خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 14:56کد خبر28212

بعد از نماز به کارهای دفترم و خواندن گزارش ها پرداختم. مهدی هم به مدرسه اش رفت. آقایان [محمدجواد] لاریجانی، [محمد جعفر] محلاتی و [سیروس] ناصری از وزارت خارجه آمدند. بنا دارند به سازمان ملل و روسیه سفر کنند. درباره مطالب مورد نظر برای مذاکره مشورت

بعد از نماز به کارهای دفترم و خواندن گزارش ها پرداختم. مهدی هم به مدرسه اش رفت. آقایان [محمدجواد] لاریجانی، [محمد جعفر] محلاتی و [سیروس] ناصری از وزارت خارجه آمدند. بنا دارند به سازمان ملل و روسیه سفر کنند. درباره مطالب مورد نظر برای مذاکره مشورت کردند. اجازه خواستند که در مذاکره محرمانه به دبیرکل سازمان ملل بگویند، اگر شورای امنیت عراق را به عنوان متجاوز و مسئول آغاز جنگ محکوم کند، ممکن است، به انتظار احکام دادگاه، آتش بس عملی به وجود آید. گفتم به نظر شخص من مانعی ندارد.

آقای [غلامرضا آقازاده] وزیر نفت آمد. از ضعف عملکرد پدافند گله داشت و برای پدافند غیر عامل میلگرد می خواست که به آقای [حمید] میرزاده تاکید کردم، بدهند و به دکترروحانی تذکر دادم .

آقای آقامحمدی آمد و گزارش وضع عملیات قرارگاه رمضان را داد و اعلامیه جبهه جدید کردستان عراق را - که از ترکیب پنج گروه به وجود آمده - آورد. ما گفته ایم جبهه را قبول نداریم. عصر تا هشت و نیم شب در دفترم کار کردم و سپس به منزل رفتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا