قصد بازدید دریاچه اى در منطقه «کُت» از توابع بویراحمد، به سوى رامهرمز حرکت کردیم. پس از عبور از رامهرمز از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۵
براى نماز صبح که بیدار شدم، از جبهه خبر گرفتم. معلوم شد، لشکر 27 حضرت رسول(ص) در کنار کانال ماهى هدفش را گرفته، ولى چون 25 کربلا پشت میدان مین و سیم هاى خاردار گیر کرده است، نتوانسته اهدافش را بگیرد و جناح چپ هم که پیشرفت داشته، به خاطر وضع 25 کربلا به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۵
بعد از نماز، اخبار صداى آمریکا را گرفتم. در کاخ سفید آمریکا، زلزله اى شدیدتر از گذشته، بعد از پخش گزارش کمیسیون تاور به وجود آمده است. ساعت نه صبح از دزفول حرکت کردیم و ساعت یازده ونیم وارد گلف شدیم. گفتند قرار است امشب عملیات جدیدى آغاز شود. تا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۵
خطبه هاى نمازجمعه را آماده کردم. باران از دیشب تا نزدیک ظهر ادامه داشت. چمدان را براى سفر به جبهه بستم. براى نماز به دانشگاه رفتم. باران ایستاد، ولى من خطبه ها را کوتاه کردم؛ جمعیت هم زیاد نبود. البته با توجه به بارش باران، حضور این تعداد هم عجیب است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۵
اول وقت به مجلس آمدم. تا ساعت ده صبح در جلسه علنى ماندم. لایحه بیمه بیکارى مطرح بود. به شوراى نگهبان درباره غیر موجه بودن رد تفسیر ماده 9 قانون اراضى شهرى تذکر دادم. به صداوسیما گفتم برنامه فوق العاده براى پخش پیروزى هاى دیشب داشته باشد. ظهر یک هیأت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۵
ساعت نه صبح به مجلس آمدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. دیشب در شلمچه نیروهاى ما پیشرفت داشته اند. روحیه عراقى ها ضعیف تر شده است. مسأله مهم دنیا، حوادث بیروت است و غرب به برخورد حزب الله با سوریه و تیره شدن روابط ایران و سوریه امید بسته است. کشتن 22
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۵
به مجلس آمدم. در گزارش ها مطلب مهمى نبود. از ساعت هشت وربع تا دوازده وربع یکسره در مجلس ماندم؛ چون لایحه اراضى شهرى مطرح بود و اهمیت داشت. حدود پنجاه هزار نفر از دانش آموزان تهران در پایان دهه مقاومت و انجام مراسم و راهپیمایى به مجلس آمدند. مراسم انجام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۵
در منزل ماندم. خستگى سفر را در کردم. گزارش ها را آوردند، خواندم. عصر آقاى [حسین] شیخ الاسلام [معاون سیاسى وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفر دو ماهه خود به لبنان و سوریه و تعقیب طرح حل مشکل بین امل و فلسطینى ها و کارشکنى هاى احزاب و لیبى و سوریه را داد. گفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۵
بعد از نماز و استحمام و پس از صرف صبحانه رفتیم و منطقه آبشار یاسوج را دیدیم. خیلى زیباست؛ شبیه [کوهستان] دربند تهران است. سپس همراه استاندار به سوى اصفهان حرکت کردیم. راه ها کوهستانى و باصفا و قسمتى از آن خاکى و صعب العبور است. استاندار براى تکمیل راه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۵
آقاى روحانى و آقاى [ابراهیم] سنجقى به عیادت آقاى [محمد] فروزنده رییس مهندسى قرارگاه خاتم - که در اثر تصادف در بیمارستان بسترى است - رفتند. گزارش ها را خواندم. ساعت نه صبح با اتومبیل از راه کهکیلویه به طرف تهران حرکت کردیم. در بین راه از شهرهاى امیدیه،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۵
ساعت شش صبح بیدار شدیم. بعد از نماز و استماع اخبار و صرف صبحانه از راه شوشتر، از دزفول عازم اهواز شدیم. قبل از حرکت، کمى در خیابان هاى پایگاه وحدتى پیاده روى کردیم. خیلى باصفا و خوش هواست. کمى هم با ماشین در خیابان هاى شهر دزفول گشتیم. آثار خرابی هاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۵
چمدان را براى سفر به خوزستان بستم و ساعت هفت وپانزده دقیقه با بدرقه و دعاى سفر عفت از خانه بیرون آمدم. در جلسه علنى، قبل از دستور درباره ولادت حضرت زهرا(س) و امام و [روز 29 بهمن] سالگرد قیام مردم تبریز [در سال 1356] و سالگرد شهادت جمعى از نمایندگان و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۵
دیشب برف بارید. ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. [آقاى موسى رفان] فرمانده نیروى هوایى سپاه آمد. در مورد پدافند هوایى موشکى و خرید موشک زمین به زمین صحبت شد. قرار شد دو سایت چینى در تبریز و قم برقرار شود. آقاى موسویان آمد. در مورد آیین نامه روابط دفتر [ریاست
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۵
تا ساعت ده ونیم صبح در جلسه علنى ماندم. مراجعه نمایندگان زیاد است. در دفترم آقاى رحیم صفوى آمد. براى مشکل در ارتباط با مسأله سیدمهدى هاشمى صحبت شد و از وضع جبهه گفت. آقاى [ایرج] صفاتى دزفولى رییس دیوان محاسبات آمد. از وضع بانک مرکزى گفت و تقاضاى اجازه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۵
امروز صبح براى ملاقات مجروحان جنگ به بیمارستان نورافشان رفتم. با حدود نود نفر ملاقات و احوال پرسى کردم و هدیه دادم. براى کارکنان صحبت کردم. وضع بیمارستان خوب بود و مجروحان از مدیریت پزشکان راضى بودند. ظهر به مجلس آمدم. عصر آقاى نقاشیان آمد و گفت یکى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۵
نیمه شب با صداى ضدهوایى ها از خواب بیدار شدیم. بعداً معلوم شد که بمبى در تهران نیفتاده و در بیرون از شهر افتاده است. اولین جلسه مجلس، بعد از تعطیل دهه فجر تشکیل شد. قبل از دستور درباره راهپیمایى عظیم مردم در روز 22 بهمن و مخصوصاً در شهرهاى بمباران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۵
ساعت شش صبح با صداى ضدهوایى هاى تهران بیدار شدم. معلوم شد هواپیماى دشمن نتوانسته بمب به تهران بیندازد و فرار کرده است. به مجلس آمدم. گزارش ها را خواندم. سفر آقاى دکتر ولایتى به شوروى، مورد توجه شرق و غرب است. آقاى لطیف صفرى آمد. گزارش وضع اسلام آباد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۵
آیت الله موسوى اردبیلى نمازجمعه را اقامه کردند. دیشب و امروز دو سه بار هواپیماهاى عراقى به تهران حمله کردند. دو سه بمب روى نقاط مسکونى افتاد و حدود بیست شهید و حدود یکصد مجروح به جا گذاشت. ما هم براى مقابله به مثل به بغداد موشک زدیم. از پدافند موشکى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۵
صبح مجلس آمدیم. نماینده نهاوند براى مسایل آن شهر که در اثر بمباران پیش آمده است، استمداد کرد. تا عصر بیشتر به قرائت گزارش ها و انجام امور جنگ گذشت. سفارت مان در انگلستان اطلاع داده که رییس کلیساى کانتربرى نامه اى به من نوشته و خواسته که براى نجات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۵
راهپیمایى [22 بهمن] با شرکت انبوه مردم حتى در شهرهاى مکرر بمباران شده، بیش از حد انتظار انجام شد. ارزش سیاسى بالایى دارد. ضمن راهپیمایى، هواپیماهاى عراق به چند شهر منجمله تهران و قم حمله کردند، ولى مردم رشادت به خرج داده و با دست هاى افراشته و شعار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۵
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. گزارش ها را خواندم. از جبهه اطلاع گرفتم. گفتند بناست امشب عملیات باشد. شب معلوم شد که به علت مهتاب و آمادگى دشمن، از این تصمیم منصرف شده اند. من هم تأکید کردم که ممکن است دشمن به خاطر احتمال عملیات در شب 22 بهمن آماده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۵
تا ساعت هشت صبح در منزل مطالعه کردم. در راه مجلس از غرفه ابزار تخریبى کشف شده از ضدانقلاب خرابکار و چیزهایى که مأموران خودمان ابتکار کرده اند، دیدن کردم. از جبهه خبر گرفتم. باز هم عملیات به تأخیر افتاده است. آقاى [علیرضا] معیرى معاون [سیاسى] نخست وزیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۵
تا ساعت هشت صبح در منزل به مطالعه گزارش ها پرداختم. به مجلس آمدم. از جبهه سراغ گرفتم. معلوم شد عملیات موعود انجام نشده و به بعد موکول گردیده است. آقاى محسن رضایى از توافق با حسنى سعدى تا حدودى راضى بود. آقاى موسوى از اعضاى دفترم آمد و از عدم همکارى روابط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۵
در منزل بودم. بیشتر وقتم به قرائت گزارش ها گذشت. چند بار با جبهه تماس گرفتم. قرار بود شب یکشنبه عملیات محدودى داشته باشیم. امروز حمله عراق از شلمچه دفع شده است. مذاکرات ارتش و سپاه براى تحویل وسایل ارتش، نیمه موفق بوده است. سه هواپیماى عراق ساقط شده. یک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۵
بعد از نماز صبح با کارکنان کمپ احوال پرسى کردم و گفتم مبلغى به افرادى که دیشب براى ما زحمت کشیده اند، بدهند. آنها قبول نکردند و آن مبلغ را حواله جبهه نمودند. ساعت شش ونیم صبح به سوى تهران حرکت کردیم. آقاى روحانى نقل کرد که بعضى از کارگران به احترام حضور ما
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۵
اول وقت آقایان محسن رضایى و رحیم صفوى آمدند. برنامه و مانور عملیات آینده را گفتند و تأکید بر تحویل ابزار جنگ از ارتش نمودند. ساعت نه ونیم از راه [استان چهارمحال و] بختیارى و اصفهان به سوى تهران حرکت کردیم. در مسیر از شهرهاى رامهرمز و ایذه در استان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۵
اخبار رادیو آمریکا و انگلستان، بوى توطئه دخالت مسلحانه در منطقه و مخصوصاً در لبنان و شاید در خلیج فارس علیه ما مى دهد. مسأله گروگان گیرى اخیر در لبنان و بازداشت [آقاى جرالد سیب] یک روزنامه نگار آمریکایى در ایران را بزرگ مى کنند. تا ساعت ده صبح در گلف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۵
اول صبح هنگام اذان بیدار شدم. استحمامى کردم و پس از نماز به اخبار خارجى و داخلى گوش دادم. آمریکایى ها عقب نشینى ما را بر خلاف ادعاى عراق که مهم معرفى کرده، جزیى قلمداد کرده اند. با دکتر روحانى درباره شیوه رفتار با نیروها و زمان و کیفیت ادامه عملیات و در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۵
ساعت پنج بامداد بیدار شدم. گزارش ها را خواندم و رادیوهاى فارسى آمریکا و انگلیس را گرفتم. هنوز مسأله رسوایى آمریکا در ارتباط با ایران مسأله روز است. گروگان گیرى جدید در لبنان، دارد بحران مى آفریند. بوى شرارتى از طرف آمریکا مى آید. پیروزى چشمگیر ایران در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۵
بعد از نماز و استحمام و کمى ورزش، چمدان را براى سفر به خوزستان بستم. تلفنى به آقاى [آیت الله] خامنه اى، وضع نامطلوب جبهه را گفتم و تأکید کردم عقب نشینى از غرب کانال ماهى، بیانگر وضع نامطلوب نیروهاى ماست. مى روم که اوضاع را از نزدیک ارزیابى کنم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۵
بعد از نماز، آقاى رضایى از جبهه اطلاع داد که دیشب دشمن در کانال زوجى در کنار کانال ماهى در نقطه استقرار لشکر الغدیر عبور کرده و نیروهاى ما را عقب رانده است. گفتم خیلى خطرناک است جدیت کنید و پس بگیرید. مدتى است که تأکید دارم، این نقطه در خطر است و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۵
تا ساعت ده ونیم در منزل کار کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. با توجه به جریان جنگ شهرها، نگرانى از بمباران نمازجمعه هست، ولى مردم بیشتر شرکت مى کنند. مهمانان دهه فجر آمده بودند. عصر از سپاه آمدند و خواستار گرفتن امکانات رزمى و توپخانه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۵
به مجلس آمدم. با جبهه تماس گرفتم. پاتک هاى دشمن را دفع کرده اند و مجدداً از امروز صبح، دشمن حمله کرده است. گویا عراق براى تأثیر بر کنفرانس کویت، تلاش مضاعف دارد و مقاومت نیروهاى ما خوب بوده. قرار شد براى خنثى کردن حرکات عراق، امروز تبلیغات داشته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۵
بعد از نماز، ورزش و صبحانه به مجلس آمدم. گزارش ها را خواندم و از جبهه خبر گرفتم. در جبهه دیشب پاتک سنگینى از دشمن را دفع کرده ایم. تلویزیون سى. بى. اس آمریکا مصاحبه با من را با تبلیغات به منظور بهره گیرى در اختلافات داخلی شان و جلب تماشاگر بیشتر پخش مى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۵
قبل از جلسه از جبهه سراغ گرفتم. پیشرفتى داشته ایم، ولى به اندازه مطلوب نبوده است. وضع جبهه را به نمایندگان گفتم. تا آخر جلسه ماندم؛ چون لایحه بیمه کارگران بی کار مطرح بود و اهمیت داشت. مراجعات نمایندگان خیلى زیاد بود و استمداد براى رفع مشکلات شهرهاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۵
صبح مجید فردوسى پور آمد و از وضع بنیاد پانزده خرداد رفسنجان گفت. ساعت نه صبح به مجلس آمدم. اخوى محمد آمد. درباره مصاحبه با تلویزیون سى. بى. اس آمریکا مذاکره کردیم. سپس مصاحبه انجام شد. حدود دو ساعت طول کشید. بیشتر درباره مسأله مک فارلین، گروگان ها،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۵
اول وقت به مجلس آمدم. از دو منطقه کربلاى پنج و کربلاى شش اطلاع گرفتم؛ تحرکى نداشته اند. قبل از رسمى شدن مجلس، وضع جنگ را به نمایندگان گفتم و در نطق قبل از دستور جواب اخطار ریگان را دادم. تا هنگام تنفس در جلسه ماندم. مراجعات نمایندگان زیاد بود. مشکلات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۵
بعد از نماز صبح به اخبار رادیو فارسى آمریکا گوش دادم. [رونالد ریگان] رییس جمهور آمریکا در مورد توسعه جنگ به کشورهاى دیگر به ما هشدار داده و تصرف اراضى عراق را محکوم نموده است. آقاى محسن رضایى آمد. وضع جبهه را توضیح داد. برنامه ادامه عملیات را در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۵
از آقاى رضایى وضع عملیات دیشب را استفسار کردم. مشخص شد در محور جاده شلمچه به بصره، پیشروى داشته ایم. دشمن در غرب کانال ماهى پاتک کرده و شکست خورده و اسیر هم داده است. از گزارش ها بوى قصد دخالت آمریکا علیه ما مى آید و به احتمال بیشتر، قصد ارعاب دارند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۵
دیشب عملیاتى در جبهه نداشته ایم و امروز خبرى براى پخش نداریم. به خاطر بحران جنگ شهرها، نیازمند خبر پیروزى هستیم. آقاى حسنى سعدى [فرمانده نیروى زمینى ارتش] آمد. توضیحاتى درباره عدم توفیق در عملیات کربلاى شش و برنامه آینده داد. عراق در جزیره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۵
قبل از اذان بیدار شدم. نافله شب خواندم و براى پیروزى رزمندگان دعا کردم و بخشى از سوره احزاب را که مربوط به جنگ است، قرائت نمودم. با اینکه بر اساس مبانى و نظر امام، در این جنگ حق با ماست و ما براى اسلام مى جنگیم و دشمن براى سرکوب اسلام، جنگ را شروع کرده و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۵
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت صبح گزارش ها را خواندم و به رادیوها گوش دادم. با اینکه تا حدودى به پیروزى ما در کربلاى پنج اعتراف مى شود، ولى هنوز تلاش در حفظ روحیه عراقى هاست. آقاى [على] شمخانى [فرمانده نیروى زمینى سپاه] و آقاى [محمد] باقرى [معاون اطلاعات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۵
بعد از نماز با آقاى شمخانى در قرارگاه مقدم تماس گرفتیم. اطلاع داد که در عملیات دیشب پیشرفت خوبى داشته ایم و دو جاده در جنوب منطقه عملیاتى را که دشمن از آنها استفاده مى کرد، قطع کرده ایم و خواست که نیروى هوایى، امروز فعال باشد. آقاى سنجقى هم اطلاع داد که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۵
بعد از نماز به مجلس رفتم. با جبهه تماس گرفتم. در منطقه نفت شهر، ارتفاع مهمى در شرق نفت شهر را گرفته ایم. در جنوب هم به طرف بصره پیشرفت داشته ایم. قبل از دستور در جلسه علنى سخنانى ایراد کردم که بیشتر به منظور جا افتادن حضورم در تهران قبل از رفتن به جبهه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۵
بعد از نماز تا ساعت نه صبح، در منزل گزارش ها را خواندم. از [جبهه] غرب، فرمانده نیروى زمینى گفت در اثر پاتک دیروز دشمن، دیشب نتوانسته اند عمل کنند و به فردا شب موکول شده است. به مجلس آمدم. تا ظهر به خواندن گزارش ها گذشت. آقاى معادیخواه، تلفنى خواست بودجه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۵
از جبهه ها خبر گرفتم. در جنوب پیشرفت داشته ایم و در جزیره بوارین و در غرب خبرى نبوده، جز پاتک دشمن. در نمازجمعه عمدتاً درباره جنگ حرف زدم. عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و فرماندهى نیروى هوایى صحبت شد. آقاى رحمانى آمد و درباره اعزام نیروهاى بسیج، براى اعزام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۵
ساعت نه صبح به مجلس آمدم. از جبهه ها سراغ گرفتم. جنوب خوب است و غرب جالب نیست. پیشروى جنوب هم کند است. بعد از تنفس در جلسه علنى شرکت کردم. پس از ختم جلسه، اوضاع جبهه ها را براى نمایندگان توضیح دادم. خیلى خوشحالند. بمباران شهرها در سایه پیروزی هاى جبهه، تلخى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۵
نزدیک صبح بیدار شدم. از نتیجه عملیات اطلاع گرفتم. گفتند در دو محور راست و چپ موفق بوده اند، ولى در دو محور وسط که اصل و هدف عملیات بوده، پیشرفتى نداشته اند. آقاى روحانى هم صبح از قرارگاه جلو آمد و شرح کار را داد. آقایان حجازى و رازینى هم آمدند.
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا

